منبع: Daniel Reche / Pixabay
اخیراً دخترم به تیم دوی صحرایی مدرسه اش پیوست. متأسفانه، دو هفته اول تمرین کمی آشفته بود. مسائل مربوط به آب و هوا منجر به چند تمرین و حتی اولین جلسه لغو و زمان بندی مجدد شد. ما یک جلسه تمرین را به دلیل یک قرار ملاقات معمول دندانپزشکی از دست دادیم، اما نتوانستیم با مربی تماس بگیریم، به اشتباه فکر میکردیم روزی بود که به دلیل آب و هوا لغو شد، اما در واقع اینطور نبود. مربی عصبانی بود و ناگهان علاقه بیشتری به دخترم پیدا کرد، اما نه به شکل خوبی.
نکته بعدی که می دانستم این بود که دخترم به دلیل نداشتن کفش مناسب باید دورهای بیشتری بدود. او کفشهای تنیس کاملاً نو داشت، اما من نمیدانستم که باید رنگ خاصی داشته باشند، بنابراین او از لباس خارج شده بود. سپس او به یک جلسه برنامه ریزی مجدد دیر رسید زیرا در زمانی که با برنامه کاری من در تضاد بود برنامه ریزی مجدد شده بود و حتی با انجام بهترین کاری که می توانستم، نتوانستیم به موقع به آن برسیم. من یک تماس بد برای آن یکی دریافت کردم. در نهایت، دخترم با دست یک نامه عذرخواهی نوشت تا سعی کند به لطف مربی خوب بازگردد. اما من فکر نمیکنم که ما هرگز خانواده مورد علاقه آن تیم نبودیم.
به احتمال زیاد همه ما یک اتفاق مشابه زندگی را در مقطعی تجربه کرده ایم. ما یک اشتباه مرتکب میشویم، که باعث میشود یک نورافکن روی ما قرار بگیرد، و هر اشتباه دیگری را تشدید کند، و ناگهان احساس میکنیم علیرغم تلاشهایمان نمیتوانیم کاری را درست انجام دهیم. شاید شما هم این را در شغلی تجربه کرده باشید.
لنز مبتنی بر قدرت
درس در اینجا یکی از دیدگاه است. تصور کنید، برخلاف مثال بالا، مربی دخترم رویکردی مبتنی بر قدرت را در پیش گرفته بود و به جای لغزشهایش، روی پتانسیلهای او تمرکز میکرد. در تجارت، این رویکرد می تواند به همان اندازه متحول کننده باشد.
رویکرد مبتنی بر قدرت از زمینه های روانشناسی و مددکاری اجتماعی سرچشمه می گیرد. منشأ آن بود تا بر «بخش چاه بیمار» تمرکز کند. یک لنز مبتنی بر قدرت از آن زمان به چندین زمینه دیگر، از جمله آموزش و مدیریت پرونده، در میان سایر موارد، گسترش یافته است، اگرچه از لحاظ تاریخی به حوزه مدیریت کسب و کار مرتبط نبوده است. با این حال، ما میتوانیم درسهای آموختهشده در روانشناسی و سایر زمینهها را برای تقویت موفقیتهای مدیریتی وام بگیریم.
در روانشناسی، رویکرد مبتنی بر قدرت برای تکمیل رواندرمانیهای سنتی که تمایل به اتخاذ رویکرد نقص محور دارند، استفاده شده است. در حالی که نشان داده شده است که یک مدل نقص محور به درمان آسیب شناسی روانی کمک می کند، برخی استدلال کرده اند که سوگیری منفی ایجاد می کند و در نظر گرفتن نقاط قوت مشتری می تواند به بهبود نتایج درمان کمک کند. در زمینه آموزش، استفاده از رویکرد مبتنی بر قدرت برای افزایش پیشرفت تحصیلی، مشارکت و نتایج رفاه دانش آموزان نشان داده شده است.
این سوال پیش میآید که یک رویکرد مبتنی بر قدرت برای مدیران و کسانی که وظیفه نظارت و رهبری تیمها در یک محیط تجاری را بر عهده دارند چگونه است؟
7 راه برای تغییر رهبری خود با رویکردی مبتنی بر قدرت
1. شناسایی نقاط قوت اعضای تیم: استفاده از یک لنز مبتنی بر قدرت بدون دانستن نقاط قوت کارمندتان غیرممکن است. خوشبختانه، شناسایی نقاط قوت کلیدی آسان است. از اعضای تیم بخواهید یک ارزیابی رایگان نقاط قوت را انجام دهند، مانند ارزیابی ارائه شده از طریق High5Test یا از سرویس پولی مانند Clifton Strengths یا StrengthsFinder گالوپ استفاده کنند. اعضای تیم را تشویق کنید تا خود را بازتاب دهند و نقاط قوت خود را به صورت انفرادی به اشتراک بگذارند و در مورد مشاهده اعضای تیم برای شناسایی زمینه هایی که هر فرد بدون تلاش زیاد در آنها برتری دارد، عمدی داشته باشند.
2. نقش ها را با نقاط قوت تراز کنید: در صورت امکان، وظایف را بر اساس نقاط قوت خاص کارمندان به آنها محول کنید. به عنوان مثال، اگر یکی از اعضای تیم شما در تجزیه و تحلیل داده ها عالی است، اما با سخنرانی در جمع مشکل دارد، پروژه هایی را به آنها اختصاص دهید که در آن بتوانند مهارت های تحلیلی خود را به نمایش بگذارند و در عین حال آنها را با یک هم تیمی برونگراتر برای ارائه جفت کنند.
همسویی وظایف و مسئولیت ها با نقاط قوت شخصی باعث بهینه سازی عملکرد و افزایش رضایت شغلی می شود. دادن آزادی و انعطاف به اعضای تیم برای سفارشی کردن نقشهای خود در پروژهها و متناسب با مهارتهای منحصربهفردشان، به افراد کمک میکند سطح بیشتری از خودمختاری را احساس کنند، که به نوبه خود به سود تیم کمک میکند.
3. ارائه بازخورد مبتنی بر قدرت: به عنوان یک رهبر، مهم است که به طور منظم نقاط قوت کارمندان را بشناسید، نه فقط در جلسات رسمی مانند بررسی سالانه. بازخورد مثبت و خاص ارائه دهید که نشان دهد چگونه نقاط قوت کارمند به موفقیت تیم کمک می کند. این می تواند از طریق مشارکت در یک کار یا پروژه یا حتی بازخوردهای مربوط به شخصیت باشد که به تقویت روحیه کارکنان کمک می کند. هنگامی که بررسیهای سالانه انجام میشود، به جای پرداختن به نقاط ضعف، بر این تمرکز کنید که چگونه اعضای تیم شما میتوانند بر نقاط قوت خود بسازند.
4. تشویق توسعه قدرت: فرصتهایی برای مهارتسازی ایجاد کنید. ارائه آموزش های توسعه حرفه ای که به کارکنان اجازه می دهد مهارت های خود را بیشتر کنند. یکی از راههای انجام این کار از طریق تسهیل جوامع مربیگری است که در آن اعضای تیم با نقاط قوت مکمل جفت میشوند و تشویق میشوند تا از یکدیگر آموزش ببینند و از یکدیگر بیاموزند که منجر به رشد متقابل میشود.
5. ترویج فرهنگ مبتنی بر نقاط قوت: فرهنگی را در دفتر ایجاد کنید که اعضای تیم تشویق شوند تا نقاط قوت و مشارکت یکدیگر را بشناسند و از آنها تجلیل کنند. بهجای ایجاد محیطی که با رقابت و رقابت مشخص میشود، به دنبال فرصتهایی برای ارتقا و برجسته کردن نقاط قوت منحصر به فردی باشید که هر فرد برای تیم به ارمغان میآورد.
6. رفع نقاط ضعف از طریق نقاط قوت: ارزیابی های سالانه را دوباره چارچوب بندی کنید. به جای تمرکز بر نقاط ضعف، راه هایی برای به حداقل رساندن تاثیر آنها با استفاده از نقاط قوت فرد به روش های دیگر پیدا کنید. با جفت کردن افرادی که نقاط قوت آنها می تواند نقاط ضعف یکدیگر را جبران کند تا با هم در پروژه ها کار کنند، تأثیر ضعف ها را به حداقل برسانید و از تعادل کلی در پویایی تیم اطمینان حاصل کنید.
7. مدل رهبری مبتنی بر قدرت: نشان دهید که چگونه کارکنان می توانند با انجام همین کار در تصمیمات و فرآیندهای رهبری، از نقاط قوت خود استفاده کنند. الگوبرداری ابزار قدرتمندی در آموزش کارکنان و تنظیم هنجارهای اداری است. درگیر شدن در خود اندیشی و تشویق دیگران به انجام همین کار در ارزیابی خود از نقاط قوت، روند شناسایی و تقویت نقاط قوت فرد و تشویق دیگران را به انجام همین کار عادی می کند.
با رهبری با رویکرد مبتنی بر قدرت، نه تنها محیطی مثبت تر و سازنده تر را پرورش می دهید، بلکه پتانسیل واقعی تیم خود را نیز باز می کنید. از امروز با شناسایی نقاط قوت تیم خود شروع کنید و تأثیر آن را بر عملکرد، رضایت و حفظ تیم خود ببینید.