00:35 - 2025/04/17

چه سگ (و یک نویسنده) در مورد بهبودی به من آموخت

[ad_1] هرچه مدت زمان بیشتری به درمان بپردازم ، متقاعد تر می شوم که پذیرش سگ یکی از بهترین راهها برای بالا بردن سلامت روانی جمعی یک خانواده است. بگذارید توضیح دهم شوهر من یک شخص سگ است. من ، از طرف دیگر ، با بازیگران چرخان حیوانات خانگی کو...

چه سگ (و یک نویسنده) در مورد بهبودی به من آموخت

[ad_1]

هرچه مدت زمان بیشتری به درمان بپردازم ، متقاعد تر می شوم که پذیرش سگ یکی از بهترین راهها برای بالا بردن سلامت روانی جمعی یک خانواده است. بگذارید توضیح دهم

شوهر من یک شخص سگ است. من ، از طرف دیگر ، با بازیگران چرخان حیوانات خانگی کوچک ، عاشق ، خوکچه هندی و گربه ها بزرگ شدم. وقتی دختران ما برای یک سگ التماس کردند ، من مطمئن نبودم که بتوانم آن را اداره کنم. به نظر می رسید سگ ها ارتقاء لیگ های اصلی مالکیت حیوانات خانگی هستند. آیا می توانم کار ، مادری و خواسته های یک سگ را بریزم؟ این لابی مداوم طول کشید تا من را متقاعد کند که حتی به خانواده سگ تبدیل شوم.

دختر هفت ساله من قول داده بود که هر روز سگ را پیاده کند. هشدار اسپویلر: این اتفاق نیفتاد.

پدربزرگ شوهرم ، هنر ، قبلاً می گفت برای افراد بدون سگ احساس پشیمانی می کند. او می گوید: “خوب است که بدون آنها زندگی کنیم ، اما آنها به سادگی نمی دانند چه چیزی از دست رفته اند.” من به احساسات او توجه کردم ، اما ایده راه رفتن یک سگ در باران حتی یک قطره FOMO را القا نمی کند.

در سال 2009 ، من سرانجام با یک سگ با یک سگ بله گفتم. اما با توله سگ هاوان ما ، ابراهیم لینکلن (آبه) کمتر از یک روز طول کشید تا بفهمد منظور از این هنر چیست. دقایقی پس از رسیدن به خانه ، آبه همه من را به من زد – و من اسیر شدم.

او کوچک اما توانا بود ، مجموعه ای از شخصیت های پیچیده شده در کرک ابریشمی. او در مورد کامیون های تحویل (دشمنان) ، پنیر (ضروری) و رفتارهای روزانه نظرات شدیدی داشت (هرچه بیشتر ، بهتر). چگونه ما تا به حال بدون این موجود زندگی کرده بودیم که به طور مداوم و تظاهل از دیدن ما خوشحال بودیم؟

آبه خود را در هر گوشه زندگی ما تعبیه کرد. دختران ما به عنوان برادر کوچکتر خود از او (مناسب) نام بردند. من به عنوان یک درمانگر ، من دیده ام که حیوانات خانگی پشتیبانی عاطفی ارائه می دهند: روال های زمینی ، تنظیم عاطفی ، راحتی در هنگام استرس و گاهی اوقات ترمیم در روابط تند. آبه همه اینها برای ما و موارد دیگر بود.

در ژوئیه 2022 ، من مایکل گرسون را خواندم واشنگتن پست مقاله ، “چرا دیگر هرگز بدون سگ زندگی نخواهم کرد.” او در مورد از دست دادن هاوانز محبوب خود ، لاته ، که از طریق درمان سرطان و افسردگی همراه او بوده است ، نوشت. او در مورد ابعاد معنوی غم و اندوه و تصمیم نهایی خود برای اتخاذ یک توله سگ شایان ستایش به نام جک نوشت که عکس آن در زیر خط بود. من مقاله را به طور گسترده ای به اشتراک گذاشتم ، با توجه به اینکه چگونه گرسون حضور روحانی این سگهای کوچک را به خود جلب کرد. حتی وقتی که تصور می کردم که آبه را از دست داده ام ، لرزیدم ، از سخنان او سپاسگزارم.

در همان ماه ، ما سیزدهمین سالگرد تولد آبه را با کلوچه های سگ ، مرغ آب شیرین و نور شمع جشن گرفتیم. مردم هنوز او را به دلیل توله سگ اشتباه می گرفتند – کتش شیک و صاف ماند. مطمئناً ، نگاهی دقیق تر برخی از نقاط سنی را نشان می داد ، اما انرژی وی کمرنگ شد.

هاوان به طور معمول 13 تا 15 سال زندگی می کنند. اما رفتار جوانی آبه و ساده لوحانه جمعی ما ، ما را به این نتیجه رساند که زمان بسیار بیشتری داشته باشیم. در اواسط ماه اوت ، آبه فرو ریخت. این تشخیص وحشیانه بود: سرطان و قلب بزرگ شده – همان شرایطی که Latte Gerson را گرفته بود. ما مراقبت تسکینی را انتخاب کردیم ، مصمم است که آبه را راحت نگه دارد و روح غیرقابل تحمل او را حفظ کند.

با از بین رفتن اشتها ، او تقریباً همه چیز را امتناع کرد – به جز غیرقابل توضیح ، چاله از نانوایی گوشه ما. من مخمصه خود را توضیح دادم ، و نانوا با سخاوت تکان دهنده توضیح داد: “من هر روز چله را برای توله سگ شما می پزم. ظهر آماده خواهد بود.” این عمل کوچک مهربانی چند هفته گرانبها را به ما داد.

اجازه رفتن آبه فریبنده بود. روزها ، من در ساعات پیاده روی معمول خود پیاده روها را پرسه زدم و ریتم وقت خود را با هم از دست دادم.

یک بعد از ظهر پاییز واضح ، من یک توله سگ بسیار شایان ستایش و یک آقا دقیق را که لباس خود را نگه داشته بود ، مشاهده کردم. از من پرسیدم که آیا توله سگ یک هاوان است ، و مرد به عصا چوبی خود تکیه داد و گره زد. من از این که من تازه مین را گم کرده ام – که به طور مداوم از بیش از حد پشیمان شده ام. اما مرد فهمید. او به تازگی یک هاوان را نیز از دست داده بود.

سپس فهمیدم: این توله سگ از مقاله گرسون ، هاوان جدید ، جک بود که همسرش او را غافلگیر کرده بود.

“آیا سگ شما به نام لاته نامگذاری شده بود؟” پرسیدم

لبخند زد و تکان داد. من به او گفتم که نوشته های او برای من چقدر معنی داده است – چگونه این به خانواده ما کمک کرده است. او با لطف به من اجازه داد تا از جک عکس بگیرم تا دخترانم را نشان دهم. با تکیه بر نیشکر ، جک را جمع کرد ، که این دو نفر در حال پرت کردن بودند.

یک ماه بعد ، ما توله سگ های Havanese “Thermonuclear Cute” خودمان را پذیرفتیم ، که به افتخار سگ محبوب مایکل گرسون نامگذاری کردیم. من مشتاقانه منتظر ارسال عکس گرسون بودم و به او گفتم که جلسه فرصت ما به ما الهام بخش است تا دوباره قلب هایمان را به یک سگ باز کنیم.

اما روز بعد از پیوستن به توله سگ لاته ، زیرزمین مایکل گرسون در ظاهر شد پست واشنگتن.

کسانی که با گرسون آشنا هستند ، او را به عنوان یک شخصیت اصلی در مبارزه با ایدز در آفریقا و یک نویسنده پرکار که زندگی زیادی را لمس کرده است – از جمله مین.

گرسون به من آموخت که ما فقط یک خانواده سگ نیستیم – من یک شخص سگ هستم. من نمی خواهم شادی های زندگی سگ را از دست بدهم ، حتی دانستن درد از دست دادن اجتناب ناپذیر.

پدربزرگ شوهرم درست بود: من هم برای کسانی که بدون سگ احساس می کنم ، می دانم چه شادی ممکن است از دست بدهند. و من سپاسگزارم که مایکل گرسون کلمات و حضور را پیدا کرد تا به من کمک کند تا درک کنم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان