توسط Aubree Harrington، Psy. D.، از طرف حامیان سلامت رفتاری آتلانتا
منبع: Christian Lue/Unsplash
طبق گزارش اداره آمار سال 2021، جوانان (18 تا 25 ساله) که مرتکب جرم شده اند (که به آنها «جوانان درگیر عدالت» نیز گفته می شود) تقریباً 10 درصد از جمعیت زندانیان را تشکیل می دهند. در حالی که این درصد نسبتاً کمی است، این گروه با نرخهای هشداردهندهای بالای تکرار جرم مواجه هستند: 81 درصد از این مجرمان جوان ظرف پنج سال پس از آزادی دوباره دستگیر میشوند.
این آمار واضح سؤالات مهمی را برمی انگیزد: چگونه می توانیم به عنوان روانشناس، رویکردهای خود را برای خدمت بهتر به این گروه آسیب پذیر تطبیق دهیم؟ آیا برنامه های توانبخشی سنتی در محیط های اصلاحی بزرگسالان می تواند نیازهای رشدی آنها را برآورده کند؟ چه تغییراتی لازم است تا اطمینان حاصل شود که بزرگسالان جوان درگیر عدالت برای ادغام مجدد در جامعه، کاهش تکرار جرم و افزایش ایمنی جامعه مجهزتر هستند؟
نوروبیولوژی مشابه بزرگسالان جوان و نوجوانان
نوروبیولوژی و فرآیندهای تصمیم گیری بزرگسالان جوان بیشتر شبیه نوجوانان است تا بزرگسالان کاملاً رشد یافته، زیرا تصور می شود بلوغ مغز تا حدود 25 سالگی ادامه دارد (استاینبرگ، 2013). سیستم “کنترل شناختی” مغز که مسئول تنظیم رفتار، مهار تکانه ها و حمایت از عملکرد اجرایی است، کندتر از سیستم “اجتماعی-عاطفی” رشد می کند.
سیستم عاطفی اجتماعی، که بر پاسخهای احساسی و ارزیابی ریسک-پاداش حاکم است، در اوایل بزرگسالی افزایش دوپامین را تجربه میکند. این موج، که حساسیت به پاداش و لذت را افزایش میدهد، باعث میشود که بزرگسالان جوان به جای انتخابهای منطقی و حساب شده درگیر تصمیمهای تکانشی و هیجانمحور شوند (کیسی و همکاران، 2008؛ استاینبرگ و همکاران، 2008؛ استرنگ و همکاران. ، 2013).
بزرگسالان جوان درگیر عدالت در مقایسه با همسالان خود که درگیر عدالت نیستند با چالشهای بیشتری روبرو هستند، از جمله میزان بالاتر مصرف مواد، اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) و تروما (Baglivio et al., 2016). این مسائل مربوط به سلامت روان باعث اختلال بیشتر در توسعه سیستم کنترل شناختی مغز می شود و اتکا به سیستم عاطفی اجتماعی را افزایش می دهد. این عدم تعادل میتواند تصمیمگیری تکانشی و واکنشهای احساسی را افزایش دهد و این جمعیت را در برابر دخالت مکرر عدالت کیفری آسیبپذیرتر کند.
رشد روانی اجتماعی جوانان
از دیدگاه روانی-اجتماعی، تئوری آرنت در مورد بزرگسالی در حال ظهور، محدوده سنی 18 تا 25 سال را به عنوان یک مرحله رشد متمایز مشخص می کند که با کاوش هویت، بی ثباتی و تمرکز بر خود مشخص می شود (Arnett, 2000). در حالی که بیشتر جوانان از این دوره برای آزمایش نقشهای مختلف و استحکام بخشیدن به هویت بلندمدت خود استفاده میکنند، جوانان درگیر عدالت با واقعیت متفاوتی روبرو هستند.
تجربیات نامطلوب دوران کودکی (ACEs) – مانند تروما، والدین شدن زودهنگام، و سختیهای اجتماعی-اقتصادی – میتوانند تنظیم عاطفی و عملکرد اجرایی را مختل کنند و خطر آنها را هم برای درگیری اولیه جنایی و هم تکرار جرم افزایش دهند (Baglivio et al., 2016). برای رسیدگی به این نقایص زیست روانی-اجتماعی، برنامه های توانبخشی در اصلاحات بزرگسالان باید برای پاسخگویی به نیازهای رشدی خاص بزرگسالان جوان درگیر عدالت تطبیق داده شود.
انطباق برنامه های توانبخشی
برنامههای توانبخشی متمرکز بر تغییر رفتار و سلامت روان به طور مداوم نتایج بهتری را در کاهش تکرار جرم در مقایسه با رویکردهای عمومی نشان میدهند و درمان مبتنی بر سلامت روان را به عنوان “استاندارد طلایی” در توانبخشی اصلاحی قرار میدهند (باتلر و همکاران، 2011؛ مورگان و همکاران، 2018). ). با این حال، درمانهای سنتی مانند درمان شناختی رفتاری (CBT)، مشاوره مصرف مواد، و مراقبتهای آگاهانه از آسیبهای روانی در مراکز اصلاحی بزرگسالان اغلب به دلیل کمبود بودجه، کمبود نیروی انسانی و ازدحام بیش از حد با مشکل مواجه میشوند. این چالشها دسترسی به مراقبت مداوم را محدود میکنند و بسیاری از بزرگسالان جوان، فاقد انگیزه، درگیر شرکت نمیشوند، بنابراین خطر تکرار جرم را افزایش میدهند (مورگان و همکاران، 2018).
برای خدمت موثر به بزرگسالان جوان درگیر عدالت، من استدلال میکنم که درمان باید انگیزه را تقویت کند، تکانشگری را مدیریت کند و از نظر فرهنگی مرتبط باشد و به مرحله رشد عصبی آنها بپردازد. با توجه به نرخ بالای ACEs، تروما و مصرف مواد در این جمعیت، این عوامل باید در کنار نیازهای رشدی آنها مورد توجه قرار گیرند. ترکیبی از تکانشگری، تصمیمگیری ضعیف، ترومای حلنشده و علائم سلامت روانی کنترلنشده میتواند بهشدت مانع توانبخشی شود، و مراقبتهای آگاهانه از آسیب را همراه با حمایت رشدی ضروری میسازد (باتلر و همکاران، 2011؛ گینرایت، 2018؛ فرانسوی و ژندرو، 2006).
برای تقویت انگیزه، مصاحبه انگیزشی باید بهعنوان مداخلهای مؤثر برای هدایت بزرگسالان جوان درگیر عدالت در مراحل تغییر با تشویق به خوداندیشی و تعیین هدف مورد استفاده قرار گیرد (میلر و رولنیک، 2013). مداخلات مبتنی بر نقاط قوت همچنین میتواند با تمرکز بر شایستگیهای شرکتکنندگان، که نشان داده است تکرار جرم را کاهش میدهد، مشارکت را افزایش دهد (فرنچ و ژندرو، 2006).
برای رفع تکانشگری و مشکلات هنجاری عصبی رشدی با توجه مداوم، مدت درمان باید بین 60 تا 90 دقیقه باشد، که هر هفته یا نیمه هفتگی انجام شود (لیپسی، 2007). درمان باید ترکیبی از آموزش روانی، تمرین مهارتها و بحث را در هر جلسه برای حفظ تعامل و پاسخگویی به نیازهای رشدی و عاطفی خاص بزرگسالان جوان درگیر عدالت داشته باشد (لیپسی، 2007؛ هنگلر و همکاران، 2009؛ باتلر و همکاران. ، 2011). رویکردهای عدالت ترمیمی، که بر مسئولیت پذیری و تأمل تأکید دارند، همچنین می توانند به مدیریت تکانشگری و ایجاد تغییرات رفتاری درازمدت کمک کنند (Braithwaite, 2002).
شیوههای مرتبط فرهنگی، مانند ترکیب موسیقی یا مشارکت درمانی محور، بهزیستی و رشد شخصی را فراتر از درمان تروما ارتقا میدهد. این رویکرد کل نگر باعث رشد هویت و احساس تعلق می شود که برای توانبخشی طولانی مدت ضروری است (Ginwright, 2018).
برنامه های فعلی که برای بزرگسالان جوان درگیر عدالت طراحی شده است
برنامههای درمانی موجود برای بزرگسالان جوان درگیر عدالت، مانند درمان چند سیستمی برای بزرگسالان نوظهور (MST-EA) و Roca، Inc.، نتایج امیدوارکنندهای به همراه داشته است، از جمله کاهش 35 درصدی در بازداشت مجدد و 65 درصد کمتر تخلفات مشروط در مقایسه با بزرگسالان جوان. شرکت در درمان اصلاحی سنتی (باتلر و همکاران، 2011؛ روکا، 2020؛ مرکز عدالت شورای دولت های ایالتی، 2015). با این حال، این برنامهها برای جوانان با خطر کم تا متوسط عدالت مؤثرتر هستند، زیرا آنها مبتنی بر انحراف و جامعه محور هستند. اگرچه چنین برنامه هایی محبوب هستند، اما ممکن است به طور کامل نیازهای افراد در معرض خطر را که نیاز به درمان فشرده در محیط های امن دارند، برآورده نکنند.
برنامه هایی برای بزرگسالان جوان پرخطر در مراکز ایمن هنوز در حال توسعه هستند، اما به طور فزاینده ای به عنوان ضروری برای ارائه ساختار و ایمنی ضروری برای توانبخشی شناخته می شوند. با اتخاذ این رویکردها، برنامه ها می توانند بهتر به نیازهای پیچیده جوانان مرتبط با عدالت رسیدگی کنند و در نهایت باعث کاهش تکرار جرم و بهبود نتایج شوند.
نتیجه گیری: فراخوانی برای سازگاری با درمان در اصلاحات بزرگسالان
برنامه هایی برای جوانان پرخطر و درگیر عدالت در تأسیسات امن هنوز در حال توسعه است. نیاز به محیطهای ساختیافتهای که مداخلات فشرده را در کنار ایمنی و نظارت لازم برای توانبخشی در این زیرجمعیت فراهم میکنند، رو به رشد است. با اتخاذ این رویکردها، برنامههای درمان اصلاحی میتوانند نیازهای پیچیده بزرگسالان جوان پرخطر و درگیر عدالت را بهتر برآورده کنند و منجر به نتایج مثبت و کاهش تکرار جرم شوند.