00:35 - 2025/04/08

یافتن تحقق پس از بازنشستگی از کاری که دوست داریم

[ad_1] وقتی یک حرفه با ارزش را ترک می کنیم ، چگونه می توانیم خوشحال و برآورده کنیم؟ این پست وبلاگ به بررسی چالش های شناختی و عاطفی در یافتن رضایت در بازنشستگی می پردازد.1 این فقط مربوط به بازنشستگی نهایی ما نیست. ما ممکن است در طول زندگی ...

یافتن تحقق پس از بازنشستگی از کاری که دوست داریم

[ad_1]

وقتی یک حرفه با ارزش را ترک می کنیم ، چگونه می توانیم خوشحال و برآورده کنیم؟ این پست وبلاگ به بررسی چالش های شناختی و عاطفی در یافتن رضایت در بازنشستگی می پردازد.1

این فقط مربوط به بازنشستگی نهایی ما نیست. ما ممکن است در طول زندگی خود خود را به چندین شغل اختصاص دهیم. به عنوان مثال ، بیشتر ورزشکاران قبل از میانه بازنشسته می شوند و بیش از نیمی از زندگی آنها هنوز در پیش روی آنهاست.

حرکت به جلو پس از بازنشستگی

عنوان یک مطالعه انجام شده توسط روانشناس یونگمین کیم و جامعه شناس فیلیس مون این سؤال را مطرح می کند ، “آیا بازنشستگی برای بهزیستی ذهنی خوب است یا بد؟” جواب این است ، هر دو. برخی از افراد پس از بازنشستگی ، رضایت مداوم زندگی یا حتی افزایش رضایت را نشان می دهند. برخی دیگر کاهش قابل توجهی در رضایت از زندگی نشان می دهند ، که با درآمد ، وقت آزاد یا سلامتی قابل توضیح نیست. چه چیزی برای این تفاوت حساب می شود؟

آماده سازی و تغییر مکان

در صورت امکان ، آماده سازی برای بازنشستگی باید در حالی که ما در حال کار هستیم شروع شود – با کاهش ساعات اختصاص داده شده به کار و متنوع سازی فعالیت های روزانه ما. این به ما امکان می دهد تا با سایر سرگرمی های پاداش دهنده نمونه و آشنا شویم.

در حالی که تغییر مکان در زندگی ما پس از ترک شغل ، می توانیم با تعیین برنامه خودمان و با انتخاب فعالیت های خود ، به یک حس افزایش یافته دست یابیم. این آژانس افزایش یافته در تضاد مطلوبی با پشیمانی است که بسیاری از افراد بعداً در زندگی فاش می کنند: این که زمان آنها صرف فعالیت هایی است که به طور فعال انتخاب نشده اند اما آنها را به سمت خود می کشند.

پس از تغییر مجدد اولیه ، بسته به تغییر علایق و قابلیت ها ، سرگرمی های خاص ما ممکن است با گذشت زمان تغییر کند. با این حال ، به طور کلی ، ما از طریق فعالیتهایی که باعث ایجاد تولید می شود – از دانش و عشق به نسل های بعدی – به رضایت می رسیم. سخاوت با زمان ما آسان تر می شود زیرا تعداد بیشتری از آن برای خانواده و دوستان در دسترس است.

شروع کردن

پس از بازنشستگی ، ما می توانیم در الگوهای آشنا تغییراتی ایجاد کنیم و به زمینه های تخصصی ادامه دهیم ، اما باید دوباره تازه کار را در نظر بگیریم و تمایل به اشتباه کردن راه خود را برای مهارت در نظر بگیریم.

انتخاب دیگران می تواند شگفت آور به نظر برسد. به عنوان مثال ، جورج دبلیو بوش پس از گذراندن بخش بزرگی از زندگی بزرگسالان خود در سیاست ، به نقاشی بازنشسته شد و به یک هنرمند تجسمی بیانگر تبدیل شد. و ممکن است خودمان را نیز شگفت زده کنیم. همراهی با مفاهیم جدید خود ، دنیای جدید و کنجکاو فرصت را باز می کند.

پشیمانی پیشگیری

افرادی که به پایان زندگی خود نزدیک می شوند پشیمان نیستند به خودی خود، اما آنها غالباً از میزان زمان متمرکز بر آن پشیمان می شوند. آنها از تعادل کار با سایر فعالیت ها ، به ویژه فعالیت هایی که ذاتاً در زندگی تأیید می کنند ، دفاع می کنند.2

این توصیه برای تعادل ما را تشویق می کند نه برای پیروی از قانون به اصطلاح 10،000 ساعته-یک قانون ، به هر حال ، که توسط تحقیقات سیستماتیک پشتیبانی نمی شود. اختصاص 10،000 ساعت به یک حرفه واحد ، موفقیت را تضمین نمی کند ، و پیگیری چندین AVOCATION باعث نمی شود ما را دلهره آور کنیم.

در اواخر زندگی ، در نود سالگی ، خاطرات دایانا آتیل نوشت: “من به مرحله ای رسیده ام که در آن امیدوار است که بخاطر تمرکز بر نحوه عبور از حال ، بخشش شود.” این شامل بخشش خودمان با یادآوری شرایط قبلی ما و درک چگونگی تأثیر آنها در انتخاب های ما است. این همچنین به معنای درمان بازنشستگی به عنوان فرصتی برای در نظر گرفتن انتخاب های مختلف در هنگام پاسخگویی به خواسته های کار است.

در پایان زندگی ، مردم بر ارتباط با خانواده و دوستان تأکید می کنند. در واقع ، پس از سالها ارائه مراقبت تسکین دهنده به افراد در حال مرگ ، برنی وایر نتیجه گرفت: “این همه در پایان به عشق و روابط می رسد.”

ارزیابی مجدد رویکرد لیست سطل برای بازنشستگی

کار کردن از طریق لیستی از لذت های طولانی که فقط به یک هدف بزرگتر در ارتباط است ، رضایت را برای مدت زمان محدود فراهم می کند.

اگرچه اولین دو فعالیت می تواند هیجان انگیز باشد ، اما آنها به زودی احساس تعهد را به دست می آورند ، اما بدون رضایت از تعهدات قبلی که شامل خانواده و کار می شود. یک لیست سطل مستقل ، لیست ، بدون ساختار بهم پیوسته و بدون دلیل اصلی ، غیر از تکمیل آن است.

یادگیری از تحقیق در مورد ورزشکاران

از بین تمام ورزش ها ، ژیمناستیک منجر به جوانترین بازنشستگان می شود و استرس قابل توجهی ایجاد می کند و مهمترین چالش جستجوی یک است هویت جدیدبشر3

در مطالعه خود در مورد ژیمناست ها ، Francesca Cavallerio و همکارانش سه دسته از روایت های پس از بازنشستگی را شناسایی کردند: گرفتار ، رفتن به جلو و حس. با گرفتار روایت ، افراد هویت ورزشی مفرد داشتند و پس از بازنشستگی قادر به ایجاد هویت جدید نبودند. با به جلو رفتن روایت ، ژیمناست ها در طول حرفه خود هویت های مختلفی ایجاد کردند و سپس در زندگی پس از بازنشستگی شکوفا شدند. در عذاب روایت در بین ، خاطرات قبل و در حین ژیمناستیک ، با باز بودن در امکانات جدید و نامشخص ، اما بدون تعهد محکم قرار دارد.

این روایت درگیر به ما می گوید که با حرفه خود درگیر نشویم. این روایت ساختگی می گوید که باز و آماده متعهد به فعالیت های جدید است-و انتظار یک دوره تعدیل پس از بازنشستگی را دارد. روایت رو به جلو ، تنوع و تعادل را ارتقا می بخشد ، حتی اگر روی مشاغل ما متمرکز شود.

آن ژیمناستیک ها با روایت رو به جلو ، در حین انجام ژیمناستیک فعالیت های مختلفی را انجام داده بودند و قبل از ترک فعالیت ورزشی خود ، خود را به خوبی آماده می کردند. داستان آنها این بود: “من چیزی بیش از یک ژیمناستیک بودم. اکنون بیش از یک ژیمناستیک سابق هستم. من مشتاقانه منتظر آنچه آینده است.” آماده سازی خود برای بازنشستگی با در آغوش گرفتن خود در هنگام کار می تواند برای همه ما اعمال شود.

فراتر از سفر قهرمان ما

همانطور که توسط تحقیقات در مورد ورزشکاران بازنشسته نشان داده شده است ، یک تغییر شناختی عمیق در بازنشستگی با هویت است. دیگری تغییر در روایت زندگی ما است.

در قهرمان با هزار چهره ، جوزف کمپبل پیشنهاد می کند که ما با روایت قهرمان آرکتیپال در سه عمل به زندگی کاری خود نزدیک شویم: 1) فراخوانی به ماجراجویی ، 2) برخورد با چالش های دشوار ، و 3) پیروزی – با موفقیت ماجراجویی حرفه ای ما. ما لزوماً خودمان را به عنوان دیوید در حال جنگ با گلیات یا بتمن در حمایت از گاتهام نمی دانیم ، اما خودمان را در چالش های مختلف حرفه ای خود غالب می دانیم.

با این حال ، همچنین وجود دارد عمل چهارم، بعد از اینکه آنچه را که کمپبل “چشم انداز رضایت بخش از تحقق” از سفر قهرمان می نامد ، پشت سر گذاشتیم.

در این زمان ، اگر ما آرزوی سومین عمل سفر قهرمان را داشته باشیم ، ناامید و ناراضی می شویم. اما اگر به این عمل چهارم برویم و زندگی روزمره ای غیرخطی خود را بپذیریم ، می توانیم یاد بگیریم که خودمان را به روش های دیگری انجام دهیم – با دوست داشتن خانواده و دوستان خود و با دادن عشق و دانش خود به کسانی که هنوز در سه مرحله اول سفر قهرمان خود هستند.

در نهایت ، به گفته کمپبل ، پس از بازنشستگی از چالش و موفقیت حرفه ای ، بهزیستی ما به فیلمنامه ای که انتخاب می کنیم بستگی دارد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان