[ad_1]
آیا تا به حال فکر کرده اید که چگونه مردم می توانند چیزی را که بسیار دور از ذهن به نظر می رسد باور کنند؟ هر زمان که بیهدف در فید اینستاگرام خود حرکت میکنیم، از سوراخ خرگوش Reddit پایین میرویم یا ویدیوهای یوتیوب را زیاد میکنیم، ذهن ما در حال پردازش و تفسیر اطلاعاتی است که با آن مواجه میشویم. پستهایی با جملاتی که باعث خشم، انزجار یا اضطراب میشوند، میمانند. این نتیجه «ایزوفرمهای شناختی اینترنتی» است (به اینفوگرافیک مراجعه کنید) که درک آن ساده است، اما یک واقعیت نگرانکننده را آشکار میکند: فریب دادن ذهنها به سمت باور چیزهایی که نادرست هستند یا حداقل رد کردنشان دشوار است، آسان است.
منبع: طاهر رحمان، MD/ نویسنده بایت
توهم حقیقت
برای درک ایزوفرم های شناختی اینترنتی، مفید است که به عقب برگردیم و به این فکر کنیم که چگونه مغز ما توهمات بصری را پردازش می کند. به عنوان بچه ما نقطه ها را به هم وصل کردیم تا یک تصویر کوچک سرگرم کننده ایجاد کنیم. پس از چند دقیقه اتصال نقطه به نقطه، تصویری از یک سگ، گربه یا پونی ظاهر شد. مغز ما نیز با تمام اطلاعاتی که می بینیم این کار را انجام می دهد – که بسیاری از تصورات ما را در مورد زندگی، جهان، مذهب، سیاست، شما نام ببرید. روانشناسان گشتالت برای اولین بار کشف کردند که مغز تکه هایی از اطلاعات را برای خلق چیزی کامل، منظم، منظم و ساده می گیرد. نقاط ابتدا ممکن است شبیه یک دم باشند. آیا دم سگ است؟ به زودی متوجه می شویم. مغز ما از شر تمام نقاط خلاص می شود و در پایان فقط یک تصویر می بینیم. چندین قانون از گروه بندی تصاویر ایجاد شد: بسته شدن، شباهت، سرنوشت مشترک، مجاورت، تقارن، ادامه و غیره. توهمات نوری اغلب از این قوانین استفاده می کنند: آیا این دو صورت است یا یک گلدان؟ عدد 6 وارونه یا 9؟ برخی از توهمات به دلیل چیزی که ما آن را تعصب لنگر انداختن می نامیم، زمان می برد تا بیاموزند.
بیایید این مفهوم را در مورد اطلاعاتی که آنلاین مصرف می کنیم اعمال کنیم. دقیقاً مانند نقاط، فضاهای آنلاین ما را با توالی سریع دادهها بمباران میکنند – توییتها، پستها، نظرات – که مغز ما به طور طبیعی سعی میکند آنها را کنار هم بگذارد. ما «نقاط اعتقادی» را به روشی سادهگرایانه به هم وصل میکنیم که با تصورات، باورها یا تعصبات از پیش تعیینشده ما همسو باشد. این یک راه کارآمد برای مغز ما برای درک جهان است. اما یک گرفتاری وجود دارد. این میانبر ذهنی می تواند ما را به مسیری خطرناک هدایت کند. این باورهای دوتایی را در نظر بگیرید:
- شما هرگز نمی توانید خیلی لاغر باشید.
- سیاه پوستان جایگزین سفیدپوستان می شوند.
- سقط جنین همیشه قتل است.
- غرب در حال جنگ با اسلام است.
- یهودیان نفرت انگیز هستند، به آنها اعتماد نکنید.
- دولت همه اسلحه های ما را خواهد برد.
- همه واکسن ها خطرناک هستند.
- مهاجران مجرمانی هستند که مشاغل ما را می گیرند.
آنچه متوجه خواهید شد این است که بسته به یادگیری قبلی شما، این نوع باورها به باورهای قبلی مرتبط می شوند. آنها ممکن است برای کسی که چیزهای مشابه دیگری را یاد نگرفته است کاملاً بی معنی باشند. بسته به یادگیری قبلی شما (که طرحواره نامیده می شود)، می توانند باعث ایجاد احساس عصبانیت، انزجار، ناراحتی، اضطراب یا استرس در افراد شوند. ما متوجه میشویم که نسبت به آنها واکنش نشان میدهیم (منفی یا مثبت)، شاید حتی آنها را به اشتراک میگذاریم. بالاخره می توانند مهم باشند، درست است؟ شاید ایمنی ما به این بستگی دارد؟ شاید این فقط از نظر اخلاقی اشتباه است؟
تولد باورهای افراطی بیش از حد ارزش گذاری شده
وقتی به طور مکرر با ایدههای خاصی در فضای مجازی مواجه میشویم، بهویژه آنهایی که با دیدگاههای فرهنگی، مذهبی یا سیاسی ما طنینانداز میشوند، میتوانند به «باورهای بسیار ارزشگذاری شده» تبدیل شوند. هذیان ها باورهای نادرستی ناشی از بیماری های روان پریشی مانند اسکیزوفرنی هستند. در مقابل، باورهای افراطی بیش از حد ارزش گذاری شده توسط دیگران مشترک و تقویت می شوند. چیزی که در ابتدا می تواند یک باور حواس پرت به نظر برسد، ممکن است برخی افراد را به ارتکاب اعمال خشونت آمیز سوق دهد. ارتباط چندانی با باهوش بودن افراد ندارد و بیشتر به اطلاعات آموخته شده قبلی (طرحواره ها) مربوط می شود. عمو یا عمه باهوش شما ممکن است باور کند که فرود روی ماه جعلی بوده است یا اینکه واکسنها دارای ریزتراشه هستند. آیا آنها دیوانه هستند؟ نه، آنها در واقع یک باور مشترک با بسیاری دیگر از افراد مشابه دارند. داروهای ضد روان پریشی آنها را تغییر نمی دهند.
در نظر بگیرید که چگونه رسانه های اجتماعی باورها را تقویت می کنند. وقتی یک پست هزاران لایک یا اشتراکگذاری بهدست میآورد، احساس اعتبار میکند: اگر افراد زیادی موافق باشند، باید درست باشد، درست است؟ اما اگر، برای مثال، هزاران نفر معتقدند که واکسیناسیون کووید-19 خطرناک است، چگونه ممکن است اشتباه باشد؟ و با این حال، ما می دانیم که اینطور است. این تأثیر زمانی بیشتر می شود که اطلاعات از شخصی که به او اعتماد داریم می آید: یک شخصیت عمومی، یک عضو خانواده، یک دوست یا یک مربی. این باور کشش پیدا میکند و خود را در چارچوب ذهنی ما جا میدهد، و خیلی زود، این فقط یک ایده نیست. این دلیلی است که ارزش دفاع دارد.
باورها می توانند به خشونت تبدیل شوند
خطر واقعی زمانی شروع می شود که این باورهای افراطی بیش از حد ارزش گذاری شده شروع به توجیه اقدامات مضر کنند. برخی از جوامع آنلاین باورهایی را پرورش می دهند که منجر به خشونت در دنیای واقعی شده است – چه از طریق جنایات ناشی از نفرت، تیراندازی دسته جمعی یا حتی حملات تروریستی. این باورها، زمانی که حاشیهای پیدا میکنند، از طریق تقویت مداوم آنلاین، جای پایی در جریان اصلی پیدا میکنند. مسائل اخلاقی می تواند به شکایتی تبدیل شود که ارزش مرگ را دارد (به قانون اساسی ایالات متحده، انجیل، قرآن، یا سایر قوانین اخلاقی فکر کنید). اینگونه است که ایدئولوژی حملاتی مانند 11 سپتامبر، حمله به کنگره آمریکا یا ترورها را هدف قرار می دهد. به عنوان مثال، این باور که یک گروه خاص یک تهدید برای جامعه است، می تواند به عنوان یک گفتگوی آنلاین شروع شود اما به سرعت به تهاجم در دنیای واقعی تبدیل شود. هر چه این ایده ها بیشتر در یک جامعه منزوی به اشتراک گذاشته شوند و منعکس شوند، بیشتر موجه به نظر می رسند. این یک ایزوفرم شناختی اینترنتی در کار است، بسیار شبیه به یک کتاب تصویری متصل به نقطه: احساس میکند و واقعی به نظر میرسد، اگرچه اینطور نیست.
شکستن چرخه
چگونه با این موضوع مقابله کنیم؟ اولین قدم آگاهی است. به این “تلقیح شناختی” می گویند. درک اینکه این ایزوفرم های شناختی می توانند مغز ما را فریب دهند به ما کمک می کند نسبت به اطلاعاتی که مصرف می کنیم انتقاد بیشتری داشته باشیم. به یاد داشته باشید که رد کردن برخی از این باورها بسیار دشوار است. به عنوان مثال، سقط جنین ممکن است یک زندگی بالقوه را از بین ببرد، اما ما باید بتوانیم آن را با سایر ملاحظات اخلاقی و اخلاقی متعادل کنیم. چنین دیدگاه هایی با تفکر کوتاه مدت کاملاً از بین می روند، زیرا فرد به معنای واقعی کلمه چیزی را می بیند که بقیه ما نمی بینیم.
دفعه بعد که فیدهای خود را مرور می کنید، شما را به شناسایی تفکر دودویی، ساده و مطلق دعوت می کنم. آیا یک پست اینترنتی شما را مضطرب می کند (مثلاً در مورد واکسن ها)؟ عصبانی؟ (شاید انتخابات به نظر دزدیده شده باشد.) منزجر هستید؟ (جنگ در حال کشتن نوزادان است.) تحقیر؟ (سیاهها جایگزین سفیدپوستان میشوند.) مغز ما به صورت احساسی پست را برچسبگذاری میکند و مقاومت در برابر نوسانات آن را برای ما سخت میکند. صرفاً به این دلیل که یک سلبریتی یک پست را لایک کرده است به این معنی نیست که آن پست بر اساس حقایق بوده است. فقط به این دلیل که چیزی واقعی به نظر می رسد به این معنی نیست که واقعاً هست. و وقتی صحبت از باورهایی می شود که می توانند به دیگران آسیب بزنند یا به حاشیه راندند، ارزش آن را دارد که چند دقیقه بیشتر به تفکر عمیق تر و تحقیق در مورد حقایق اختصاص دهید. امنیت ما به آن بستگی دارد.
[ad_2]