16:23 - 2025/02/25

چگونه عصبی با اعتیاد همپوشانی دارد

[ad_1] به خوبی شناخته شده است که اعتیاد از دیدگاه روانپزشکی یک مسئله مستقل نیست. به عنوان مثال ، افراد مبتلا به تشخیص اختلال دو قطبی بسیار مستعد بیشتر از جمعیت عمومی در معرض اختلال مصرف الکل و سایر اعتیاد هستند. این نوع همبستگی چنان به شد...

چگونه عصبی با اعتیاد همپوشانی دارد

[ad_1]

به خوبی شناخته شده است که اعتیاد از دیدگاه روانپزشکی یک مسئله مستقل نیست. به عنوان مثال ، افراد مبتلا به تشخیص اختلال دو قطبی بسیار مستعد بیشتر از جمعیت عمومی در معرض اختلال مصرف الکل و سایر اعتیاد هستند. این نوع همبستگی چنان به شدت ثابت شده است که حتی یک برچسب مشخص “تشخیص دوگانه” برای کسانی که هم اختلال سلامت روانی دارند و هم از نظر مواد یا اعتیاد به رفتاری وجود دارد.

با این حال ، نوع دیگری از تشخیص دوگانه وجود دارد که هم دست کم گرفته شده و هم ضعیف است. دهه های اخیر شاهد گسترش در افرادی بوده است که انواع مختلفی از عصبیت ، به ویژه اختلال طیف اوتیسم (ASD) را مشخص می کنند. آیا ASD یک عامل خطر برای اعتیاد است و اگر چنین است ، چگونه به درستی درمان می شود؟ با وجود شناخت روزافزون ASD و عصبی بودن ، این سؤالات همیشه پاسخ های روشنی ندارند.

آیا اوتیسم خطر اعتیاد را افزایش می دهد؟

بهترین شواهد ما این است که در واقع یک ارتباط قوی بین ASD و اعتیاد وجود دارد. از نظر تاریخی ، بسیاری از مشاهدات بالینی و در مقیاس کوچکتر از این همبستگی وجود داشته است ، اما یک مطالعه مهم مبتنی بر جمعیت در سال 2017 نشان می دهد که این همبستگی ها واقعی و قوی هستند. این مطالعه نشان می دهد که افراد مبتلا به ASD بیش از چهار برابر کنترل های همسان بدون ASD دارای اختلال در مصرف مواد هستند. با هر معیار معقول ، افراد مبتلا به ASD بسیار مستعد اعتیاد هستند.

یک سوال این است: چرا؟ بخشی از توضیحات احتمالاً در ارتباط بین ASD و سایر اشکال عصبی نهفته است. نکته قابل توجه ، ASD به شدت با اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) ارتباط دارد ، و ADHD به نوبه خود به شدت با مصرف مواد و اعتیاد رفتاری همراه است. دلایل این همبودی خود شیء تحقیقات مداوم است ، اما می توان انتظار داشت که حداقل برخی از ارتباط بین اعتیاد و ASD و همچنین با سایر اشکال عصبی را توضیح دهد.

جالب اینجاست که تحقیقات نشان می دهد که این توضیحات به بهترین وجه ناقص است. همان مطالعه 2017 ذکر شده در بالا نشان می دهد که افراد مبتلا به ASD و همچنین ADHD فقط نسبت به افراد مبتلا به ASD فقط کمی مستعد اعتیاد هستند. به نظر می رسد ASD ، به خودی خود ، یک عامل اصلی خطر برای اعتیاد است.

آنها همچنین نشان می دهند که همبستگی بین ASD و ADHD تا حدودی به دلیل تعصب تشخیصی است. از آنجا که ADHD در ذهن پزشکان با اعتیاد همراه است ، افراد مبتلا به اعتیاد به احتمال زیاد مبتلا به ADHD هستند.

پس چرا افراد مبتلا به ASD ، مستقل از سؤالات ADHD ، به ویژه مستعد اعتیاد هستند؟ یک ایده این است که آنها در معرض همان عوامل خطر مانند هر کس دیگری هستند ، اما شاید تا حدودی افزایش یافته باشند.

تحقیقات نشان می دهد که استفاده از الکل برای مدیریت اضطراب اجتماعی یک عامل خطر مهم برای ایجاد اختلال در مصرف الکل است. این واقعیت ، همراه با شیوع شدید اضطراب اجتماعی در بین افراد مبتلا به ASD ، چنین توضیحی را نشان می دهد. اگر افراد مبتلا به ASD به ویژه مسئولیت اضطراب اجتماعی دارند و از الکل برای مدیریت اضطراب اجتماعی خود استفاده می کنند ، این به نوبه خود آنها را در معرض خطر ایجاد اختلال در مصرف الکل قرار می دهد.

تأثیرات دیگر ممکن است برای خود ASD داخلی تر باشد. افراد مبتلا به ASD می توانند تمایل به درگیر شدن در رفتار تکراری داشته باشند و رفتار تکراری به خودی خود می تواند تشخیصی از انواع خاصی از رفتارهای اعتیاد آور باشد. به طور کلی ، ممکن است این مشخصات بسیار شناختی که مسئول نقاط قوت مشخصه افراد مبتلا به ASD است نیز یکی از این افراد است که این افراد را مستعد اختلالات مصرف مواد می کند.

این به یک نقطه وسیع تر در مورد ماهیت اعتیاد و ارتباط آن با عصبی بودن متصل می شود. اعتیاد اغلب به عنوان کسری یا نقص در شخص معتاد دیده می شود. من استدلال کرده ام که ما باید این مدل را رد کنیم: اعتیاد در واقع یک روانشناسی متمایز را شامل می شود ، اما این روانشناسی ذاتاً بدتر (یا بهتر) از سایر موارد نیست.

اعتیاد ضروری است

افراد مبتلا به این روانشناسی به ویژه مستعد ابتلا به اشکال خاص تبعیض و استثمار هستند که به نوبه خود منجر به نتایج ضعیف در ارتباط با اعتیاد می شود ، اما نباید نتیجه بگیریم که ذاتاً با خود روانشناسی اعتیاد آور اشتباه است. ذهن فرد معتاد با ذهن شخص غیر معتاد متفاوت است ، اما نسبت به آن فرومایه نیست: این به سادگی متفاوت است.

به این معنا ، من فکر می کنم ، فکر کردن به اعتیاد به صرفاً یکی از انواع مختلف عصبی بودن مفید است. معتاد بودن این است که روانشناسی این باشد که عادت های خاصی از فکر داشته باشید (و ، من می گویم ، عادات اراده) که به شکلی خاص برای شخص اعتیاد آور متمایز است ، یا آنچه که گاهی اوقات “شخصیت اعتیاد آور” خوانده می شود. این گرایش ها ذاتاً خوب یا بد نیستند. مانند عصبی بودن ، آنها به سادگی متفاوت هستند.

این فرضیه مبنی بر اینکه اعتیاد نوعی عصبی است به طور بالقوه توضیحی عمیق تر برای اتصالات افزوده شده در بالا بین ASD و اعتیاد ارائه می دهد. کاملاً مشهور است که بین تظاهرات مختلف عصبی ، مانند موارد ذکر شده در بالا ، ASD از یک طرف و از طرف دیگر ADHD همپوشانی قابل توجهی وجود دارد. اگر اعتیاد به خودی خود نوعی عصبی باشد ، می توان ارتباط بین ASD و اعتیاد را به عنوان نمونه دیگری از این پدیده درک کرد.

اعتیاد و ASD از نظر تجربی ، کاملاً مرتبط هستند و ما ممکن است با دیدن هم ASD و اعتیاد در نور مناسب آنها ، این رابطه را درک کنیم – نه به عنوان “اختلالات” بلکه به عنوان دو شکل متمایز اما همپوشانی که ذهن انسان ممکن است انجام دهد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان