به این عکس فرانک دورینگ خوب نگاه کنید. چه حسی به شما دست می دهد؟
سبقت کودزو از منظره
منبع: عکس © Frank Döring. با اجازه استفاده شده
اگر شما هم مثل من هستید، چیزی فوراً وحشتناک در آن وجود دارد.
اگرچه تاک های ضخیم کودزو تصویری ثابت است، به نظر می رسد که مواج و پیشروی می کنند. افکت بیشتر یک کلیپ ویدیویی است تا عکس. هر آنچه در زیر این سرریز رشد وجود داشت خفه شده و جایگزین شده است. شکل حیات دیگری، بزرگ و حاوی قشر عصبی کافی برای انجام کاری که انجام می دهد، در حال حرکت است. خطوط راه آهن، که معمولاً نشانه ای از تسلط انسان است، برای این دنیا طولانی نیست. این عصر آینده کودزو است و هیچ مانعی برای آن وجود ندارد.
فکر میکنم دورینگ به چیز فوقالعادهای دست یافته است. عکس هایی که انواع چیزهای وحشتناک را به تصویر می کشند ما را غرق می کنند. چگونه یک عکس می تواند اثر بی حس کننده این تصاویر را شکسته و بیننده را به شکلی قدرتمند و ماندگار تکان دهد؟
برای من، این چیزی است که دورینگ در انجام آن موفق است. ترکیب عکس او این حس را تقویت می کند که کودزو در حال پیشروی از چپ به راست است زیرا همه چیز و هر چیزی را خفه می کند. منحنی خطوط راه آهن در سمت راست و بی دفاع در برابر جریان گدازه های سبز قرار دارد. و تصویر بسیار واضح و واضح است، هر برگ یک چیز تنفسی است، اما خفه کننده و کشنده است.
دورینگ از یک محدودیت ماهرانه استفاده می کند. او روز قیامت را به عنوان پرده ای که به آرامی بسته می شود، بسیار زیبا و همچنین وحشتناک به تصویر می کشد. من هم احساس ناراحتی می کردم و هم شیفته.
واکنش من به این تصویر همچنین مرا به یاد یک تئوری تحریک آمیز و گسترده درباره رفتار انسان می اندازد، نظریه مدیریت ترور، که از ایده های روانکاوانه ارنست بکر الهام گرفته شده و در چند دهه گذشته توسط روانشناسان اجتماعی شلدون سولومون، جف گرینبرگ، و روانشناسان اجتماعی توسعه یافته و آزمایش شده است. تام پیشچینسکی.
این تئوری حول این نکته کلیدی ساخته شده است که ما به عنوان انسان از مرگ و میر خود آگاهی داریم، یعنی اطمینان از مرگ نهایی خود. بیشتر ما از مرگ می ترسیم، شاید بیش از هر چیز دیگری. واقعیت مرگ، احساس اهمیت خود را در تصویر کیهانی بزرگتر تهدید می کند، و باورهای ما را در مورد جهان و ارزش زندگی فردی ما تضعیف می کند. بر اساس این نظریه، ما این تهدید را با یافتن راههای دفاعی برای تقویت عزت نفس و اعتبار بخشیدن به ارزشها و باورهای فرهنگی ترجیحی خود مدیریت میکنیم. بنابراین توجه را از اضطراب عمیقی که تهدید ایجاد می کند منحرف می کند.
آزمونهای تجربی تئوری مدیریت ترور از راههای مختلفی برای افزایش آگاهی افراد از مرگ و میر خود استفاده میکنند و سپس نشان میدهند که گرایشهای تدافعی مختلفی مطابق با پیشبینیشده توسط این نظریه به دنبال دارد (به عنوان مثال، تقویت این احساس که باورهای مذهبی یک گروه بر اعتقادات مذهبی گروه دیگر برتری دارد. گروه ها انکار مشکلات وجودی آشکار مانند گرم شدن کره زمین. بدیهی است که چنین تمایلاتی می تواند منجر به مشکلات اجتماعی، مانند افزایش تعارض بین گروهی و نادیده گرفتن دقیق حقایق علمی اساسی شود.
با این حال، تهدید به مرگ، که به طور مستقیم و بدون حالت تدافعی بررسی شود، میتواند منجر به انتخابهای مثبتی شود که به جامعه کمک میکند (مثلاً مبارزه با تغییرات آبوهوایی) و اقدامات سالم و روشنبینانهای که زندگی فرد را غنیتر میکند (مثلاً توسعه یک فلسفه زندگی که به آن کمک میکند. از ناامیدی ناشی از زودگذر و بی معنی دیدن زندگی عبور می کند).
برای من، آثار هنری، مانند عکس فرانک دورینگ، می تواند الهام بخش چنین اقدامات مثبتی باشد. من فکر میکنم رویکرد مهارشدهاش، که به طرز ماهرانهای درک شده است، هم ما را به یاد فانی بودنمان میاندازد و هم ما را بیشتر از حالت دفاعی درگیر و اسیر خود نگه میدارد.
جالب توجه است که تحقیقات مدیریت ترور نشان می دهد که یک پاسخ مثبت به آگاهی از مرگ و میر خود، خلق هنری است که ممکن است مقدار اندکی از جاودانگی نمادین را به خالق اعطا کند.
می توانم بگویم که دورینگ دقیقاً این کار را کرده است.
من، به عنوان یک، هرگز این عکس جذاب قابل توجه را فراموش نمی کنم.