منبع: Pexels / Moose Photos
آیا اغلب خود را در مکالماتی می یابید که به نظر می رسد طرف مقابل شما علاقه ای به گفتن شما ندارد؟ آیا برخی از افراد زندگی شما مکالمات را در انحصار خود دارند، مکرراً صحبت می کنند یا دائماً شکایت می کنند؟
آیا به نظر می رسد کسی در زندگی شما مبارزه ای بی پایان با اضطراب و افسردگی دارد که باعث می شود شما احساس ناتوانی و خستگی کنید؟
آیا از تماس گرفتن با اعضای خانواده یا دوستان خاصی می ترسید، فقط به این امید که “آن را به پایان برسانید”؟
در حالی که ممکن است محدود کردن تماس با افرادی که صحبت کردن با آنها چالش برانگیز است وسوسه انگیز باشد، اما اگر یکی از اعضای خانواده، دوست قدیمی یا همکار باشد، همیشه به این سادگی نیست.
اگر متوجه میشوید که صحبت با افراد خاص باعث میشود شما احساس ناامیدی، خستگی یا نارضایتی کنید، این نکات میتواند به شما کمک کند تا در این تعاملات چالشبرانگیز پیمایش کنید.
زمین بگیر
اگر با کسی صحبت میکنید که دائماً از خودش شکایت میکند یا درباره خودش صحبت میکند، به راحتی میتوانید صحبت کنید یا احساس ناراحتی کنید.
به جای چک کردن، سعی کنید با خودتان چک کنید. این کمک می کند که به طور مداوم در بدن خود ثابت بمانید. تنفس آهسته و آگاهانه را تمرین کنید. سطح زیر خود را احساس کنید. احساس کنید پاهایتان محکم روی زمین قرار گرفته اند. اگر چیزی را با دستان خود لمس می کنید، توجه کنید.
قبل، در حین و بعد از یک مکالمه چالش برانگیز به شما کمک می کند آرام بمانید، که نه تنها برای سیستم عصبی شما مفید است، بلکه به شما اجازه می دهد شفاف تر فکر کنید.
نیازهای خود را روشن و بیان کنید
اگر با کسی صحبت میکنید که یک ارتباطدهنده بیمهارت است، یا با کسی که درد عاطفی زیادی دارد، ممکن است وسوسهانگیز باشد که از نیازهای خود چشمپوشی کنید و کل مکالمه را درباره آنها بسازید.
تمام تلاش خود را بکنید تا مرتباً درون خود را تنظیم کنید و از خود بپرسید که چه احساسی دارید و به چه چیزی نیاز دارید. اگر چیزی می گویید و طرف مقابل شما را نمی شنود، ممکن است نیاز داشته باشید که بسیار واضح و محترمانه قاطع باشید.
برای مثال، اگر مدتی با یکی از دوستانتان تماس گرفتهاید و مکالمه کاملاً درباره او بوده است، ممکن است بپرسید که آیا دوست دارند چیزی در مورد زندگی شما بشنوند.
اگر چیزی را به اشتراک میگذارید، و آنها مکالمه را به خودشان باز میگردانند، ممکن است کمی در مورد داستانی که به آنها گفتهاید بخواهید تامل کنید.
اگر نیاز به پایان دادن به مکالمه را ابراز کردید و طرف مقابل به صحبت کردن ادامه داد، میتوانید بپرسید که آیا او نشنیده است که میگویید باید موضوع را جمعبندی کنید و مجدداً بیان کنید که باید تماس را پایان دهید.
در یک دنیای ایده آل، همه افراد زندگی ما از نظر عاطفی بالغ و دارای مهارت ارتباطی خواهند بود. اما، در واقعیت، به احتمال زیاد اینطور نیست.
آنچه شما می تواند انجام دادن این است که نسبت به خود صادق باشید و به طرف مقابل احترام بگذارید.
مرزها را تصور کنید
اگر فردی بصری هستید، می توانید یک مرز محافظ در اطراف خود تصور کنید – خواه حباب، سپر یا ستون نور باشد. این تمرین می تواند به شما این فضا را بدهد که حتی در مکالمات دشوار، متمرکز و متزلزل بمانید.
شما می توانید تصور کنید یا احساس کنید که مانند یک درخت یا یک کوه استوار و تزلزل ناپذیر هستید.
من دو مدیتیشن دارم که می تواند شما را از طریق یک فرآیند قدرتمند رها کردن طناب های پرانرژی ناسالم راهنمایی کند اگر مایلید در اینجا به من بپیوندید.
نیت خود را تنظیم کنید
قبل از تماس یا ملاقات با کسی که برایتان مشکل است، تعیین هدف می تواند مفید باشد. ممکن است به آن فکر کنید، آن را با صدای بلند بگویید یا یادداشت کنید.
به عنوان مثال: “من می خواهم در این گفتگو حضور داشته باشم. روی تنفسم تمرکز می کنم، به آنها گوش می دهم و همچنین نیازهای خودم را هماهنگ می کنم. وقتم را صرف پاسخگویی میکنم و وقتی آماده پایان تماس باشم صحبت میکنم.»
بدون جذب یا نصیحت همدلی کنید
اگر فردی به طور مزمن منفی باشد، مکالمه را در انحصار خود درآورد یا صحبت را قطع کند، دانستن اینکه چه کاری باید انجام دهید می تواند بسیار چالش برانگیز باشد. این می تواند کمک کند که متوجه شوید که طرف مقابل یا درد دارد، یک ارتباطگر غیر ماهر یا هر دو.
روابط ضروری خوانده می شود
ارائه همدلی بدون تلاش برای حل مشکلات آنها می تواند یک تمرین عالی باشد.
یک دانش آموز در دوره تسکین اضطراب من (من او را جیل می نامم) اخیراً این را امتحان کرد و آن را بسیار مفید یافت.
جیل پس از تماس تلفنی با پدرش احساس خستگی کرد. او اغلب با انبوهی از شکایات بر گفتگوها مسلط بود.
به جای اینکه به ارائه راه حل های بی پایان ادامه دهد، جیل سعی کرد به سادگی ابراز همدردی کند: «پدر، واقعاً سخت به نظر می رسد. من خیلی متاسفم که شما چنین دوران سختی را پشت سر می گذارید.»
در حالی که به طرز جادویی منفی بودن پدرش را کم نکرد، اما مقداری از فشار درونی که جیل برای رفع درد پدرش احساس می کرد کم کرد.
توجه به خود
در طول مکالمات دشوار، طبیعی است که وارد حالت جنگ یا گریز شوید. برای مقابله با این، تهیه یادداشت های یادآوری برای خود می تواند مفید باشد.
اگر با تلفن صحبت میکنید، چند جمله آرامشبخش بنویسید تا آن را در نزدیکی خود نگه دارید. اینها میتوانند به شما یادآوری کنند که روی زمین بمانید، نفس عمیق بکشید، و این قدرت را دارید که وقتی آماده هستید به تماس پایان دهید.
برای تماس های ویدیویی، ممکن است یک یادداشت آرامش بخش را روی صفحه نمایش خود قرار دهید.
اگر حضوری ملاقات میکنید، یادآوریتان را از قبل مرور کنید تا تمرکز کنید.
چیزی تسکین دهنده را نگه دارید
نگه داشتن چیزی آرامش بخش می تواند یک راه ساده اما قدرتمند برای ثابت ماندن و حضور در طول مکالمات چالش برانگیز باشد.
این می تواند یک سنگ کوچک، یک کریستال یا یک تکه پارچه نرم باشد – هر چیزی که احساس آرامش می کند.
حتی بستن دستان خود می تواند به عنوان یک یادآوری نمادین برای ارتباط با خودتان و تمرکز بر لحظه باشد.
در لاین تو بمان
این بسیار مهم است که بدانیم هر کسی در مسیر خودش است. اگر فردی که با او صحبت می کنید به نظر می رسد دائماً در حال مبارزه است، بسیار مهم است که به یاد داشته باشید که شما مسئول انتخاب ها یا شادی او نیستید.
شما می توانید به خود اجازه دهید که احساسات خود را در مورد موقعیت کسی داشته باشید. می توانید پشتیبانی ارائه دهید. اما، شما مسئول مسیر زندگی شخص دیگری نیستید.
جام خود را پر کن
این ضروری است که خود را به روش های سالم تغذیه کنید، بنابراین وقتی از دیگران حمایت می کنید یا گفتگوهای چالش برانگیز دارید، از جایی که در حال تهی شدن هستید چیزی نمی دهید.
من عاشق مفهومی هستم که نویسنده لیزا نیکولز می آموزد: فنجان خود را پر کنید تا زمانی که سرریز شود، سپس از سرریز آن بدهید. از نعلبکی بریزید نه از فنجان.
افکار خود را زیر سوال ببرید
این می تواند وسوسه انگیز باشد که فکر کنیم این شخص دیگری است که باعث استرس ما می شود، اما اگر عمیق تر بگردیم، متوجه می شویم که این کار ماست. افکار در مورد آنها که تنش ما را ایجاد می کنند.
بررسی و زیر سوال بردن افکارمان می تواند به طرز باورنکردنی رهایی بخش باشد.
به عنوان مثال، اگر یکی از دوستان یا اقوام از شما انتظار دارد بیشتر از آنچه که راحت هستید تماس بگیرید یا ملاقات کنید، به خودتان چه می گویید؟ که شما باید نیازهای آنها را برآورده کنید؟ که شما مسئول شادی آنها هستید؟
اگر طرز فکر خود را تغییر دهید و به خود بگویید اشکالی ندارد اگر همه نیازهای آنها را برآورده نکنید، چه اتفاقی میافتد، آنها هم تمام نیازهای شما را برآورده نمیکنند.
اگر یکی از نزدیکان شما افسرده است، چه فکری می کنید؟ آیا باور دارید که وظیفه شما رفع درد آنهاست؟ آیا فکر می کنید که اگر آنها در حال مبارزه هستند، نمی توانید خوشحال یا آرام باشید؟
می توانید به خودتان یادآوری کنید که آنها در مسیر خودشان هستند. پشتیبانی زیادی برای آنها در جهان وجود دارد و شما فقط یک نفر هستید. وظیفه شما این است که ابتدا فنجان خود را پر کنید و زمانی که احساس می کنید برای شما مناسب است، حمایت خود را ارائه دهید، در مقادیری که برای شما مفید است.
اگر به طور مداوم در مکالمات منفی، خسته کننده و ناراضی هستید، به یاد داشته باشید که می توانید از این ابزارها برای ثابت ماندن و شفاف سازی نیازهای خود استفاده کنید. گاهی اوقات، چالشبرانگیزترین ارتباطات ما میتواند فرصتهایی برای آگاهی آگاهانه، مراقبت از خود و رشد شخصی برای ما فراهم کند.