[ad_1]

این پست توسط Dayna OH Walker و Ronald E. Riggio نوشته شده است.
در نشریه اخیر با همکارانمان، اریک میدلتون و ربکا (بکی) ریچارد، بررسی کردیم که چگونه نوجوانان و بزرگسالان جوان به عنوان رهبر رشد می کنند. در این تحقیق، منتشر شده در مجله رهبری و مطالعات سازمانی، ما از همان افراد از سن 12 تا 38 سالگی پیروی کردیم. ما به دو متغیر مهم نگاه کردیم: نقش های رهبری که این افراد چه در نوجوانی و چه در بزرگسالی داشتند. و اینکه آیا شرکت کنندگان در تحقیق “هویت رهبر” داشتند (اینکه آیا آنها خود را یک رهبر می دانستند).
عموماً اعتقاد بر این است که برای رهبر شدن در بزرگسالی، باید نقش های رهبری را در اوایل زندگی به عهده گرفت. جالب توجه است، ما دریافتیم که آیا کسی نقش رهبری را در دبیرستان برعهده میگیرد لزوماً پیشبینی نمیکند که آیا در سن 29 سالگی نقشهای رهبری را ایفا میکند یا خیر. با این حال، کسانی که نقش رهبری را در بزرگسالی داشتند، یک دهه بعد به احتمال زیاد نقشهای رهبری را بر عهده داشتند. با این حال، آنچه بسیار مهم بود، در نظر گرفتن خود بود هویت رهبر بودن زمانی که شرکت کنندگان در مطالعه ما یک هویت رهبر قوی داشتند، تمایل داشتند رهبری را شخصی مرتبط و معنادار ببینند. این به آنها مربوط میشد که در بزرگسالی نقشهای رهبری را هم در 20 سالگی و هم در 30 سالگی داشتند.
آنچه این نتایج به ما می گوید این است که توسعه رهبر یک فرآیند مادام العمر است که هم شامل داشتن نقش های رهبری و هم داشتن هویت رهبر «داخلی» است. به نظر می رسد داشتن هویت رهبر و ایفای نقش های رهبری با هم کار می کنند.
پیامدهای توسعه رهبری چیست؟
اگر میخواهیم در توسعه نسل بعدی رهبران موفق باشیم، تمرکز نه تنها بر روی داشتن نقشهای رهبری توسط جوانان، بلکه در تشویق جوانان به توسعه هویت رهبر – برای اینکه خود را مظهر رهبری خوب و مؤثر بدانند، سودمند است. نمونهای از این یک برنامه محلی در اینجا در یک منطقه اقتصادی-اجتماعی پایین در کالیفرنیای جنوبی است که جوانانی را که وسوسه میشوند به باندها بپیوندند تشویق میکند تا نقشهای رهبری در جامعه را بر عهده بگیرند و خود را به عنوان رهبرانی معرفی کنند که میتوانند به نفع جامعه خود کمک کنند. برنامههایی مانند اینها بر اهمیت داشتن الگوهای نقش مثبت برای خدمت به عنوان مربی/مربی و پرورش هویتهای شخصی رهبر مثبت تمرکز میکنند.
یکی از جنبه های جالب برنامه مطالعه طولی فولرتون ما، که در سال 1978 با مطالعه کودکان یک ساله و خانواده های آنها آغاز شد، این است که شرکت کنندگان افراد “روزمره” هستند. بنابراین، تحقیقات رهبری ما به بررسی مقطعی از افراد می پردازد که برخی از آنها به موقعیت های رهبری می رسند و به موقعیت های رهبری دست می یابند و برخی دیگر این کار را نمی کنند. این برای درک اینکه چگونه تجربیات دوران کودکی و نوجوانی به کسانی که به سمتهای سطح بالای رهبری میرسند، کمک میکند، مهم است. ما مشتاقانه منتظر ادامه این تحقیق در اواسط و اواخر بزرگسالی هستیم.
[ad_2]