09:55 - 2024/11/04

چگونه از اثبات حق با شما دست برداریم (حتی وقتی که حق با شماست)

[ad_1] همانطور که در قسمت اول این مجموعه بحث کردم، ما به این باور رسیده ایم که یک واقعیت وجود دارد، یک نسخه درست از آنچه هست، در حالی که در واقع، 8.2 میلیارد واقعیت، نسخه های مختلف وجود دارد. چه اتفاقی افتاد، چی است، زندگی همزمان در این س...

چگونه از اثبات حق با شما دست برداریم (حتی وقتی که حق با شماست)

[ad_1]

همانطور که در قسمت اول این مجموعه بحث کردم، ما به این باور رسیده ایم که یک واقعیت وجود دارد، یک نسخه درست از آنچه هست، در حالی که در واقع، 8.2 میلیارد واقعیت، نسخه های مختلف وجود دارد. چه اتفاقی افتاد، چی است، زندگی همزمان در این سیاره هیچ یک از آنها چالشی نخواهد بود، به جز این واقعیت که هر یک از ما به نسخه خود از واقعیت فکر می کنیم است واقعیت – نه فقط واقعیت ما، بلکه واقعیت همه.

اغلب، مبارزه برای درست بودن، در هسته خود، مبارزه ای است که باید شنیده شود، مورد احترام قرار گیرد، و مورد تایید قرار گیرد. اگر بتوانید ثابت کنید که درست می گویید، که روایت شما از واقعیت حقیقت است، آنگاه احساس می کنید که توجیه شده، شنیده شده و درک می شود. شما مهم هستید.

عجیب این است که ما می توانیم در مورد کوچکترین و بی اهمیت ترین چیزها گرفتار دعوا شویم تا مشخص کنیم که بهتر می دانیم و پاسخ صحیح را داریم. اخیراً مردی را دیدم که به شدت با پسر 6 ساله‌اش بحث می‌کرد که آیا غلات کاپیتان کرانچ قبلاً با زغال اخته یا توت فرنگی می‌آمد، در حالی که پدر حاضر بود به تشک برود و پسرش را به خاطر توت‌فرنگی بودن آن ناراحت کند. و در واقع، بیرون کشیدن خود از یک حلقه مبارزه برای حق بودن، بسیار دشوار است، حتی اگر بدانیم گرفتار شده‌ایم و حتی اگر بدانیم چیزی که درباره آن بحث می‌کنیم مضحک است.

بنابراین، چه استراتژی‌هایی می‌توانید برای رها کردن دعوا استفاده کنید، وقتی درگیر آن هستید، صرف نظر از اینکه دانستن شما درست می گویید و طرف مقابل درست است اشتباه?

اولین قدم، قبل از انجام هر کار دیگری، این است که به سادگی یک نفس عمیق بکشید و تصدیق کنید که در سوراخ خرگوش درست و غلط گیر افتاده اید. در آن لحظه، به خود دلسوزی نشان دهید که این مکان چقدر سخت است، تا احساس کنید مجبور هستید ثابت کنید حق با شماست، و دندان هایتان را در این نبرد فرو ببرید، مهم نیست چقدر به چیزی که دارید اهمیت می دهید یا برایتان مهم نیست. در حال مبارزه برای اعتراف به گرفتاری فعلی و اضطراب و ناراحتی ناشی از آن اولین قدم برای رهایی از آن است.

ثانیاً، از خود بپرسید، اگر قرار بود در این مبارزه پیروز شوید و ثابت کنید که حق با شماست، فراتر از هیچ شکی، که کاپیتان کرانچ توت فرنگی داشت نه زغال اخته، پس چه احساسی خواهید داشت؟ چه چیزی را در مورد خود ثابت می کنید؟ از چه طریقی احساس آرامش می کنید؟ علاوه بر این، چه تجربه ای در شما ایجاد شده است: آیا احساس بی اعتباری، تحقیر، کافی نبودن یا بی احترامی می کنید؟ نبرد واقعی در مورد چیست؟ چه چیزی در خطر است، که احتمالاً چیزی عمیق تر است – در مورد شما؟ اما در نهایت، ایده این است که عمیق‌تر بروید، لنز را پشت سر بگذارید و کنجکاو شوید (بدون قضاوت) در مورد اینکه چرا ثابت کردن حق با شما در این شرایط بسیار مهم است. برای لحظه ای از مبارزه بیرون بکشید، دستی را روی قلب خود بگذارید، نفس بکشید و دلسوزی را به زخم یا تهدید اصلی وارد کنید، چیزی که آشکارا زندگی کرده اید و دردناک است، و در اینجا احساس خطر می کنید.

در عین حال، مهم است که به خود یادآوری کنید که شخص دیگری که با او دعوا می‌کنید احتمالاً در واقعیتی کاملاً متفاوت از واقعیت شما و آنچه شما فرض می‌کنید زندگی می‌کند. با این حال، نسخه شما از حق ممکن است (و احتمالاً) کاملاً متفاوت از آنها باشد. به خصوص با تجربه ذهنی، حقیقت شخص دیگر، نسخه او از چه اتفاقی افتاد به سادگی با شما متفاوت است و نکته مهم اینجاست: هر دو می توانند درست باشند. همزیستی و حقایق متفاوت. حتی وقتی کاملاً واضح به نظر می‌رسد، مانند این که توت‌های کاپیتان قرمز بودند، نه آبی، باز هم خاطره دیگری از آن، نسخه آن‌ها از آن در ذهن آنها – به هر دلیلی – با شما متفاوت است. و تکرار می کنم، به هر دلیلی، که با شما یکی نیست، و اغلب مهم نیست که بفهمید.

از خود نیز بپرسید: آیا هیچ کدام از اینها واقعاً مهم است؟ واقعیت این است که، در بسیاری از موارد، هیچ کدام واقعاً مهم نیست، هیچ یک از موارد خاصی که در مورد آن بحث می‌کنید، در درازمدت تفاوتی ایجاد نمی‌کند. در پنج سال یا پنج دقیقه، آیا هیچ کدام از اینها مهم است؟ معمولا جواب منفی است. گفته می شود، اگر اکنون بتوانید مبارزه را رها کنید، به معنای واقعی کلمه ناپدید می شود – دیگر وجود ندارد.

در نهایت، از خود بپرسید: آیا حاضرید کار متفاوتی انجام دهید، خود را به چالش بکشید، شانس بیاورید و تمام نبرد را برای درستی خود کنار بگذارید، مهم نیست که در لحظه چقدر زندگی و مرگ احساس می شود؟ آیا حاضرید که چه کسی و چگونه هستید و رفتار واقعی خود را تغییر دهید که در این صورت به معنای رویگردانی از مسئله حق و باطل و تبدیل شدن به این لحظه کنونی است؟ آیا حاضرید گذشته را هر طور که بود بگذارید و ببینید اگر این نبرد از بین برود، یا در این مورد، توسط شما کنار گذاشته شود، در لحظه حال چه چیزی وجود دارد؟ آیا به اندازه کافی جسارت دارید که همین الان یک نفس عمیق بکشید (یا سه نفس)، و اگر دعوا نشد، به آنچه اینجاست بازگردید؟

زیرا در نهایت، اگر درگیر نبرد برای حق نیستید، برای اینکه ثابت کنید اشتباه نمی کنید، خود این سؤال معمولاً ناپدید می شود. در حالی که ممکن است همیشه اینطور نباشد، در واقع، شما در مورد آنچه اکنون شما در بر می گیرد، واقعیتی که در این لحظه خلق می کنید و در آن زندگی می کنید، حق انتخاب داشته باشید. بنابراین عاقلانه و به گونه ای انتخاب کنید که به شیوه ای متفکرانه تر، دلسوزانه تر و در نهایت موثرتر از شما مراقبت کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان