03:24 - 2024/11/17

گفتمان ناکارآمد | روانشناسی امروز

[ad_1] بهتر است سکوت کنی و احمق پنداشته شوی تا اینکه حرف بزنی و شک و تردید را از بین ببری. –M. Switzer (همچنین رجوع کنید به امثال 17:28) یورگن هابرماس، فرزند سالخورده مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی، کانون توجه تحلیل اجتماعی خود را ب...

گفتمان ناکارآمد | روانشناسی امروز

[ad_1]

بهتر است سکوت کنی و احمق پنداشته شوی تا اینکه حرف بزنی و شک و تردید را از بین ببری. –M. Switzer (همچنین رجوع کنید به امثال 17:28)

یورگن هابرماس، فرزند سالخورده مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی، کانون توجه تحلیل اجتماعی خود را بر ارتباطات و نارضایتی‌های آن قرار می‌دهد. در نظریه کنش ارتباطی (هابرماس، 1984/1981)، او دیدگاهی از شیوه ارتباطی ایجاد می کند که هررشافتسفری، یعنی عاری از تسلط (غیر ضروری). مشخصه «غیرضروری» پرچین بزرگی است، زیرا بدون آن، هر بینشی از یک جهان اجتماعی کاملاً عاری از سلطه، یک مدینه فاضله، یک رویا، یک توهم است.

تئوری بلند و مجلدات منتشر شده با Suhrkamp Verlag در فرانکفورت درجاتی از جدایی است که از دنیای سخت ارتباطات روزمره حذف شده است، جایی که تلاش برای تسلط فراوان است (Krueger, 2024a). مردم اشتباه می‌فهمند، اشتباه می‌فهمند، گوش نمی‌دهند، حرف را قطع می‌کنند و در تکرار، زیاده‌روی و ابهام غرق می‌شوند. پل گریس (1913-1988) تلاش های پیشین و شجاعانه ای انجام داد تا ما را در ارتباط منصفانه و منصفانه قرار دهد (گریس، 1975). نثر او، اگرچه واضح‌تر از نثر هابرماس بود، اما تأثیری به همان اندازه محدود بر آنچه انسان‌ها هنگام باز کردن دهان خود انجام می‌دهند، داشت.

خرد اغلب به استعفا کاهش می یابد. اگر انسان ها نمی توانند آموزش ببینند که درست و منصفانه صحبت کنند، بهتر است سکوت را توصیه کنیم. حکیمان شرق و غرب که چنین نصیحت می‌کردند، باید زبان باز می‌کردند و کنایه را می‌پذیرفتند.

از علم روان‌شناسی خواسته می‌شود که عمل‌گرا باشد، تلاش کند اوضاع را درک کند و به دنبال فرصت‌هایی برای بهبود باشد. از این رو، برخی از اختلالات ارتباطی ما به صورت تجربی مورد مطالعه قرار گرفته است. مقاله اخیر بریگز و همکاران. (2023) یک مثال خوب است. تیم بریگز با مزاحمت‌های سه‌گانه «تعریف مرد»، «ناشناختن صدا» و «وقفه» مقابله می‌کند، و این کار را با یک لنز جنسیتی انجام می‌دهد، زیرا مسلماً زنان بیشتر از مردان در معرض خطر هستند. گفته می شود، این اختلالات می تواند خلق و خوی هر کسی را خراب کند.

توضیح دادن زمانی اتفاق می افتد که شخصی (اغلب یک مرد) موضوع مورد علاقه خود را برای شخص دیگری (اغلب یک زن) که قبلاً آن را به اندازه کافی توضیح داده است و طبق معیارهای عینی، تخصص بیشتری نسبت به مرد در این موضوع دارد، دوباره توضیح می دهد. Mansplaining تلاشی صریح برای وادار کردن یک عقل قوی تر به تسلیم است. سخت است که از آن عصبانی نشویم.

عدم شناسایی صدا زمانی اتفاق می‌افتد که مشارکت گوینده در مکالمه نادیده گرفته شود. دیگران طوری پیش می روند که گویی این مشارکت هرگز انجام نشده است. این یک مورد جدی از طرد اجتماعی و در نتیجه بی اعتباری است.

وقفه رایج ترین اختلال ارتباطی است، و به احتمال زیاد، چندتعیین شده است. افراد نه تنها در تلاش برای اثبات تسلط، بلکه به دلیل بی حوصلگی، محدود بودن دامنه توجه، یا رفتارهای نامناسب، یا به این دلیل که خرده فرهنگ خاص آنها با وقفه اخم نمی کند، صحبت را قطع می کنند. فی نفسه. برای مثال، دبورا تانن، نویسنده و استاد زبان‌شناسی، استدلال می‌کند که فرهنگ مکالمه منهتنی‌های یهودی با «همپوشانی مشارکتی» مشخص می‌شود، که برای افراد ناآشنا مانند هرج و مرج و وقفه متقابل به نظر می‌رسد (تانن، 1981). در میان ابتکار عملبا این حال، هیچ کس احساس حقارت نمی کند. همه اوقات خوبی را سپری می کنند (همچنین به تانن، 2012 مراجعه کنید).

در فرهنگ‌هایی که وقفه‌ها را نادیده می‌گیرند، می‌توان آن‌ها را به‌عنوان بازی‌های مرغ و یا juegos de gallina (راپوپورت و چامه، 1966). وقفه کننده به قیمت شنونده که مرغ است امتیاز می گیرد. اگر هر دو از وقفه خودداری کنند، خوب عمل می کنند، و مطمئناً بهتر از این که هر دو مدام حرف یکدیگر را قطع کنند.

وقفه‌کنندگان با منتظر ماندن نوبت خود از آداب معاشرت نادیده می‌گیرند. دیگران سعی می کنند با انتظار طولانی بر آنها مسلط شوند. این تاکتیک به ویژه زمانی خطرناک است (و آزاردهنده) زمانی که قدرت طلب و هدف آنها به یکدیگر وابسته هستند و حتی بیشتر از آن زمانی که قدرت طلب از هدف درخواست لطف یا شکل دیگری از همکاری می کند (Krueger, 2024b). فرض کنید A به B پیشنهاد کرده است نامه ای برای پشتیبانی از برنامه ای بنویسد که سررسید آن در پایان ماه است. برای انجام کار، A به رزومه به روز شده B نیاز دارد، و B این را می داند. آیا بهانه ای برای B وجود دارد که بگذارد A منتظر بماند؟ افراد منطقی شک دارند که وجود دارد و با این حال این اتفاق می افتد. چرا؟ آیا B هنوز امیدوار است که در آخرین لحظه پیشرفت کند؟ آیا B در مورد نتیجه برنامه دوسوگرا یا مضطرب است؟ آیا B به تعویق انداختن عادت است؟ A (و شاید B نیز) به سختی می‌تواند علت مؤثر را مشخص کند. برای نظریه پردازان بازی، تأخیر B یک حرکت قدرتی و یک عمل انحرافی است. این حرکت تنها در صورتی منطقی است که B بیشتر به ارتقای یکی با توجه به A اهمیت دهد تا نتیجه مادی در خطر.

جی. کروگر

چوب سخنگو شمال غربی اقیانوس آرام

منبع: J. Krueger

برخی از فرهنگ‌ها با تعیین هنجارهایی برای اینکه چه کسی (و برای چه مدت یک سخنران) می‌تواند بدون نگرانی در مورد قطع شدن صحبت کند، مشکل وقفه را حل کرده‌اند. هنگامی که این هنجارها توسط جمع پذیرفته و تأیید می شوند، دیگر نیازی به اجرا ندارند (این یک بیانیه دور ریختنی است زیرا به همان تعریف هنجار می رود). برخی از گروه های بومی آمریکا در شمال غربی اقیانوس آرام از چوب های صحبت استفاده می کنند. تا زمانی که یک گوینده چوب صحبت را در دست دارد، شنوندگان باید دقیقاً این کار را انجام دهند: گوش دادن (شیر، 2000). برای محافظت از گروه در برابر سوء استفاده، هنجار ممکن است محدودیتی برای زمانی که یک سخنران می‌تواند چوب را نگه دارد تعیین کند. اگرچه چوب یک نماد است و نه ابزاری برای اجرای هنجارهای فیزیکی (مانند “ضربه”)، اما می تواند ابزار نیروی زیادی باشد. چوب صحبت کردن با تأثیر خوبی در آموزش مدرسه استفاده شده است (Hartina, 2020). هیئت مدیره شرکت ها و جلسات هیئت علمی هنوز قدرت خود را کشف نکرده اند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان