[ad_1]

ما در زمانهای اضطراب زندگی می کنیم. بسیاری از مردم نسبت به آنچه در کشور ما و جهان اتفاق می افتد نگران و ترسیده اند ، نه اینکه از آب و هوا ، حقوق بشر ، فناوری و هر چیز دیگری یاد کنیم. احساس می کند خیلی از آنچه که ما یک بار به آن اعتماد داشتیم وارونه شده است. به نظر می رسد ایمنی و نظم جهان ما ناپدید می شود ، جایگزین هرج و مرج ، سردرگمی و تصمیمات پریشانی است که در تمام زندگی ما قرار می گیرد. با وجود این همه عدم اطمینان در اطراف ، جای تعجب نیست که برخی از ما احساس می کنیم نگرانی به یک همراه ثابت تبدیل شده است.
گرفتار شدن در حلقه های فکری آسان است چه چیزی و فاجعه بار در مورد ناشناخته ها ، برای ادامه یادآوری خود ، تصور و بازی کردن سناریوهای فاجعه در ذهن ما. به روشی عجیب ، ما این کار را با تلاش برای تهیه (اگر و چه زمانی) بدترین اتفاق می افتد. به این ترتیب ، اگر ما آن را به اندازه کافی دوباره تمرین کرده ایم ، برنامه ای خواهیم داشت و آماده مبارزه خواهیم بود. بنابراین ، ما بدترین سناریوها را فرض می کنیم و بازی می کنیم زیرا بهتر است در مورد آینده فاجعه بار مطمئن باشیم تا زندگی با عدم اطمینان و حقیقت ناشناخته. بسیار راحت تر از دانستن اینکه وحشتناک خواهد بود (هرچه که باشد) خواهد بود از این که نمی دانم چه خواهد بود.
در عین حال ، ما در حلقه های نگرانی گرفتار می شویم زیرا ذهن ما برای حل مشکلات طراحی شده است و وقتی مشغول انجام کار مورد علاقه خود است ، خوشحال ترین است. داشتن چیزی که به طور بالقوه بدی برای آشکار کردن ، فهمیدن و در صورت امکان صحیح است ، بهترین تولد است که ذهن می تواند دریافت کند ، برای روزها و شاید حتی ماهها استخوانی برای جویدن دارد. نگران کننده ، چه چیزی، و فاجعه بار در واقع عادت هایی است که از خودشان تغذیه می کنند و ما را به دام می اندازند ، دوباره می توان به دام افتادیم ، دوباره می توانیم و دوباره فاجعه ای را که ما نیز ایجاد کرده ایم ، ایجاد کنیم. این یک حلقه عالی است که توسط ما ایجاد شده است ، توسط ما حل شده (یا نه) ، و توسط ما رنج می برد. در اطراف و اطراف ما می رویم و دوباره و دوباره ما را در همان مکان اضطراب قرار می دهیم.
در حالی که ما ممکن است قدرت فوری برای تغییر جزر و مد های گسترده تر جهان نداریم ، می توانیم عادت ذهن را بشناسیم ، به دنبال هرگونه امکانات بد و ترسناک بالقوه و سپس طراحی و اجرای یک روال ژیمناستیک ذهنی برای اصلاح آنها باشیم. ما می توانیم از خود بپرسیم که آیا هر یک از تمرین های فاجعه به ما کمک می کند یا هر یک از فاجعه های بالقوه را کمتر محتمل می کند. ما همچنین می توانیم در نظر بگیریم که آیا در واقعیت چیزی وجود دارد که می توانیم برای کنترل اوضاع انجام دهیم. اما بیش از هر چیز شاید ، ما می توانیم در برابر عادت ذهن مقاومت کنیم و به ذهن بگوییم “نه” ، “نه ، شما نمی توانید من را وحشت کنید.” به ذهن یادآوری کنید که به لحظه کنونی برگردید و در اینجا زندگی کنید ، جایی که ما کنترل داریم و در واقع کجا می تواند خوب باشد. و علاوه بر این ، اگر هر یک از این فاجعه ها به وجود بیاید ، می توانیم با آنها برخورد کنیم. تمام کاری که اکنون انجام می دهیم ، واقعاً ، لحظه کنونی را خراب می کند ، تنها موردی که مطمئن و واقعی است ، به این امید که بهتر برای یک لحظه آینده آماده شود که نامشخص و غیر واقعی باشد.
همینطور روشهای معنی داری برای پرورش احساس آرامش و مقاومت در درون خود وجود داردبشر هنگامی که اضطراب اعتصاب می کند ، اغلب ما را در حلقه ای از سناریوهای بدترین حالت به دام می اندازد. ذهن عاشق سفر آینده است و هر “چه می تواند” را تصور می کند. اما در مکث ، تسکین وجود دارد ، درست در اینجا. توجه خود را به لحظه حاضر جلب کنید. اکنون زمین را لمس کنید. ممکن است به نظر برسید که یک دست را به آرامی روی قلب یا شکم خود قرار دهید و نفس آهسته و عمدی بکشید. پاهای خود را روی زمین احساس کنید ، به صداهای اطراف خود تنظیم کنید ، بافت این لحظه را حس کنید. بدن ما در حال حاضر زندگی می کند و می تواند یک لنگر در مه یک ذهن اضطراب باشد. بعضی اوقات ، فقط یک نفس عمیق می تواند به ما یادآوری کند – ما اینجا هستیم و خوب هستیم.
و فراموش نکنید که لازم نیست وزن آن را به تنهایی تحمل کنید. ترس اغلب ما را به احساس انزوا می رساند ، اما به اشتراک گذاشتن تجربه خود با دیگران می تواند باعث تسکین عظیم شود. به جامعه خود دسترسی پیدا کنید ، به روابط خود تکیه دهید و به خود اجازه دهید که پشتیبانی شود. حتی کوچکترین اتصال می تواند به تبدیل درماندگی به احساس قدرت مشترک کمک کند. مهمتر از همه ، برای عشق و مهربانی فضای خود را حفظ کنید – هم به سمت خود و هم دنیای اطراف خود. ترس وقتی مهربانی را انتخاب می کنیم ، چنگ خود را از دست می دهد، حتی به روش های کوچک و ساده. در حال گذر از کسی لبخند بزنید ، یک کلمه مهربان را به یک غریبه ارائه دهید ، یا به لحظاتی که با خود صبور و ملایم هستید ، آگاهی دهید.
هر عمل مهربانی ، اعم از داده شده و یا دریافت شده ، به ما یادآوری می کند که عشق همیشه در اینجا است ، حتی در زمان های نامشخص.
[ad_2]