15:19 - 2025/01/07

چگونه مشتریان را وادار به باز کردن بدون ترساندن آنها کنیم

[ad_1] منبع: Ladanifer / Adobe Stock “من راحت نیستم که سابقه شرایط سلامت روانی خانواده ام را به شما بگویم، شرم آور است.” اگرچه از این بیانیه تعجب نکردم، اما از افشای آن متحیر شدم. در واقع، من خوشحال بودم، زیرا در تجربه بالینی ...

چگونه مشتریان را وادار به باز کردن بدون ترساندن آنها کنیم

[ad_1]

منبع: Ladanifer / Adobe Stock

منبع: Ladanifer / Adobe Stock

“من راحت نیستم که سابقه شرایط سلامت روانی خانواده ام را به شما بگویم، شرم آور است.”

اگرچه از این بیانیه تعجب نکردم، اما از افشای آن متحیر شدم. در واقع، من خوشحال بودم، زیرا در تجربه بالینی خود، به ندرت می توانم به این احساسات بپردازم، زیرا آنها معمولاً در برخی فرهنگ ها با من به اشتراک گذاشته نمی شوند. در عوض، سؤالات مربوط به سابقه سلامت روان خانواده و طول عمر علائم سلامت روان معمولاً بدون پاسخ یا به حداقل می رسد. این گزارش کم علائم در فرهنگ های خاص به پزشکان سلامت روان می تواند مضر باشد زیرا مانع از تشخیص صحیح شرایط سلامت روان و درمان همسو با این بیماری می شود. از آنجایی که می‌دانستم این احساسات در جمع‌آوری اطلاعات من اختلال ایجاد می‌کند، مسیر خود را تغییر دادم تا از “خجالت”ی که این فرد متحمل شده بود بکاهم. در عوض، محیطی ایجاد کردم که به او اجازه داد با به اشتراک گذاشتن اطلاعات احساس راحتی کند.

برای جلوگیری از ترساندن مراجعین سلامت روان، توصیه من به پزشکان این است که بر اعتمادسازی، نشان دادن همدلی و ایجاد محیطی خوشایند و بدون قضاوت تمرکز کنند. تصمیم گرفتم از همدلی و حساسیت فرهنگی همراه با عادی سازی سلامت روان و آموزش روانی استفاده کنم. این همچنین به من اجازه داد تا رابطه و راحتی را با این مشتری تقویت کنم و به این ترتیب این کار را انجام دادم:

1. همدلی

برای نشان دادن مهربانی و نگرانی، لازم نیست از فرهنگ مشتری خود باشید. گوش دادن و درک احساسات آنها مهمتر است. کاری که من انجام می دهم تشویق ارتباط با عبارات کلامی و غیرکلامی است. برای مثال، کاری را که انجام می‌دهم (یعنی یادداشت‌برداری) متوقف می‌کنم و تمرکزم را کاملاً روی مشتری می‌گذارم (یعنی تماس چشمی مداوم، تکان دادن سر و لبخند دوستانه) تا توجه را به او منتقل کنم. من فعالانه گوش می‌دهم، بدون اینکه حرف بزنم یا عجله کنم تا نتیجه‌گیری کنم. اطمینان حاصل کنید که برای نشان دادن درک احساسات آنها را منعکس و تأیید می کنید.

2. حساسیت فرهنگی

به پیشینه فرهنگی مراجع و اینکه چگونه ممکن است بر ادراک او از سلامت روان تأثیر بگذارد احترام بگذارید. رویکرد خود را به گونه ای تنظیم کنید که با ارزش ها و باورهای فرهنگی آنها هماهنگ باشد. از پرداختن به انگ و موانع نترسید زیرا این افکار در برخی فرهنگ ها اهمیت دارند. ننگ اجتماعی را بپذیرید و از آن حمایت کنید. این احساسات را عادی کنید، زیرا می توانند باعث تردید در مورد باز شدن آنها شوند. محرمانه بودن را به آنها یادآوری کنید تا به آنها اطمینان دهید که افشای آنها خصوصی و محافظت شده است.

3. عادی سازی سلامت روان

هر کس داستانی دارد. اگر راحت هستید، یکی از احساسات خود را به اشتراک بگذارید تا به مشتری خود کمک کنید تا بفهمد که احساساتش جدا نیست. حتی به‌عنوان یک حرفه‌ای، همچنان می‌توانید با احساس دلهره در مورد افشای مسائل شخصی برای تمرین‌کنندگان خود ارتباط برقرار کنید. این به شما این امکان را می دهد که برای مشتری خود انسانی و قابل ارتباط به نظر برسید. در همین راستا، سلامت روان را عادی کنید و آن را به عنوان یک جنبه مشترک و مهم رفاه مورد بحث قرار دهید. تاکید کنید که کمک خواستن یک نقطه قوت است نه ضعف، زیرا در برخی فرهنگ ها آن را یک کمبود تلقی می کنند. در صورت لزوم، از مثال‌ها یا حکایت‌ها استفاده کنید تا نشان دهید که دیگران با چالش‌های مشابهی مواجه شده‌اند. من تمایل دارم از نمونه های دنیای واقعی به طور منظم با مشتریان استفاده کنم تا به راحتی و افشای آنها کمک کنم.

4. آموزش روانی

شما باید دلایلی را توضیح دهید که چرا افشای کامل علائم و شرح حال جزء ضروری تشخیص و درمان هستند. حتی زمانی که با مشتری همدل و قابل ارتباط هستیم، باز هم باید روی نتیجه تمرکز کنیم. این را می توان از طریق آموزش روانی که به مشتریان خود ارائه می دهید به دست آورد. به مشتریان خود در مورد علائم سلامت روان و گزینه های درمانی برای توانمندسازی آنها و کاهش ترس آموزش دهید. اهمیت افشای اطلاعات را در تنظیم برنامه های درمانی موثر توضیح دهید. در برخی موارد، من به مراجعان آموزش دادم که چگونه گزارش کم به فرآیند تشخیص آسیب می‌زند (یعنی تفاوت بین اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) در مقابل اختلال طیف اوتیسم).

شما می توانید از این استراتژی ها استفاده کنید و استراتژی های خود را اضافه کنید. هدف این پست ارائه یک چارچوب مرجع برای حمایت از مداخلات شما با مشتریان مقاوم تر است. ممکن است بپرسید، این استراتژی ها چگونه برای کاهش “خجالت” عمل کردند؟ در این مورد، به دلیل تکنیک های من و خانواده حامی مشتری که از طریق دلهره قبل از ملاقات ما شروع به کار کردند، مقاومت کمتر شد. با این حال بارها با این چالش روبرو شده ام. از آنجایی که من قبلاً می‌دانم که تحقیقات نشان می‌دهد که همدلی، گوش دادن فعال و شایستگی فرهنگی عواملی حیاتی در تشویق افشای اطلاعات و مشارکت هستند (Norcross & Wampold، 2011؛ ​​Sue et al., 2009)، می‌دانم چه چیزی به سطوح راحتی این مشتریان کمک می‌کند.

با به کارگیری این استراتژی ها، شما نیز می توانید محیطی را ایجاد کنید که در آن مشتریان بتوانند در حین بحث در مورد سلامت روان خود احساس راحتی و حمایت کنند. محیط حمایتی که ایجاد می کنید به مشتریان شما این امکان را می دهد که درگیر خود باقی بمانند و از خدمات سلامت روان بهره مند شوند. استفاده از این استراتژی‌ها همچنین به شما یادآوری می‌کند که «شایستگی فرهنگی و مراقبت شخصی نشان داده شده است که تعامل بین جمعیت‌های مختلف مشتری را بهبود می‌بخشد» (سو و همکاران، 2009). مشتریان همچنان ممکن است با سرعت خود به افشاگری نزدیک شوند. با این حال، همچنان اطمینان حاصل کنید که در صورت نیاز از شما پشتیبانی دریافت خواهند کرد. صبور باشید و موضع همدلانه خود را حفظ کنید، و مشتریان به اندازه کافی احساس امنیت می کنند تا بتوانند صحبت خود را باز کنند و تجربه موثرتر و حمایتی را تضمین کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان