بعد از سالها کار به عنوان درمانگر ، یاد گرفتم که وزن خاصی را که مراجعان خود حمل کرده اند ، تشخیص دهم. این دقیقاً غم و اندوه نبود ، و ترس ، هرچند که اغلب آنها وجود داشتند. گناه بود این احساسی نبود که آمد و رفت ، اما در عوض ، در ذهن مشتری های من حلقه کرد. این گناه از نظر طبیعت زائد بود ، اما همانطور که کارهای دیگر انجام می شود ، به تکرار واکنش نشان نداد. با گذشت زمان کسل کننده نبود.
من این گناه را در والدین کودکانی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کنند ، دیدم ، در همسرانی که عزیزان خود را تماشا می کنند با بیماری مزمن می جنگند ، و در مراقبان که فکر می کردند باید کارهای بیشتری انجام می دادند ، حتی پس از انجام همه کارها ممکن.
من همچنین با این احساس آشنا بودم زیرا خودم آن را حمل می کردم.
چیزی بی سر و صدا مطلوب در مورد گناه وجود دارد. احساس فعال می کند گناه به ما حس آژانس می دهد ، این احساس را می دهد که اگر بیشتر تلاش کنیم یا بیشتر تحقیق کنیم ، می توانیم آنچه را که اتفاق می افتد تغییر دهیم. این به ما می گوید ما می توانیم تفاوت ایجاد کنیم.
گناه ما امید را در آن پنهان می کند.
وقتی امید کافی نیست
در ابتدا ، عجیب است که به گناه به عنوان پنهان کردن ابراز امید فکر کنیم. در حالی که گناه کارکردهای روانشناختی دیگری مربوط به رفتار گذشته را دارد (مانند مواردی که در اینجا یافت می شود) ، همچنین می تواند دلالت کند که در آینده چیزی وجود ندارد. اگر مادرم بیمار است و نسبت به آن احساس گناه می کنم ، شاید باید در روزهای آینده دیدار کنم. اگر دوست من در حال تلاش است ، شاید من هنوز به اندازه کافی تماس نگرفته ام یا دیدگاه درستی قرض داده ام.
گناه امکان تغییر را حفظ می کند. این امکان را به ما می دهد تا باور کنیم که با تلاش جدید ، نتایج مختلف امکان پذیر است. ما هنوز در رحمت سرنوشت ، زمان یا زیست شناسی نیستیم. به طور پنهانی ، گناه خوش بین است.
اما سرانجام ، ما با محدودیت هایی که می توانیم کنترل کنیم روبرو می شویم. هیچ گناهی نمی تواند باعث شود کسی سریعتر بهبود یابد یا از افرادی که دوستش داریم از رنج محافظت کنیم. و هنگامی که گناه ما را به هیچ وجه به چرخش در نمی آورد ، می بینیم که خودمان به چیزی خیره می شویم که حتی کمتر نیز دوست داریم: احساس ناتوانی.
چرا بی قدرت ما را می ترساند
اگر گناه حرکتی باشد ، ناتوان بودن احساس توقف می کند. و ما این توقف را تجربه می کنیم پس از پذیرش اینکه تلاش های ما تغییر نخواهد کرد که چگونه اوضاع به نتیجه می رسد. برای بسیاری از ما ، این غیرقابل تحمل است.
ما فرهنگی نیستیم که به خوبی با بی قدرت باشد. ما به بهره وری ، در تلاش ، در ایجاد اتفاقات اعتقاد داریم. برای متوقف کردن احساس تسلیم شدن. و بنابراین ، ما با نگه داشتن گناه کمی طولانی تر احساس ناتوانی را از بین می بریم. ما خودمان را متقاعد می کنیم که باید کاری برای ما باقی بماند. در این موارد است که گناه ما را از احساس ناتوان بودن محافظت می کند.
اما اگر بی قدرت تهدیدی نباشد ، چه می شود؟ چه می شود اگر این چیزی باشد که ممکن است از ما محافظت کند؟
مواقعی وجود دارد که بی قدرت شکست نمی خورد بلکه یک مرز است. این یک شناخت است که ما آنچه را که می توانیم انجام داده ایم ، و اکنون باید عقب برگردیم. این قدم به عقب همان رها کردن نیست. این همان عشق نیست.
درعوض ، پذیرش بی قدرت ما در نهایت می تواند ما را به استراحت برساند. وقتی خیلی محکم به گناه خود می رویم ، سریع خستگی می کنیم. ما از خستگی گذشته فشار می آوریم زیرا فکر نمی کنیم حق جلوی آن را داشته باشیم. اما وقتی بحران بعدی فرا می رسد چه اتفاقی می افتد؟ چه اتفاقی می افتد که خودمان را در شرایطی پیدا کنیم که بتوانیم تغییری ایجاد کنیم؟ اگر ما تمام نبردهای نبرد انرژی خود را صرف کرده ایم که نمی توانیم برنده شویم ، چیزی برای برنده شدن در مواردی که می توانیم باقی نمانده ایم.
درعوض ، بی قدرت می تواند ما را به استراحت دعوت کند و این استراحت می تواند ما را برای آینده آماده کند. اما بدون پذیرش قدرت ما در ابتدا ، ما نمی توانیم مطمئن باشیم که وقتی تلاش های ما مهم است ، ما به اندازه کافی قوی خواهیم بود که عمل کنیم.
چگونه گناه را رها کنیم
انتقال از گناه به استراحت آسان نیست. این نیاز به پذیرش ناراحتی و نشستن با احساساتی است که ترجیح می دهیم از بین برویم. اما این یک مسیر لازم است و می توان آن را طی کرد. در اینجا چند اقدام برای شروع وجود دارد:
- آنچه را که در کنترل شماست تشخیص دهید. از خود بپرسید: چه چیزی می توانم واقعاً در این شرایط تأثیر بگذارم؟ اگر جواب چیزی است ، این کار را انجام دهید. اگر جواب چیزی نیست ، آن را تصدیق کنید. انرژی شما با ارزش است. آن را در جایی که حساب می شود خرج کنید.
- امید را در گناه خود تصدیق کنید. به خود یادآوری کنید که ممکن است احساس گناه کنید زیرا این احساس مانند عمل است. رها کردن این گناه به معنای این نیست که شما در هنگام مهم بودن از اقدامات آینده خودداری می کنید.
- ناتوان بودن را به عنوان محافظت تغییر دهید. به جای اینکه بی قدرت را به عنوان شکست ببینیم ، آن را به عنوان یک مرز لازم ببینید. این چیزی است که از انرژی شما محافظت می کند و شما را از کاهش خود در نبردی که نمی توانید برنده شوید ، باز می دارد.
- متعهد شوید که به عنوان آماده سازی استراحت کنید. وقتی استراحت می کنید ، مسئولیت خود را رها نمی کنید ، در حال آماده سازی برای آن هستید. شما خود را برای لحظاتی تقویت می کنید که می توانید تغییری ایجاد کنید.
آزادی گناه و حفظ امید
گناه به ما می گوید کارهای بیشتری انجام دهیم. بی قدرت به ما می گوید که این همه انجام شده است. استراحت به ما می گوید که برای آنچه بعدی است آماده کنیم.
وقتی رویکرد خود را به گناه تغییر می دهیم ، جایی برای وضوح جدید ایجاد می کنیم. با این وضوح ، توانایی حضور ، نه در یک تلاش ناامیدانه برای رفع غیرقابل توصیف ، بلکه با بقیه لازم برای کمک به کسانی که بیشتر دوست داریم.
این همان چیزی است که گناه ما به آن امیدوار بود.