[ad_1]
سارا در خانواده ای بزرگ شد که نیازهای عاطفی او اغلب نادیده گرفته می شد. در کودکی، وقتی احساس اضطراب یا ناراحتی میکرد، مادرش به او میگفت: «از واکنش افراطی دست بردار» یا «چیزی برای ناراحتی نداری». اکنون، به عنوان یک بزرگسال، سارا هر زمان که با احساسات دشوار روبرو می شود، با احساس شک و تردید دست و پنجه نرم می کند، زیرا بی اعتباری مادرش بر احساس خود و توانایی او برای اعتماد به احساسات خود تأثیر گذاشته است. در طول تعطیلات، او سعی کرد با مادرش در مورد احساس خود در کودکی و تجربه اش صحبت کند. باز هم مادرش نتوانست از او حمایت کند و رفتار خودش را انکار کرد و گفت: «به بیان گذشته دست بردار، خوب شدی».
“اگر مادرم نتواند ببیند دوران کودکی من چگونه بوده است، چگونه می توانم شفا پیدا کنم؟” سارا در اولین جلسه خود پس از تعطیلات پرسید.
زمانی که مراقبین از تأیید واقعیت شما امتناع می ورزند یا نمی توانند واقعیت شما را تأیید کنند
ما اغلب به شرکای عاشقانه به عنوان تنها کسانی فکر میکنیم که میتوانند گاز بگیرند، اما خانوادههای ما اغلب اولین تجربه ما با گاز گرفتن و سایر رفتارهای ناسالم یا سمی هستند، حتی اگر این کار ناخواسته باشد. برخی از عبارات متداول والدین که با گاز روشن می شوند ممکن است به شرح زیر باشد:
منبع: محمد حسن / پیکسابای
- شما فقط حساس هستید. منظور مامان اینطوری نبود.»
- “من فقط سعی می کردم تو را سخت کنم. خواهید دید؛ به نفع خودت است.»
- “خوب شدی.”
- «در مورد چی صحبت می کنی؟ بچگیت خوب بود شما سوء استفاده واقعی را نمی دانید!»
همه ی گازهای روشنایی به صورت مخرب انجام نمی شود. مراقبین معمولاً نمی توانند تجربیات بازماندگانی را که در خانه های ناکارآمد بزرگ شده اند تأیید یا تأیید کنند. فکر کردن درباره اینکه چگونه رفتار خودمان ممکن است مضر باشد، هرگز آسان نیست. اغلب، آنها ممکن است با انکار خود، تحریفات شناختی، کمبود بینش یا حفظ خود دست و پنجه نرم کنند.
همانطور که اغلب ذکر می کنم، بیشتر مراقبین با چیزی که داشتند بهترین کار را می کردند. با این حال، این نباید چیزی را که اتفاق افتاده، آسیبی که آنها ایجاد کرده اند (یا نتوانسته اند از آن جلوگیری کنند)، یا هر چیزی که بعد از آن با آن دست و پنجه نرم می کنید، از بین ببرد.
به همین دلیل، والدین اغلب از تأثیر رفتار خود آگاه نیستند، وقتی جملاتی از این قبیل می گویند: «آنقدرها هم بد نبود. خوب شدی، نه؟» اما این نوع روشنایی گاز تا بزرگسالی با بازماندگان باقی می ماند. آنها اغلب با ناامنی و بی اعتمادی نسبت به احساسات خود بزرگ می شوند. زمانی که در دفاع از خود یا مرزهایشان صحبت می کنند، ممکن است بگویند: «شاید فقط من هستم» یا «شاید اشتباه به خاطر می آورم».
بیشتر والدین به طور غریزی می خواهند از فرزندان خود محافظت کنند و از آنها در برابر احساسات یا تجربیات دشوار محافظت کنند و برای انجام این کار، برخی از زمینه های ناکارآمد انکار را انتخاب می کنند. آنها ممکن است به فرزندان خود بگویند: «نه، بابا شما را رها نکرده است. او فقط سرش شلوغ بود.» در تجربه من، این شکل از انکار اغلب با بهترین نیت انجام می شود.
کاری که می توانید برای تأیید خود انجام دهید
در کار من با بازماندگان بزرگسال مبتلا به ترومای منشأ خانواده، ما اغلب با فراموش کردن عادتهای بد شروع میکنیم. یکی از راه هایی که ما این کار را انجام می دهیم این است که یاد بگیریم چگونه در برابر انکار و انحراف آنها محافظت کنیم. این کار به زمان و مهارت نیاز دارد، اما در اینجا نکاتی وجود دارد که برای کمک به آنها در طول فرآیند توصیه می کنم:
- احساسات خود را بپذیرید و بپذیرید. به خود اجازه دهید تا احساسات خود را بدون نیاز به توجیه آنها برای کسی احساس کنید. اگر چیزی شما را آزار می دهد، شما را آزار می دهد. برای اینکه چنین احساسی داشته باشید به اجازه هیچکس نیاز ندارید.
- سعی نکنید آنها را متقاعد کنید. پس از سالها انکار یا به حداقل رساندن تجربیات شما، کاملاً احساس خوبی است که ادعای خود را به طرفهای مسئول ثابت کنید. این تاکتیک ممکن است برای برخی افراد کارساز باشد، اما اغلب اوقات، این امر باعث واکنش تدافعی مراقب در تلاش برای توجیه رفتار آنها میشود. برای رسیدن به سطح انکار، بازماندگان باید در پاسخ از نظر احساسی خود را بالا ببرند، که میتواند منجر به بحثی همهگیر شود که بر سلامت روان آنها تأثیر منفی میگذارد. تا آنجا که ممکن است بخواهیم، من بازماندگان را تشویق می کنم که از بحث و جدل با مراقبانی که در انکار گیر کرده اند، اجتناب کنند.
- روی پذیرش این موضوع کار کنید که آنچه به شما می دهند بهترین چیزی است که می توانند ارائه دهند. مراقبان در خانوادههای ناکارآمد ممکن است از ناکارآمدیهای خودشان ناشی شوند و همچنان از مکانیسمهای مقابلهای ناسالم برای زنده ماندن استفاده کنند. اگر آنها هرگز کار حل آنها را انجام ندهند، این تنها چیزی است که می دانند. ما نمیتوانیم کسی را مجبور کنیم که چیزی را ببیند اگر قادر نباشد، اما میتوانیم سعی کنیم آن محدودیتها را درک کنیم.
- تشخیص دهید که ممکن است برای شما کافی نباشد، که اشکالی ندارد. دانستن اینکه سابقه شما واقعی و معتبر است کافی است. این احساسات را با گفتن حقیقت آنها، با صدای بلند یا با خودتان بپذیرید: “(آن موقعیت) من را آزار داد، و من حق دارم (اینگونه) احساس کنم.”
این به معنای سرزنش قربانی برای رفتار خود نیست، و من از شما میخواهم که اگر این پیشنهاد برای شما دشوار است، به دنبال حمایت باشید. گازگرفتگی و الگوی بزرگتر سوء استفاده عاطفی و بیاعتباری، ما را با احساسات باقیماندهای مواجه میکند که باید روی آن کار کنیم و آنها را حل کنیم. هیچ شرم آور نیست که به دنبال درمان یا حمایت از سلامت روان برای ارائه ابزارهای اضافی برای از بین بردن این الگوهای منفی باشید.
بخشی از کتاب من برگرفته شده است شکستن چرخه: 6 مرحله بهبودی از آسیب های خانوادگی دوران کودکی.
برای پیدا کردن یک درمانگر که آسیب های خانوادگی و سوء استفاده از رابطه را درک کند، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.
[ad_2]