وقتی به دوران کودکی فکر می کنیم ، بیشتر ما دو مرحله شدید را تصور می کنیم: سالهای نوپا فعال و فرسوده و غلتک عاطفی سالهای نوجوان. اما در جایی بین یک مرحله به همان اندازه مهم – و صحنه ای که از لحاظ تاریخی فراموش شده است.
دوران کودکی میانه – سالهای بین 6 تا 12 سال – زمانی است که پایه و اساس سلامت روانی ، اعتماد به نفس اجتماعی و تاب آوری عاطفی بی سر و صدا گذاشته می شود و دیگر فراموش نمی شود.
سالهای مهمی که صحنه را تعیین می کند
در دو دهه من به عنوان یک روانشناس بالینی که کودکان و خانواده ها را معالجه می کند ، بارها و بارها شاهد همین الگوی بوده ام:
کودکان وارد مهدکودک مشتاق و بیانی می شوند. در کلاس سوم یا چهارم ، ترک های کوچک شروع به نشان دادن می کنند – اضطراب ، مبارزات دوستی ، فشار دانشگاهی ، علائم اولیه اختلال در تنظیم عاطفی. و در دوره راهنمایی ، والدین غالباً احساس نابینا می کنند و از این سوال که کودک با اعتماد به نفس و مرتبطشان به کجا رفت ، احساس چشم کور می کنند.
اما حقیقت این است که ریشه های آن چالش های دوره متوسطه تقریباً همیشه به آنچه اتفاق می افتد-یا اتفاق نیفتاد-در کودکی میانه ردیابی می کند. این سالهایی است که بچه ها عزت نفس می سازند ، مهارت های تنظیم عاطفی را توسعه می دهند و اولین تجربیات خود را با پویایی همسالان حرکت می کنند که به بزرگسالی و بزرگسالی تکرار می شود.
فشار از اوایل شروع می شود
یکی از بزرگترین تغییرات در دهه های اخیر این است که فشارهای بزرگسالی چقدر زودتر نشان داده شده است.
بلوغ در حال شروع جوان تر است: دختران اکنون بلوغ فیزیکی را در اوایل 8 سالگی شروع می کنند و پسران اغلب در حدود 10 سالگی.
تلاطم عاطفی نیز زودتر وارد می شود ، که ناشی از قرار گرفتن در معرض رسانه های اجتماعی ، انتظارات دانشگاهی و حتی اضطراب آب و هوا است.
جهان احساس بزرگتر ، ترسناک تر و رقابتی تر از نسل قبل می کند-و بچه های 8 تا 12 ساله امروز بارهایی را که از نظر توسعه ای آماده نیستند ، تحمل می کنند. بدون حمایت ، آنها اغلب استرس را به روش هایی که شبیه نوسانات خلقی ، عقب نشینی ، عصبانیت یا حتی کمال گرایی به نظر می رسند ، درونی می کنند. اما از آنجا که آنها هنوز نوجوان نیستند ، این علائم اغلب از دست می روند – یا به دلیل “فقط یک مرحله” اشتباه می شوند.
چرا دوران کودکی میانه می تواند شکننده باشد
از نظر رشد ، کودکی میانه زمان رشد باورنکردنی است – بلکه آسیب پذیری را افزایش می دهد:
- جهش های شناختی در حال وقوع است: بچه ها در حال یادگیری استدلال ، تأمل و برنامه ریزی هستند – اما این مهارت ها هنوز شکننده هستند.
- مقایسه همسالان حاد می شود: بچه ها شروع به اندازه گیری خود در برابر دیگران در ظاهر ، مهارت و محبوبیت می کنند.
- مقررات عاطفی در دست ساخت است: آنها احساسات بزرگی را احساس می کنند اما اغلب فاقد زبان یا مهارت های مقابله ای برای رسیدگی به آنها هستند.
- نیازهای متعلق به شدت: دوستی ها برای بهتر یا بدتر از خود ارزش خود را تعریف می کنند.
بدون راهنمایی ، بسیاری از بچه ها در این مرحله شروع به درونی کردن پیام های اجتماعی می کنند:
- “شما باید بهترین چیزها باشید.”
- “شما نمی توانید ضعف نشان دهید.”
- “شما خودتان هستید.”
این اعتقادات ، که در دوران کودکی میانه کاشته شده اند ، غالباً در مبارزاتی که در بزرگسالی می بینیم شکوفا می شود: اضطراب ، افسردگی ، خوردن بی نظم ، سردرگمی هویت.
آنچه بچه ها واقعاً در این سالهای مهم به آن احتیاج دارند
خبر خوب این است که کودکی میانه نیز یک پنجره قدرتمند برای پیشگیری و ارتباط است.
در اینجا چیزی است که بچه ها در این مرحله به آن احتیاج دارند:
زبان عاطفی و مربیگری
- به آنها بیاموزید که عواطف فراتر از “دیوانه” یا “غمگین” – کلمات مانند ناامید ، ناامید ، شرم آور ، یا غرقبشر
- به آنها کمک کنید تا یاد بگیرند که احساسات سیگنال هستند ، نه اسرار شرم آور.
اعتبار سنجی چالش ها
- هنگامی که کودک ابراز پریشانی می کند ، از به حداقل رساندن (“شما خوب” یا “این کار بزرگی نیست” خودداری کنید. درعوض ، کنجکاوی را ارائه دهید: “درباره آنچه احساس سختی می شود به من بگویید.”
استقلال هدایت شده
- به آنها اجازه دهید با پشتیبانی خود سعی کنند ، شکست بخورند و مشکل را حل کنند ، و اعتماد به نفس خود را در توانایی خود در حرکت به چالش ها ایجاد می کنند.
مرزهای واضح و مداوم با فناوری
- دوران کودکی میانی وقتی عادت های فنی تنظیم می شود. رفتار دیجیتالی سالم ، ایجاد آیین های خانوادگی عاری از صفحه نمایش ، و آشکارا در مورد پاداش ها و خطرات دنیای دیجیتال صحبت کنید.
نوآوری در کودکی میانه
امید من این است که والدین و مراقبان آگاه تر شوند که کودکی میانه فقط یک اتاق انتظار برای بزرگسالی نیست. این یک مرحله مهم و پویا است که در آن بچه ها بلوک های ساختمانی از مقاومت ، همدلی و اعتماد به نفس را تشکیل می دهند. وقتی این مرحله را به این مرحله توجه می کنیم – از نظر عاطفی ، اجتماعی و توسعه – ما فقط دانش آموزان متوسطه بهتری را جمع نمی کنیم ، بزرگسالان قوی تر و سالم تری را جمع می کنیم.