پس از خدمت بیش از یک دهه به نمایندگی از مردم اوتیسم قبل از دولت فدرال ، من اهمیت گوش دادن به احترام به هر دو طرف یک موضوع را آموخته ام و سعی در درک هر دو منظر دارم. هنگامی که رئیس جمهور ترامپ دستورات اجرایی پایان دادن به پشتیبانی DEI و ED ویژه در دولت فدرال را صادر کرد ، من تعجب نکردم زیرا من استدلال های وی را از طرف افرادی که به کمیته هماهنگی اوتیسم بین سازمانی می پردازند ، شنیده ام ، نهاد مسئول ارائه برنامه استراتژیک اوتیسم به کنگره هر سال.
من به خوبی از احساسات ضد دی دی از مردم وسیع آگاه بودم ، حتی که تاکنون تا حد زیادی نادیده گرفته شده بودند. همه ما شنیده ایم که کسی بگوید ، “اگر فقط من سیاه/زن بودم/یک دامپزشک معلول/LGBTQ ، من آن شغل/ارتقاء/تبلیغ/تحقیق/قرار ملاقات را دریافت کرده ام.” این عبارت در سازمان های آموزش ، دانشگاه ، صنعت و سازمان های غیرانتفاعی آمریکایی فراگیر شده است.
من مانند بسیاری دیگر ، من مدتهاست که این شکایات را نادیده گرفته ام ، زیرا احساس می کردم جامعه وظیفه دارد فرصت های بیشتری را به گروه های سابق محروم بدهد. من هرگز در مورد نارضایتی چنین سیاست هایی که در بین میلیون ها نفر که احساس می کردند از فرصت محروم شده اند فکر نکرده ام.
همین اتفاق در مدرسه دولتی رخ داده است ، جایی که مبلغ انبوه پول برای کودکان دارای نیازهای ویژه به روشهای درمانی پر هزینه ریخته می شود ، حتی به این دلیل که سایر کودکان به دلیل واجد شرایط بودن ، از همان پشتیبانی ها محروم می شوند. اگر این یک مدرسه دولتی باشد ، مردم معتقدند که چگونه می توان برخی از خدمات آن را برای چند دانش آموز منتخب محفوظ کرد؟ آنها گفتند که این عادلانه نیست. وقتی این حرف را از والدین شنیدم ، که به سادگی برای فرزندان خود کمک می خواستند ، چه کاری می توانم انجام دهم اما موافقم؟
نتیجه این پویایی ها ، کم تحرک و نارضایتی شدید در بین افرادی بود که احساس می کردند از ابتکارات خوب و ذهنی که در ابتدا قصد انجام درست توسط سایر گروه های مردم را دارند ، مورد ستم قرار گرفته اند.
در هر انتخابات ریاست جمهوری به یاد من ، حذف DEI یا ED ویژه هرگز موضوع بحث نبود. این بار متفاوت بود. آمریکایی ها رئیس جمهور را انتخاب کردند که عهد کرد دستور قدیمی را خراب کند و این یکی از مواردی بود که باید انجام شود. اکنون که این اتفاق افتاده است ، و احساس می کنم دلایل این عمل را می فهمم ، می دانم که این یک لحظه مناسب برای ایجاد راه بهتر برای پیشبرد ، حداقل در مورد افراد عصبی است.
ما می توانیم با پذیرش اینكه DEI ، در بعضی از موارد ، از مردم فرصت را از بین برد و تلاش ها را هدف قرار داد. اگر یک شغل مانند کالج ارائه می دهید ، و به کاندیداهای گروههای حاشیه نشین اولویت می دهید ، این تعادل را به طور ظریف در برابر افراد غیر نشر نشان می دهد. ضد آرژنها یا میزان تأثیرگذاری مردم اکنون مهم نیست. واقعیت این است که مردم این دیدگاه را برگزار کردند و دولت را انتخاب کردند که عهد کرد چیزها را تغییر دهد و آنها این کار را کردند.
در حالی که آرمانهای ابتکارات استخدام DEI نجیب بودند ، به نظر می رسد که به طور بالقوه در مواجهه با امیدها ، رویاها و غرور فردی پرواز می کنند. در فضای عصبی ، مدتهاست که استدلال می کنم که برنامه های DEI مانند اوتیسم در محل کار شکست هستند زیرا آنها هرگز به تعداد قابل توجهی از افراد اوتیسم کمک نکرده اند. آنها همیشه توسط ننگ عقب نگه داشته می شدند. اکثریت قریب به اتفاق افرادی که می خواهند کار کنند می خواهند استخدام شوند زیرا آنها بهترین معلم/مهندس/حسابدار/هر چیز دیگری خواهند بود. هیچ کس نمی خواهد بهترین “اوتیسم در استخدام کار” باشد. هیچ کس نمی خواهد استخدام DEI باشد.
با این حال ، حمایت های ارائه شده به افراد در برنامه های کار در اوتیسم در حال توانمندسازی بود و می تواند به هر استخدام جدید کمک کند تا موفق باشد. چه کسی نمی خواهد به مربی دسترسی داشته باشد تا در هفته های اول در مورد این کار از طریق مشکلات صحبت کند؟ آیا دوست ندارید برخی از اقامتگاه های گاه به گاه مردم AAW مانند توانایی پوشیدن هدفون های سر و صدا در حال انجام یا کار در فضاهای مختلف یا در ساعات عجیب و غریب؟ البته شما می خواهید. سازمان ها به جای اینکه از دست دادن این برنامه ها ابراز تاسف کنند ، این فرصت را دارند که بازی خود را بیشتر کنند و پشتیبانی ویژه ای را که به افراد در برنامه های DEI داده می شود به همه کسانی که احساس نیاز به آنها می کنند ارائه دهند.
همین مسئله در مدرسه دولتی ، در ویژه ویرایش صادق است. قوانین فدرال مربوط به دسترسی به آموزش و پرورش تغییر نکرده است. اگر بچه ها با چالش های زبانی یا رفتاری به مدرسه بیایند ، مدرسه برای کمک به شما ملزم است. اما این کمک گران است و تابلوهای مدرسه ارزان هستند. برخی از آنها مشکلات نگرش دارند ، فکر می کنند مدرسه را سخت می کنند و بچه های امروز نیز می توانند. گفتن به مناطق مدرسه آنها نمی توانند آنقدر محدود کننده باشند که چه کسی به آنها کمک می کند ، مطمئناً چیزی است که بسیاری از آنها تحسین می کنند.
آیا هزینه بیشتری دارد؟ احتمالاً. بیشتر اوقات چیزهای بهتر هزینه بیشتری دارند. اما لازم نیست بانک را بشکند. ما می توانیم اسکان معقول مانند زمان اضافی (در حال حاضر محدود به دانشجویان ویژه “واجد شرایط”) را در دسترس هر کسی قرار دهیم. ما می توانیم مدارس را به ساخت و سازها متعهد تر کنیم – نور طبیعی بیشتر ، محیط نرم تر و فضای برای فشرده سازی در صورت نیاز. در انجام این درخواست ها ، بچه های ویژه ED واقعاً قناری ها در معدن زغال سنگ هستند. آنها و والدینشان برای آن چیزها می جنگند ، اما آنها واقعاً می توانند به نفع همه باشند و قدم سمت راست باز کردن آنها است.
اگر من امروز در مدرسه بچه بودم ، ترجیح می دهم در یک برنامه باز برای همه ، درمانی ویژه ای داشته باشم ، از آنچه در یک برنامه ویژه ای هستم که می تواند مرا در معرض حاشیه نشینی ، زورگویی و ننگ قرار دهد – این همان کاری است که برنامه های امروز می توانند انجام دهند.
از نظر من ، آینده ممکن است کلمات dei یا ed خاص را نداشته باشد ، اما اگر ما از این برنامه ها پشتیبانی کنیم و آنها را جهانی کنیم و آنها را جهانی کنیم ، ما مدارس و مکان های کار را برای همه ما مکان های بهتری خواهیم ساخت.