من ترجیح می دهم در برابر انسان در برابر انسان بایستم تا با انسان در برابر خدابشر – Aristide de Sousa Mendes در مورد فداکاری خود (به نقل از ویلکه ، 2007 ؛ ترجمه شده توسط این فرانسوی توسط این وبلاگ نویس).
در مارس امسال ، 2025 ، من از مرکز تحقیقات ویلام جیمز در لیسبون ، و از جاده باغ توتون و تنباکو عبور کرد تا نگاه دیگری به museo do fadoبشر با دانستن کمی در مورد این نوع پرتغالی از بلوز فراتر از چند آهنگ از آمالیا رودریگز ، احساس کردم زمان آن رسیده است که کمی آموزش بیشتری داشته باشد. تحصیلات من دریافت کردم ، اما این یک موضوع غیر منتظره بود.
یک بار در در ، من یک چرخش راست تیز درست کردم و خودم را در فروشگاه سوغات پیدا کردم ، وسوسه ای که من از لحاظ قانون اساسی قادر به مقاومت در برابر آن نیستم. تقریباً بلافاصله ، یک کتاب به زبان فرانسوی با عنوان l'istoire des juifs portugais چشمم را گرفت من به Providence اعتقاد ندارم ، اما من از هنرهای زیبا که همزمانی های خنک را پرورش می دهد ، لذت می برم.
چه تصادفی؟ درست روز گذشته ، من از موزه ای که به تاریخ شهر لیسبون اختصاص داده شده بود ، بازدید کرده بودم. طبق گفته اسطوره ، این شهر توسط ادیسه تأسیس شد ، اگرچه من ترجیح می دهم به ققنوس ها اعتبار دهم. مردم دیرینه در اطراف بودند ، سپس رومی ها آمدند و سرانجام پرتغالی های کاتولیک مدرن. از کجا می توانم یاد بگیرم ، از یک مرد رسمی به نظر می رسد ، در مورد ویسوتوت ها ، مورها و یهودیان؟ “سینتو میتو، “او کوچک شد ، یا چیزی به این نتیجه. من احساس ناراحتی کردم. آموزش تاریخ با حذف کیف من نیست.
داستان Aristides de Sousa Mendes
بنابراین ، دیدن کتاب پروفسور کارستن ویلکه (2007) ، en bon français، من را با روحیه ای شاداب کنید. من تصور کردم که ویلکه باید مانند من یک ودیگوت روز گذشته باشد ، اما من هیچ علاقه ای به ردیابی کتاب او نداشتم en bon allemandبشر من آماده بودم تا خودم را از منطقه راحتی خود بیرون بیاورم و با زبان غیرقابل تحمل از مبارزه کنم La Grande Nation یک بار دیگر ، بعد از دبیرستان.
و این داستانی است که من می خواهم با شما در تمام کوتاه بودن وحشیانه خود با شما به اشتراک بگذارم. در نزدیکی پایان کتاب ، ویلکه ، بحران وجدان یک مرد را توصیف می کند ، که این مرد با انجام کار درست با هزینه زیادی برای خود و خانواده اش حل کرد. در سال 1940 ، Aristides de Sousa Mendes کنسول پرتغالی در بوردو ، فرانسه بود ، شهری که خود را با پناهجویانی که پیش از نیروهای پیشرفته آلمانی فرار می کردند ، باتلاق می کردند.
در خیابان ، د سوسا به یک خاخام اروپای شرقی ، که 10 سال قبل در بروکسل زندگی کرده بود ، سوار شد. آنها صحبت کردند و گزارش را پیدا کردند. خاخام گفت که می خواهد خانواده خود را به لیسبون ببرد و از آنجا به آمریکا برود. آیا کنسول می تواند ویزا ارائه دهد؟ د سوسا گفت نه ؛ دیکتاتور فاشیست سالازار آن را ممنوع کرده بود. با این حال ، کنسول برای شب خاخام و خانواده اش را به محل زندگی خود دعوت کرد. هنگامی که خاخام با درخواست خود ادامه داد ، کنسول تکریم کرد و پیشنهاد داد که ویزا را برای خانواده صادر کند.
در حرکتی حیرت انگیز ، خاخام این پیشنهاد را رد کرد. او توضیح می داد ، اگر او توضیح داد ، اگر د سوسا به هزاران پناهنده در بوردو ویزا می داد. اکنون بحران وجدان د سوسا با تمام توان روبرو شد. یکی از پسرانش به او توصیه کرد که کارهای بشردوستانه را انجام دهد. یکی دیگر از مشاوره های مربوط به آن ، به خاطر معیشت خود و سوگند اداری د سوسا.
Sousa Mendes از دستورات دفاع می کند
صبح روز بعد ، د سوسا لباس پوشید ، تراشیده شد ، درها را به سمت دفتر خود باز کرد و فریاد زد: “بیایید این کار را انجام دهیم!” (در پرتغالی ، ما فرض می کنیم). او برای روزها کار می کرد ، هزاران ویزا را تولید می کرد ، از دستورات دولت خود برای ناامید کردن مخالفت کرد و خود را پناهندگان در مرز اسپانیا هدایت کرد. سالازار بلافاصله او را از پست ، افتخارات و مستمری خود رهایی داد. برای افزودن طنز ، سالازار بعداً برای باز کردن مسیر فرار برای کسانی که از نازی ها فرار می کنند ، اعتبار گرفت. تا دهه 1980 توانبخشی د سوزا نشد. وی اکنون یکی از بزرگترین مردانی است که پرتغال تاکنون تولید کرده است. وجود دارد سنوتاف (یک سارکوفاگوس نمادین خالی) به افتخار او در پانته (بنای ملی در لیسبون) مشرف به رودخانه تاگوس.
یک نفر می تواند در مکان مناسب و در زمان مناسب تغییر ایجاد کند و در صورت یافتن قدرت روبرو شدن با بحران وجدان (Krueger ، 2010). روانشناسی اجتماعی مدتهاست که مجذوب کسانی است که در چنین شرایطی شکست می خورند (به تحقیقات Asch ، Milgram ، Darley & Latané و داستان های انطباق ، اطاعت و بی تفاوتی از آنها فکر کنید). خوب است که به یاد بیاورید کسانی که کار درست را با هزینه شخصی عالی انجام می دهند (Krueger ، 2010).
اخلاق و اخلاق خواندن ضروری است
اوه ، و نام خاخام Chaim Tzvi Kruger بود. او نمی توانست بداند که قمار او (یک بازی ultimatum) پرداخت می کند. آیا این ایمان ، فیبر اخلاقی یا درک شهودی از اقتصاد روانی-رفتاری بود که دست کروگر را جابجا کرد؟
تصمیم گیری در مورد تصمیم گیری
در مورد د سوسا ، چگونه او تصمیم خود را برای کمک گرفت؟ شاید صحبت از تصمیم دقیق تر باشد-این از تصمیم گیری اصطلاح دوم ، که استاندارد است ، دلالت بر آژانس و آزادی خاصی برای انجام در غیر این صورت دارد ، در حالی که اصطلاح قبلی نوعی رنج را نشان می دهد. شخص متوجه می شود که پس از ذهن باید چه کاری انجام دهد ، عمدتاً ناخودآگاه ، اطلاعات ، احساسات و ترجیحات مربوطه را برطرف می کند.
این تصمیم سرانجام به آگاهی می رسد و به شخص اطمینان از هدف را ارائه می دهد تا اینکه نمی توان آن را انکار کرد. تصمیمی از این نوع مانند یک اشتیاق است. آزادی اراده ، در درک فولکلوریک ، لازم نیست (Krueger & Grüning ، 2025) ، و این بازیگر هنوز هم می تواند مورد ستایش یا سرزنش قرار گیرد. البته د سوسا قابل ستایش است.