03:38 - 2025/05/06

چگونه زمان آشکار می شود | روانشناسی امروز

[ad_1] آیا تاکنون متوقف شده اید که تعجب کرده اید که چگونه زمان واقعاً کار می کند – چگونه از یک لحظه به لحظه دیگر حرکت می کنیم ، زندگی به عنوان یک جریان ثابت از “اکنون” بعد از “اکنون”؟ این قرن ها یک سوال بی پا...

چگونه زمان آشکار می شود | روانشناسی امروز

[ad_1]

آیا تاکنون متوقف شده اید که تعجب کرده اید که چگونه زمان واقعاً کار می کند – چگونه از یک لحظه به لحظه دیگر حرکت می کنیم ، زندگی به عنوان یک جریان ثابت از “اکنون” بعد از “اکنون”؟ این قرن ها یک سوال بی پاسخ بوده است. و در حالی که دانشمندان هنوز جواب نهایی را ندارند ، آنچه ما طی صد سال گذشته آموخته ایم ، نحوه درک آن را کاملاً تغییر داده است.

تا اوایل قرن بیستم ، دانشمندان معتقد بودند که بیشتر پازل را حل کرده اند. برای آنها ، جهان مانند یک ماشین کامل رفتار می کرد – قابل پیش بینی ، منطقی و منظم. این دیدگاه از اسحاق نیوتن ، دانشمندی در دهه 1600 بود که توضیح داد که چگونه اشیاء حرکت می کنند. قوانین وی گفت: اگر می دانید چیزی کجاست و چقدر سریع می رود ، می توانید دقیقاً در کجا بعداً محاسبه کنید. این روش تفکر درخشان برای کارهای روزمره – مانند افتادن سیب یا سیارات در مدار – و بیش از 200 سال علم را هدایت می کرد. (1)

اما وقتی دانشمندان بسیار نزدیکتر به نظر می رسیدند ، به سطح اتمها و کوچکتر ، همه چیز تغییر کرد. این زمانی است که آنها فهمیدند که قوانین نیوتن دیگر کار نمی کند. ذرات به روشهای عجیب و غیرقابل پیش بینی رفتار می کردند. این یک مشکل کوچک نبود – به معنای کل سیستم درک جهان مورد نیاز برای تجدید نظر بود.

اولین سرنخ بزرگ از مکس پلانک ، یک فیزیکدان آلمانی که اکنون به عنوان پدر تئوری کوانتومی شناخته می شود ، آمده است. در حدود سال 1900 ، او در حال مطالعه چگونگی خاموش کردن اشیاء داغ بود – چرا ، به عنوان مثال ، فلز قرمز می درخشد ، سپس با گرم شدن آن سفید می شود. نظریه های کلاسیک نمی توانند توضیح دهند که چه اتفاقی افتاده است.

پلانک یک حدس جسورانه ایجاد کرد: شاید انرژی به طور مداوم مانند آب جریان یابد ، اما در تکه های ریز و درشت ، که او آن را “Quanta” می نامید. این یک ایده عجیب بود ، اما داده ها را کاملاً متناسب با داده ها ، حتی اگر خود پلانک هنوز درک نکرده است که واقعاً منظورش چیست. چند سال بعد ، آلبرت انیشتین همه چیز را فراتر برد. او نشان داد كه نور می تواند هر دو مانند موج رفتار كند – مانند موج در حوضچه – و مانند ذره ، نوعی گلوله انرژی. این اکتشافات منجر به یک تئوری کاملاً جدید شد: مکانیک کوانتومی.

مکانیک کوانتومی می گوید که در کوچکترین مقیاس ، ذرات دارای یک موقعیت یا مسیر خاص نیستند. در عوض ، آنها در a وجود دارند موج احتمالدامنه ای از همه مکان های آنها می توانست باشد آنها فقط مکانی را انتخاب می کنند که چیزی با آنها در تعامل باشد ، مانند اندازه گیری یا مشاهده. تا آن زمان ، به نوعی ، آنها در همه جا و هیچ جا به یکباره نیستند.

این به وضوح در آزمایش معروف دوتایی دیده می شود. هنگامی که ذرات ریز از طریق دو شکاف به یک دیوار شلیک می شوند ، انتظار دارید که دو خط مستقیم ظاهر شوند. اما در عوض ، شما یک الگوی موج مانند بسیاری از خطوط دریافت می کنید و تداخل را نشان می دهد ، دقیقاً مانند همپوشانی امواج آب. این اتفاق می افتد زیرا هر ذره مانند موجی از امکانات رفتار می کند. اما وقتی اندازه گیری می شود – وقتی به آن نگاه می کنیم – فقط در یک نقطه زمین می شود. آن لحظه خوانده می شود عملکرد موج فروپاشی، جایی که ابر امکانات به یک نتیجه واقعی تبدیل می شود.

اکنون اینجا جایی است که به زمان وصل می شود. در این چارچوب کوانتومی ، هر لحظه به طور خودکار از آخرین مانند تیک زدن یک ساعت دنبال نمی شود. درعوض ، هر لحظه جدید محتمل ترین نتیجه از همه موارد قبلی است. مانند امواج در اقیانوس ، موج احتمال افزایش می یابد و اوج آن موج چیزی است که واقعی می شود. این همان چیزی است که ما با آشکار شدن زمان تجربه می کنیم. لحظه به لحظه ، واقعیت شکل می گیرد – نه به این دلیل که مجبور است ، بلکه به این دلیل که محتمل ترین مرحله بعدی است.

و این جایی است که ممکن است آگاهی وارد ترکیب شود.

مکس پلانک ، همان دانشمندی که ایده کوانتا را معرفی کرد ، معتقد بود که آگاهی فقط بخشی از جهان نیست – این پایه و اساس آن است. وی گفت: “من آگاهی را اساسی می دانم.” “ما نمی توانیم از آگاهی عقب بمانیم.” وی همچنین گفت: “هر آنچه ما به عنوان موجود ، آگاهی را فرض می کنیم.” (3) به زبان ساده ، او معتقد بود كه هیچ چیز ما به عنوان واقعی تجربه نمی كنیم بدون كسی كه آن را تجربه كند.

این ایده چندین دهه است که دانشمندان و فیلسوفان را مجذوب خود کرده است. اگر آگاهی در فروپاشی موج امکانات نقش داشته باشد ، آگاهی ممکن است به تصمیم گیری در مورد نتیجه واقعی کمک کند. به عبارت دیگر ، شاید واقعیت نه تنها مطابق با قوانین جسمی ، بلکه تحت تأثیر آنچه مردم به طور جمعی فکر می کنند ، احساس می کنند و انتظار دارند ، آشکار شود. هر لحظه از زمان می تواند توسط فیزیک احتمال و وجود ذهن آگاهانه شکل بگیرد. اگر گروه های بزرگی از مردم توجه خود را به همان رویداد یا احتمال توجه کنند ، این آگاهی مشترک ممکن است به آرامی مقیاس ها را نوک کند ، و موج پتانسیل را به سمت یک نتیجه نسبت به دیگری سوق می دهد.

این بدان معنا نیست که ما فقط با فکر کردن واقعیت را کنترل می کنیم. اما این نشان می دهد که ما ممکن است بیشتر از آنچه که متوجه می شویم درگیر شویم. از آنجا که دانشمندان به بررسی این سؤالات ادامه می دهند ، به ویژه هنگامی که به صدمین سالگرد نظریه کوانتومی در سال 2025 می رسیم ، یادآوری می کنیم که جهان هنوز پر از رمز و راز است.

به نظر می رسد ، فقط یک رشته از مراحل اتوماتیک نیست. این یک روند زندگی است – هر لحظه به عنوان محتمل ترین تاج موج امکان پذیر است. و آگاهی ، شاید ، در کنار آن سوار شود و به شکل دادن به آنچه در آینده می آید کمک می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان