روابط بر اساس درک متقابل، سرمایه گذاری عاطفی و تجربیات مشترک ساخته می شوند. اما حتی حیاتی ترین شراکت ها نیز می توانند با ناامیدی یا عصبانیت متزلزل شوند. ما گاهی اوقات در آن تبادلات شدید، بدون در نظر گرفتن تأثیر آنها، کلمات آزاردهنده را به زبان می آوریم. به طور خاص یک عبارت – “من اهمیتی نمی دهم” – به عنوان یکی از تاسف بارترین چیزهایی است که می توانیم به کسی که دوستش داریم بگوییم.
تاثیر “من اهمیتی نمی دهم” بر روابط
تحقیقات نشان داده است که عبارات نادیده انگاشته مانند “من اهمیتی نمی دهم” می تواند بر رضایت از رابطه و ارتباط عاطفی تأثیر بگذارد. تحقیقات جان گاتمن نشان داده است که زوج هایی که به طور مکرر از زبان تحقیر آمیز در هنگام درگیری استفاده می کنند، رضایت کمتری از رابطه و افزایش فاصله عاطفی را گزارش می دهند. در مقابل، زوجهایی که اعتبار و همدلی خود را ابراز میکنند – حتی در میان اختلاف نظر – احتمال بیشتری دارد که موفقیت درازمدت را تجربه کنند.
عبارت “من اهمیتی نمی دهم” احساسات طرف مقابل را نادیده می گیرد و دلالت بر بی اهمیت بودن نگرانی ها یا احساسات او دارد. این یک توقف مکالمه است که باعث می شود شریک زندگی شما احساس بی اعتباری و قطع ارتباط کند. اما با آگاهی و عادات ارتباطی بهتر، می توانید از افتادن در این الگوی مضر جلوگیری کنید.
بیایید سه سناریو رایج را که در آنها این عبارت ظاهر می شود بررسی کنیم و برخی از بینش ها و نکاتی را برای اجتناب از پشیمانی رابطه در نظر بگیریم.
سناریو 1: مرحله نهایی درمان خاموش
جاش و آماندا شش سال است که ازدواج کرده اند. با گذشت زمان، آنها الگوی خاموش شدن را در هنگام مشاجره ایجاد کردند. یک شب، در حین بحث در مورد پول، آماندا ناراحتی خود را تخلیه می کند در حالی که جاش ساکت نشسته است. او با عصبانیت می گوید: «دیگر برایم مهم نیست! هر کاری می خواهی بکن!» جاش اتاق را ترک می کند و احساس می کند آسیب دیده و بی اهمیت است.
بینش: در این سناریو، طغیان آماندا نشاندهنده ناامیدی عمیق اوست، اما کلماتی که او انتخاب میکند به جای تمایل به حل مسئله، جدایی ارتباط برقرار میکند. با گفتن “من مهم نیستم”، مکالمه را خاموش می کند و جاش را آزار می دهد و فضای کمی برای درگیر شدن یا پاسخ دادن به او باقی می گذارد.
نکته: هنگامی که ناامیدی ایجاد می شود، استفاده از جملات گسترده ای که به نظر می رسد مانند یک فرار احساسی است، آسان است. در عوض، سعی کنید احساسات واقعی خود را واضح تر بیان کنید. آماندا میتواند بگوید: «احساس میکنم غرق شدهام و انگار نگرانیهایم شنیده نمیشوند». این به جای ایجاد فاصله عاطفی، در را به روی گفتگو و حل و فصل باز می کند.
سناریو 2: مکانیسم دفاعی شریک بیش از حد کار شده
لورا ساعت های طولانی به عنوان وکیل کار می کند و شریک زندگی اش، استیو، یک پدر خانه نشین است استیو اخیراً احساس میکند که مورد قدردانی قرار نمیگیرد و نیاز خود را به کمک بیشتر در مسئولیتهای خانه ابراز کرده است. یک روز عصر، در حالی که استیو تمام کارهایی را که باید در خانه انجام شود فهرست میکند، لورا که از کار خسته شده است، زیر لب غر میزند: «برام مهم نیست، فقط خودت انجامش بده.»
بینش: پاسخ لورا از خستگی ناشی می شود، اما استیو آن را به عنوان نادیده گرفتن مشارکت و احساسات او می شنود. هنگامی که شرکا از «من اهمیتی نمیدهم» استفاده میکنند، ناخواسته نگرانیهای طرف مقابل را به حداقل میرسانند که نشاندهنده عدم همدلی است.
نکته: اگر از نظر عاطفی یا فیزیکی احساس خستگی می کنید، ضروری است که این موضوع را با هم در میان بگذارید، اما به گونه ای که ارتباط را دست نخورده نگه دارد. لورا میتوانست بگوید: «در حال حاضر آنقدر خستهام که نمیتوانم فکر کنم، اما میخواهم وقتی انرژی بیشتری داشته باشم در این مورد صحبت کنم.» این به استیو نشان میدهد که نگرانیهای او درست است، اما او به وضعیت عاطفی لورا احترام میگذارد.
سناریوی 3: اختلافات کوچکی که گلوله های برفی ایجاد می کند
کارلوس و میا دو سال است که با هم هستند و با هم زندگی می کنند. آنها معمولاً به خوبی کنار می آیند، اما در مورد اینکه یک بعدازظهر برای شام کجا بروند، بحث می کنند. این به عنوان یک اختلاف بی اهمیت شروع می شود اما به زودی تشدید می شود. کارلوس ناامید با صدای بلند گفت: «برایم مهم نیست کجا برویم. من به این استدلال احمقانه اهمیتی نمی دهم.» میا به وضوح صدمه دیده است و تنش تا پایان عصر ادامه دارد.
بینش: چیزی که ممکن است به عنوان یک مسئله جزئی شروع شده باشد، زمانی که کارلوس میگوید: «به من اهمیتی نمیدهد»، نه تنها به انتخاب رستوران، بلکه به خود بحث نیز تبدیل میشود. برای میا، این عبارت به بی تفاوتی در مورد او و رابطه ترجمه می شود. این ارتباط نادرست می تواند به شکاف عاطفی عمیق تری منجر شود.
نکته: در لحظات ناامیدی، بسیار مهم است که حواسمان به کلماتی باشد که استفاده می کنیم. کارلوس میتوانست به جای پیشفرض «به من اهمیت نمیدهد» بگوید: «نمیخواهم این به بحث بزرگتری تبدیل شود. بیایید کمی استراحت کنیم و وقتی هر دو آرام هستیم، آن را بفهمیم.» این از تشدید اختلافات جزئی جلوگیری می کند و نزدیکی عاطفی را حفظ می کند.
روابط ضروری خوانده می شود
نتیجه گیری
“من مهم نیستم” عبارتی است که می تواند به راحتی وارد مکالمات شود وقتی احساسات بالا می رود، اما وزن پنهانی را به همراه دارد که اغلب بیش از آنچه ما تصور می کنیم به روابط آسیب می زند. با توجه به نحوه ابراز ناامیدی و برداشتن گام هایی برای تأیید احساسات شریک زندگی خود، می توانیم روابط انعطاف پذیرتری را تقویت کنیم.
دفعه بعد که وسوسه شدید بگویید: «برام مهم نیست»، مکث کنید، فکر کنید، و به این فکر کنید که چگونه می توانید برای ایجاد ارتباط به جای ایجاد فاصله بین خود و شریک زندگی خود، ارتباط برقرار کنید.