[ad_1]
منبع: تصویر myungho lee از Pixabay
اولین باری که در کودکی طعم بستنی را چشید به خاطر دارید؟ شادی ناب و بی آلایش، هیجانی که باعث شد از خوشحالی به لرزه بیفتی؟ یا شاید لحظهای الهامبخش را به یاد بیاورید که برای اولین بار در لبه گرند کنیون ایستادهاید، وسعت آن فراتر از درک است. این لحظات حضور ناب است، جایی که ما کاملاً در تجربه غوطه ور هستیم، فارغ از فیلترهای ذهنمان.
متأسفانه، این حس شگفتی اغلب با افزایش سن از بین می رود. ما به دنیای اطرافمان عادت می کنیم، تجربیات ما تازگی و هیجان خود را از دست می دهند. بستنی هنوز طعم خوبی دارد، گرند کانیون با شکوه باقی می ماند، اما جادوی اولیه کاهش می یابد. چرا این اتفاق می افتد؟ و چگونه میتوانیم آن حس کودکانه ترس را بازیابیم و هر روز را با قدردانی دوباره زندگی کنیم؟
The Thief of Wonder: ذهن شرطی ما
مقصر این فرسایش تدریجی حضور، ذهن خود ماست. خاطرات ما اگرچه ارزشمند هستند، اما می توانند تجربیات ما را نیز کسل کننده کنند. ما قبلاً آن را دیدهایم، قبلاً آن را چشیدهایم، قبلاً آن را حس کردهایم – و بنابراین فرض میکنیم که میدانیم چه انتظاری داریم. این آشنایی باعث ایجاد رضایت می شود و ما را از تجربه کامل لحظه حال باز می دارد.
ذهن ما با چنگ زدن و فشار دادن مداوم خود، مانعی بین ما و جهان ایجاد می کند. ما به خاطرات خوشایند میچسبیم و خاطرات ناخوشایند را کنار میزنیم و واقعیتی تحریفشده ایجاد میکنیم که مانع از آن میشود که واقعاً چیزها را همانطور که هستند ببینیم. ما در افکار، نگرانی ها و قضاوت هایمان گرفتار می شویم و زیبایی و شگفتی اطرافمان را از دست می دهیم.
چرا حضور مهم است
زندگی در لحظه حال فقط یک مفهوم احساس خوب نیست. برای یک زندگی واقعاً رضایت بخش ضروری است. چه باور داشته باشید که این تنها زندگی شماست یا یک زندگی پس از مرگ در انتظار شماست، اهمیت حضور یکسان باقی می ماند.
اگر این تمام چیزی است که وجود دارد، پس چشیدن هر لحظه، تجربه جهان با چشمانی تازه، حیاتی تر می شود. ما به گذشته نگاه نمی کنیم و دستاوردها یا دارایی های خود را گرامی نمی داریم. ما لحظات شادی، ارتباط و شگفتی را به یاد خواهیم آورد.
برای کسانی که به قدرتی برتر اعتقاد دارند، پدر و مادری مهربان را تصور کنید که از شادی فرزندشان بسیار خوشحال است. آیا بزرگترین هدیهای که میتوانیم ارائه کنیم، زندگی خوب، پر از قدردانی و شادی نیست؟ زندگی که در آن هر روز را با قلبی کودکانه در آغوش می گیریم و از ساده ترین چیزها لذت می بریم، گواهی بر زیبایی آفرینش است.
پرورش قلبی کودکانه
خبر خوب این است که میتوانیم این حس شگفتانگیز را بازیابی کنیم. ما می توانیم یاد بگیریم که فیلترهای شرطی سازی خود را کنار بگذاریم و جهان را از نو تجربه کنیم. در اینجا چند راه برای پرورش قلبی کودکانه وجود دارد:
- آگاهی: درک کنید که ذهن شما مدام شما را از لحظه حال دور می کند. از افکار و قضاوت های خود آگاه شوید بدون اینکه تحت تأثیر آنها قرار بگیرید.
- با چشمان تازه نگاه کنید: تلاش آگاهانه ای برای دیدن واقعی دنیای اطراف خود انجام دهید. به جزئیاتی که ممکن است قبلاً نادیده گرفته اید توجه کنید. الگوهای پیچیده روی یک برگ، نحوه رقص نور خورشید بر روی آب، عبارات روی صورت افراد را مشاهده کنید.
- حواس خود را درگیر کنید: طعم غذای خود را بچشید، گرمای خورشید را روی پوست خود احساس کنید، به صداهای طبیعت گوش دهید. خود را به طور کامل در تجربیات حسی خود غرق کنید.
- کنجکاوی را تمرین کنید: با حس کنجکاوی آشکار به هر لحظه نزدیک شوید، مانند کودکی که برای اولین بار جهان را کشف می کند. سوال بپرسید، دیدگاه های جدید را کشف کنید و منتظر شگفتی ها باشید.
- قدردانی را پرورش دهید: قدر چیزهای ساده زندگی را بدانید. قدردانی خود را به خاطر زیبایی اطرافتان، افراد زندگیتان و تجربیاتی که دارید ابراز کنید.
تکنیک های ساده برای حضور روزمره
ادغام تمرینها در روال روزانهتان میتواند به شما کمک کند که در حال حاضر بمانید:
- تنظیم یادآورها: از تلفن یا ساعت خود برای تنظیم یادآورهایی در طول روز برای «حضور بودن» یا «نگاه کردن به اطراف» استفاده کنید. وقتی یادآوری خاموش شد، لحظه ای مکث کنید، نفس بکشید و اطراف خود را با چشمانی تازه تماشا کنید.
- از کلمه کلیدی استفاده کنید: یک کلمه کلیدی مانند «توجه» یا «حال» انتخاب کنید و آن را در طول روز با خودتان تکرار کنید. هر وقت متوجه سرگردانی ذهن خود شدید، به آرامی با کلمه کلیدی خود آن را به لحظه حال برگردانید.
- پیاده روی آگاهانه: پیاده روی های روزانه خود را به فرصت هایی برای کاوش آگاهانه تبدیل کنید. به ریتم قدم هایتان، احساسات بدن و مناظر و صداهای اطرافتان توجه کنید.
زندگی ارزش زندگی کردن
زندگی با قلبی کودکانه به معنای ساده لوح بودن یا بی مسئولیتی نیست. این در مورد نزدیک شدن به زندگی با احساس باز بودن، کنجکاوی و شگفتی است. این در مورد قدردانی از زیبایی در معمولی و یافتن شادی در لحظه حال است.
چه به خدا ایمان داشته باشید چه نباشید، پرورش قلبی کودکانه هدیه ای است که به خودتان می دهید. این راهی برای داشتن یک زندگی غنی تر، رضایت بخش تر، مملو از لحظاتی از هیبت، شادی و ارتباط است. با استقبال از این روش، متوجه خواهید شد که هر روز به یک ماجراجویی تبدیل می شود، پر از امکانات بی پایان برای کشف و لذت.
[ad_2]