مردم گاهی اوقات تعجب می کنند که چگونه بفهمند کسی بچه ندارد. پرسیدن فضولی است. فرضیات می تواند نتیجه معکوس داشته باشد و ممکن است پاسخ غیرمنتظره ای را در پی داشته باشد. در این مواقع صحبتهای «بانوی گربهای»، ممکن است مفید باشد که بدانید فردی که با او صحبت میکنید مادر است یا خیر. نکاتی وجود دارد.
در طول جشنهای تعطیلات (یا هر گردهمایی، واقعاً)، وقتی صحبتها به انقباضات و اپیزیوتومیها تبدیل میشود، برخی از زنان برای پاک کردن میز بالا میپرند. در حالی که برخی از زنان اوه و آه بر عکس نوه های دیگران می گذرانند، برخی دیگر هیچ عکسی از خود را در مقابل ارائه نمی دهند. ممکن است پیشینه ای وجود داشته باشد که آنها مایلند محرمانه بماند، مانند دوری، اختلال در عملکرد خانواده، ناباروری، یا سایر ملاحظات شخصی که آنها فاش نمی کنند.
در چنین شرایطی، داشتن چند سوال خنثی و باز آماده میتواند مفید باشد:
- “توجه شما این روزها چیست؟”
- “برخی از مکان های مورد علاقه شما برای بازدید در این نزدیکی چیست؟”
- «چه مدت در این جامعه زندگی می کنید؟ چه چیزی تو را به اینجا رساند؟
به همان اندازه که صحبت کردن در مورد فرزندان و نوه ها و نمایش عکس ها ممکن است طبیعی به نظر برسد، چک کردن قبل از انجام این کار نیز می تواند جریان مکالمه را آرام کند.
- «آیا در زندگی خود بچه (یا نوه، یا خواهرزاده و برادرزاده) دارید؟ آیا داستان خندهداری دارید که میخواهید در مورد آنها یا سایر کودکان زندگی خود به اشتراک بگذارید؟
- “نوه من خیلی دوست داشتنی است. نمیخواهم زیاده روی کنم، اما میتوانم سه تا از جدیدترین عکسهایم از او را به شما نشان دهم؟»
توجه داشته باشید که آیا فرد با صحبت در مورد بچه های زندگی خود تقارن اجتماعی را بازیابی می کند. اگر این کار را نمی کنند، ممکن است بخواهید به موضوع دیگری بروید و زمینه های مورد علاقه دوجانبه را پیدا کنید.
زنانی که از خود بچه دار نمی شوند، امروزه جزو هر پنج زن در آمریکای شمالی هستند که هرگز بچه دار نمی شوند. و اعداد در حال افزایش است.
بسیاری از زنان دارای فرزند اغلب در مورد آنها صحبت می کنند. زنان بدون آنها عمدتاً مادرشان را حفظ می کنند، حداقل تا همین اواخر، زمانی که خانم های گربه به موضوع داغ تبدیل شدند. بیشتر ما انتخاب کردهایم که غیر مادریمان را وارد گفتگو کنیم. به نظر می رسد حجاب پنهان کاری برخی را از بین برده است. ما در راه به سمت عادی شدن فرهنگی هستیم.
یافتن زمینه مشترک نباید سخت یا دشوار باشد، زیرا ما از ریشه های مشترک می آییم. به عنوان دختر، ما مسیری را در طول سال های تحصیل و اوایل بزرگسالی دنبال کردیم. این مسیر با تولد اولین فرزند یک زن دوشاخه شد. زنان یکی پس از دیگری به دنبال مادر شدن رفتند و در به اشتراک گذاشتن داستان های نوزادان با گروه هایی در مسیرهای موازی آرامش پیدا کردند. برای بسیاری از مادران، زمانی که نوزادشان بچه دار شد و یک مادربزرگ جدید تاج گذاری کرد، مسیر دوباره دوشاخه شد.
ما در اقلیت بدون فرزند زندگی خود را با علایق دیگر تعریف می کنیم. صرف نظر از اینکه شرایط مانع از بچه دار شدن ما شده است یا ما صرفاً از آن انصراف داده ایم، زمان و انرژی ما به طور متفاوتی تجزیه می شود. کاری که ما با گزینه های خود انجام می دهیم، زندگی ما را مشخص می کند و می تواند منبع مقایسه های جالبی باشد.
به عنوان مثال، من زندگی شرکتی را ترک کردم و پس از ترک درمان ناباروری به یک منطقه روستایی نقل مکان کردم. سال ها پیش، در فصل بره زایی، یکی از میش های من مدت کوتاهی پس از به دنیا آوردن بره های دوقلو مرد. پس از مرگ او، آغوز او را در یک شیشه دوشیدم، سپس دوقلوهایش را به دوشخانه در گلخانه منتقل کردم. با تنظیم آلارم، من به مدت چند هفته هر سه ساعت یکبار به آنها شیرخشک جایگزین شیر خشک می دادم.
در اعماق شب، شکمهای کوچکی که از شیر گرم برآمده بودند، مثل بچههای انسان در قوز بازویم میچرخیدند. حتی وقتی گونه ام را به نوگی های کوچکشان مالیدم، همان عطر شیرین را پخش می کردند. من زندگی آنها را نجات دادم و مانند یک مادر مغرور به شادی پرداختم.
سایر زنان بدون فرزند راه های مختلفی را انتخاب می کنند که بسیاری از آنها شامل مراقبت از دیگران به شکلی است.
پس شاید ما مادران و غیر مادران آنقدرها با هم تفاوت نداشته باشیم. اگر شکل فعل کلمه “مادر” را در نظر بگیریم، چشم انداز می تواند غنای زندگی را با تولید مثل و همچنین با طراحی گسترش دهد و آشکار کند.
مادر: فعل
1. به دنیا آوردن
2. ایجاد کردن، تولید کردن
3. مراقب، تغذیه و محافظت کردن
دیدگاه های شخصی خواندنی های ضروری
از این منظر، مادر شدن فراگیرتر می شود. در نظر گرفتن مادر شدن از طریق این دریچه گسترده تر – تغذیه، ایجاد و محافظت – طیف وسیع تری از سبک های زندگی را مورد توجه قرار می دهد و همه ما را دعوت می کند تا زندگی خود را بر اساس معنای عمیق تری در نظر بگیریم.
ارزش این را دارد که به این فکر کنیم که چه مادری داریم. برای پسران و جوانان نیز. مراقبت واقعی ما، فرهنگ واقعی ما در مادری ما نهفته است.