[ad_1]
اگر در پنج سال اول زندگی خود با یک شامپانزه بزرگ شوید، چه تأثیری بر دنیای ذهنی شما خواهد داشت؟ رمان کارن جوی فاولر، همه ما کاملاً در کنار خود هستیم، اثرات عاطفی طولانی مدت پیوند با یک “خواهر” شامپانزه را بررسی می کند که به طور ناگهانی از خانواده انسانی خود حذف می شود. فاولر تحقیقات گسترده ای را برای نوشتن این رمان انجام داد، که آزمایش های واقعی را توصیف می کند که در آن دانشمندان شامپانزه ها را در کنار فرزندان خود بزرگ کردند (بارت، 2018). با این حال، داستان فاولر چیزی را ارائه می دهد که مطالعات علمی نمی توانند انجام دهند: سفری به ذهن شخصیتی که حواس خود را تجربه می کند و دنیای اطراف خود را مانند خواهر شامپانزه اش ترسیم می کند.
کارن جوی فاولر، ما همه کاملاً در کنار خود هستیم، نیویورک: پاتنام، 2013، جلد.
منبع: تصویر جلد آمازون. کارن جوی فاولر، ما همه کاملاً در کنار خود هستیم، نیویورک: پاتنام، 2013
مانند سایر حیوانات، مردم برای ترسیم محیط خود و زنده ماندن روزانه به پردازش فضایی متکی هستند (ماکسیم و براون، 2023). خاطرات اپیزودیک (خاطرات آگاهانه و شخصی از رویدادها) که به بسیاری از افراد احساس خود را می دهد، شامل زمان و مکانی است که آن رویدادها در آن رخ داده اند (تورس مورالس و کانسینو، 2023). درک فضا یک توانایی یکپارچه نیست و مهارت های مختلفی را شامل می شود. پیمایش، تشکیل نقشه های ذهنی، به خاطر سپردن صحنه ها و مکان ها، و ردیابی اجسام متحرک، همگی نیازمند ذهن هستند که فضا را نشان دهند (فان و همکاران، 2023).
جای تعجب نیست که چندین ناحیه مغز در پردازش فضایی نقش دارند (تورس مورالس و کانسینو، 2023)، و افراد در توانایی های فضایی خود بسیار متفاوت هستند (ماکسیم و براون، 2023). افراد تا حدی کنترل دارند که آیا از فضا یا زمان برای یادآوری تجربیات استفاده میکنند، زیرا دستورالعملها در یک کار حافظه میتوانند بر روی گزارشهای افراد از یک رویداد بهخاطر اثر بگذارند (هیلی و همکاران، 2024). در کارهایی که افراد را ملزم به تشکیل خاطرات جدید می کند، نحوه ارائه اطلاعات می تواند بر نحوه رمزگذاری آن تأثیر بگذارد (یوسف و همکاران، 2024). کودکی که مسیریابی را با تماشای یک شامپانزه یاد می گیرد، ممکن است به خوبی فضا را متفاوت از کودکی که با خواهر و برادر بزرگ شده است، تجربه کرده و به یاد بیاورد.
در رمان فاولر، قهرمان 38 ساله، رزماری، خوانندگان را به سفری احساسی می برد و داستان زندگی خود را تعریف می کند. او تلاش می کند تا گذشته آسیب زا خود را به خاطر بیاورد، و داستان او به صورت خطی ظاهر نمی شود (بارت، 2018). رزماری از فضا برای سازماندهی داستان خود استفاده میکند و بلوکهایی از آن را در ایندیانا، جایی که در آن بزرگ شده، تنظیم میکند. در کالیفرنیا، جایی که او تحصیل کرد. و در داکوتای جنوبی، جایی که او اکنون در مهدکودک تدریس می کند. رزماری برای راهنمایی خوانندگان به خانههایی اشاره میکند که خانوادهاش در آن زمان و بعد از آن با خواهر شامپانزهاش فرن در آن زندگی میکردند. در ادبیات، بسیاری از شخصیتهای راوی داستانهای خود را از طریق مکانها ساختار میدهند، اما درک رزماری از فضا نشاندهنده سالهای شکلگیری او با فرن است.
گیلز لورن، شامپانزه در پارک ملی جنگل کیبال، 14 دسامبر 2022
منبع: Giles Laurent. مجوز بین المللی Creative Commons Attribution Share Alike 4.0
لمس و بویایی بر خاطرات رزماری از گذشته حکومت میکند و نقشهای راهنمای این حواس را هنگام بررسی محیط کودکیاش نشان میدهد. او به خوانندگان میگوید که وقتی فرن ناپدید شد، «از دست دادن او را به شکل فیزیکی قدرتمندی احساس کردم. دلم برای بویش و نم چسبناک نفسش روی گردنم تنگ شده بود. دلم برای انگشتانش تنگ شده بود که بین موهایم خراشیده بودند. … این یک درد بود، یک گرسنگی روی سطح پوستم» (فاولر، 2013). فرن در رفتار رزماری زنده است. در مهدکودک، به رزماری گفته می شود که او «مشکلات مرزی» دارد، زیرا او همیشه بچه های دیگر را لمس می کند (فاولر، 2013).
رزماری پس از آموختن کاوش در جهان با دستانش، به چیزی دست می زند که حتی در دانشگاه هم او را مجذوب خود می کند. او به یاد میآورد که «یک بار، در کلاس، دستم را دراز کردم تا روی سر زنی که در صندلی روبروی من نشسته بود، حلقهای از قیطان را لمس کنم. اصلاً فکر نکرده بودم، غرق نیاز به احساس پیچیدگی موها بودم. او برگشته بود او با یخ گفت: “سر من به تو تعلق ندارد” و من را با لکنت عذرخواهی کرد و از این که چگونه طبیعت شامپانزهای من هنوز وقتی توجه نمیکردم ظاهر میشد وحشتزده شدم (فاولر، 2013). گزارش تصوری فاولر از یادگیری و حافظه با نتایج مطالعات اخیر که تغییرات فردی در پردازش فضایی و انعطافپذیری در رمزگذاری و یادآوری رویدادها را نشان میدهد، همسو است.
رمان زنده و قدرتمند فاولر نیز به گونه ای تخیل را جذب می کند که مطالعات علمی نمی توانند. توصیف رزماری از بدنها، مکانها و صحنههای خشونتآمیز با حواس خوانندگان صحبت میکند و مردم را تشویق میکند که داستان او را دنبال میکنند تا خود را در بدن رزماری و با تداعی در بدن فرن تصور کنند. داستانی که به خوانندگان التماس می کند لمس و بو را تصور کنند، نشان می دهد که چگونه ممکن است احساس کنید با شامپانزه بزرگ شود
برای خوانندگان، ادغام با ذهن رزماری میتواند به درک دیگری نیز منجر شود، زیرا اگرچه تلاش رزماری برای لمس کردن و لمس شدن قوانین مهدکودک را زیر پا میگذارد، اما آشناست. فاولر با جلب توجه به انواع مختلف یادگیری فضایی، وابستگی نزدیک بین انسان ها و نخستی ها را نشان می دهد که مردم از آنها بهره برداری و سوء استفاده می کنند.
[ad_2]