05:09 - 2025/05/21

چه چیزی باعث می شود درمان کار کند | روانشناسی امروز

[ad_1] درمان در دهه گذشته در فیلم ها ، نمایش ها و روزمره به طور طبیعی عادی و محبوب شده است که ممکن است توضیح اصول اساسی اساسی که باعث می شود درمان مؤثر باشد ، ضد شهود باشد. بنابراین دقیقاً چه چیزی باعث می شود درمان برای مشتری کار کند؟ آیا...

چه چیزی باعث می شود درمان کار کند | روانشناسی امروز

[ad_1]

درمان در دهه گذشته در فیلم ها ، نمایش ها و روزمره به طور طبیعی عادی و محبوب شده است که ممکن است توضیح اصول اساسی اساسی که باعث می شود درمان مؤثر باشد ، ضد شهود باشد. بنابراین دقیقاً چه چیزی باعث می شود درمان برای مشتری کار کند؟ آیا نوع روش مورد استفاده است؟ آیا پیشینه شخصی مشتری است؟ آیا این اعتبار و آموزش درمانگر است؟ من می گویم پاسخ بله به همه موارد فوق. با این حال ، یکی از مشترکات که به اثربخشی (یا ناکارآمدی) از درمان وام می دهد ، سطح ایمنی ارائه شده توسط درمانگر و درک شده توسط مشتری است.

به عبارت دیگر ، کار درمانی ایجاد یک ظرف ایمنی است. ایمنی می تواند شامل ایمنی جسمی/محیطی و همچنین ایمنی عاطفی و رابطه ای باشد. قبل از ظهور جلسات ویدیویی ، جلسات حضوری عادی بود. این دفتر خود یک فضای فیزیکی بود که می تواند به مشتریان اجازه دهد احساس امنیت کنند و بدانند که محرمانه بودن به معنای واقعی کلمه می تواند به چهار دیوار موجود در مطب درمانگر محدود شود. قرار گرفتن در مطب درمانگر از نظر جسمی از خانه یا محل کار شخصی می تواند به مشتریان این امکان را بدهد که بدون نگرانی در مورد شنیدن ، دیده شدن یا کشف ، آنچه را که لازم داشتند بیان کنند. به همین دلیل است که حتی در عصر جلسات ویدیویی ، برای مشتری ها مهم است که جلسات خود را انجام دهند که هیچ کس در اطراف آن نباشد یا چیزی را که مورد بحث قرار می گیرد ، انجام دهد.

علاوه بر ایمنی جسمی ، ایمنی عاطفی و رابطه ای نیز باید برای مشتری فرصتی برای اعتماد به درمانگر داشته باشد. اگر درمانگر بتواند یک فضای غیر قضاوت و کنجکاو ایجاد کند وت (این مهم است) مشتری درک می کند که این درست است ، حداقل برای شروع روند بهبودی ، ایمنی ایجاد شده است.

توانایی اعتماد به نفس مشتری نیز قابل توجه است. برخی از مشتری ها ، بسته به تربیت و پیشینه آنها ، به طور کلی ممکن است بیشتر به درمانگران اعتماد داشته باشند. به عبارت دیگر ، برخی ممکن است به این دلیل که درمانگر همان جنسیت است یا علاقه یا پیشینه مشابهی دارد (از نظر قومیت ، دین ، ​​سن ، سرگرمی ها ، دیدگاه های سیاسی ، شجره نامه آموزشی ، وضعیت تأهل ، گرایش جنسی ، جهت گیری نظری و غیره) اعتماد بیشتری داشته باشند. این امر از زمان رشد وب سایت های درمانگر آشکارتر شده است که در آن مشتری ها می توانند یک درمانگر را انتخاب و انتخاب کنند که با آنها بیشتر ارتباط برقرار کند. اما حتی با وجود مشتری که یک درمانگر و یک درمانگر را انتخاب می کند و تمام مواد اساسی را برای ایمنی فراهم می کند ، مشتری هنوز هم باید گام نهایی را برای توسعه اعتماد به روابط درمانی بردارد.

این اتوماتیک نیست ، به خصوص از طرف مشتریانی که به طور کلی با اعتماد به نفس می جنگند. برخی از مراجعین ممکن است به دلیل پویایی قدرت بین درمانگر و مشتری ، ناخودآگاه مبارزه کنند (یعنی درمانگر که به عنوان یک شخصیت اقتدار مورد توجه قرار می گیرد). برخی با اعتماد به روند درمانی تلاش می کنند. آنها ممکن است به دلیل فرهنگ ، خانواده یا پیشینه های مذهبی که می تواند مانع بهبودی شود ، اعتقادات منفی طولانی در مورد درمان یا دیدگاه داشته باشند. به عنوان مثال ، من مشتری های آسیایی داشتم که به آنها پیام داده شده است که درمان فقط برای “افراد دیوانه” است و افراد عادی نباید در زندگی مشکلی داشته باشند. برخی از مراجعین مذهبی ممکن است در درمان تحت درمان قرار بگیرند و فقط به من بگویند که نیازی به توصیه ها یا توصیه های من ندارند ، اما فقط می توانند “بیشتر دعا کنند” تا مسائلشان از بین برود. به عبارت دیگر ، آنها می توانند بیش از حد معنوی را معنویت کنند بدون اینکه به من فرصت کمک بدهند. برخی از مراجعان بسیار فکری و در سطح روده درمانی هستند زیرا درمان را با متغیرهای بیش از حد بسیار انتزاعی می دانند و بنابراین یک “علم” واقعی نیستند. دیگران ممکن است به آن بی اعتماد باشند زیرا این روند از یک نفر می خواهد که از کنترل خودداری کند و کل زندگی آنها ممکن است در مورد کنترل باشد. تحویل دستگیره به یک درمانگر یک عمل اعتماد است که برخی آماده انجام آن نیستند.

سرانجام ، در حالی که اعتماد اولیه ممکن است به مشتریان اجازه دهد تا درمان را آغاز کنند ، درمانگران انسانی هستند و اقدامات ما ، چه عمد و چه ناخواسته ، می تواند باعث ایجاد پارگی با مشتری های ما شود. مشتریان ممکن است احساس ناشایست ، کمرنگ یا تحقیرآمیز کنند (چه در واقعیت و چه در ادراک). اگر این موضوع مورد توجه و کار قرار نگیرد ، اغلب اوقات پارگی تا زمانی که مشتری به طور زودرس به پایان می رسد ، اغلب به سمت هجوم درمانگر رشد می کند (یعنی مشتری در جلسه ذکر نمی کند). به عنوان مثال ، من یک بار در یک جلسه صبح با یک مشتری خمیازه کشیدم ، همانطور که از ساعت 4 صبح بلند شده بودم. او به این موضوع توهین کرد و در ذهنش ایجاد کرد که من به او علاقه ای ندارم ، اما من هرگز نمی دانستم تا زمانی که او به دلیل “بی ادبی بودن” من نامه ای برای لغو جلسات آینده ارسال کند.

یک رابطه سالم (درمانی یا در غیر این صورت) به معنای اجتناب از پارگی نیست بلکه یادگیری نحوه ترمیم آنها است. پارگی در روابط اتفاق می افتد. سؤال این است که ، چگونه می توانیم به جای اینکه قطعات بی اعتماد یا زخمی خود را در آنجا بگذاریم ، جایی که فرصت هایی برای بهبودی وجود دارد ، با شجاعت به آنها بپردازیم؟ مشتری ها نیازی به آنها ندارند و من آنها را تشویق نمی کنم که به کورکورانه به یک درمانگر اعتماد کنند. آنها فقط باید به مدت طولانی به این روند اعتماد کنند تا مسائل خارجی در خارج از مطب (یعنی موضوعات مربوط به روابط آنها با دیگران) مورد بررسی قرار گیرد و به طوری که موضوعات موجود در روابط درمانی بین مشتری و درمانگر شناخته می شود ، بحث و پردازش می شود. این ممکن است به معنای پایان روابط درمانی باشد ، اما حداقل مسائل مربوط به رابطه مشتری فرصتی برای شناخته شدن ، دیده شدن و اعتبارسنجی داشته است. اگر این اتفاق بیفتد ، می گوییم ظرف اعتماد ایجاد شده و حتی اگر پارگی شود ، احتمال تعمیر داده می شد. فکر می کنم این هنوز یک پیروزی است برای هر دو طرف درگیر.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان