از تجربه من ، به نظر می رسد زمان ، نه چندان پیش ، وقتی بسیاری از ما به نظر می رسید مجموعه ای از ارزش های مشترک را به اشتراک می گذارند. صداقت ، نجابت ، احترام و نظم و انضباط فقط آرمانهای تحسین برانگیز نبودند. انتظار می رفت. مطمئناً هیچ کس کامل نبود و مردم اشتباه کردند ، اما هنوز این حس وجود داشت که همه ما در تلاش برای پیشرفت بودیم. این تلاش مهم بود. حتی وقتی کسی تماشا نمی کرد ، مردم اغلب سعی می کردند کار درست را انجام دهند – زیرا آنها معتقد بودند که دیگران همین کار را می کنند.
این در مورد کامل بودن نبود ؛ این در مورد تلاش بود. این قصد مشترک باعث ایجاد یک نوع آرام از چسب اجتماعی شد و احساس اعتماد ، ارتباط و یکپارچگی جمعی را القا کرد.
سپس ، اینترنت منظره را تغییر داد
با ظهور اینترنت ، به ویژه رسانه های اجتماعی ، اوضاع تغییر کرد. ناگهان ، ما دیگر فقط طرف های صیقلی و قابل ارائه مردم را نمی دیدیم. ما در معرض رفتارهای خام ، صادقانه و گاه کثیف قرار گرفتیم.
به نظر من ، آنچه که به صورت آنلاین محبوب شد ، لزوماً قابل تحسین نبود – اغلب نمایشی ، شدید یا بحث برانگیز بود. به نظر می رسید که ذوب ها ، دشمنی ها و عتیقه های جلب توجه باعث افزایش دید و تأثیر می شوند. به نظر می رسد که هر چه کسی بلندتر یا بیشتر ظالمانه باشد ، توجه بیشتری به آنها می رسید. این احساس می شود که ارزش ها فقط نادیده گرفته نشده اند. آنها کاملاً کنار گذاشته می شدند.
جایی که ما یک بار قضاوت ضعیف خود را خصوصی نگه داشتیم ، اکنون اغلب پخش می شود و گاه جشن می گیرد. وقتی چیزی جشن گرفته می شود ، حتی اگر مشکل ساز باشد ، می تواند جذاب به نظر برسد. شاید آگاهانه نباشد ، اما تکرار آن تأثیر دارد.
این چه کاری ممکن است برای ما انجام دهد – و بچه های ما
بر اساس مشاهدات من ، این تغییر فقط رفتارهای فردی را تغییر نداده است. این لحن فرهنگ وسیع ما را تغییر داده است. هنگامی که ما اغلب شاهد سوء رفتار و پاداش مردم هستیم ، استانداردهای ما می توانند لغو شوند. توجیه تلاش برای صداقت یا محدودیت در هنگام قدردانی از این ارزشها ، چالش برانگیز تر می شود.
پیامدهای آن فراتر از بزرگسالان است. کودکان در این محیط غوطه ور می شوند. آنها مشاهده می کنند که چه چیزی توجه را به خود جلب می کند و آنچه را که تشویق می شود تشخیص می دهند. اگر پیام غالب نشان می دهد که هرج و مرج یا جنجال برابر با موفقیت است ، قابل درک است که آنها ممکن است شروع به باور کنند.
کودکان از نزدیک مشاهده می کنند و از آنها تقلید می کنند. اگر مثالی نگیریم ، آنها ممکن است هر آنچه را که بلندترین است ، دنبال کنند ، نه لزوماً آنچه درست است.
انتخاب یک مسیر متفاوت
سرزنش نیروهای خارجی مانند سکوهای اجتماعی یا تأثیرگذار وسوسه انگیز است ، اما در نهایت ، هرکدام یک انتخاب داریم. ما می توانیم با انجام کارهایی که معتقدیم درست است ، آنچه را که محبوب است ، دنبال کنیم.
این همیشه آسان نیست. انجام کار درست هنگامی که هیچ کس دیگری این کار را انجام نمی دهد ، به خصوص وقتی که به رسمیت شناخته نشده یا بدون پیش بینی شود ، تلاش می کند. اما اینجاست که صداقت زندگی می کند.
حتی وقتی احساس می کند هیچ کس در حال تماشای نیست ، احتمالاً کسی است. این قوام ساکت می تواند تأثیر بیشتری نسبت به آنچه که متوجه می شویم داشته باشد. این ممکن است عناوین ایجاد نکند ، اما یک استاندارد مهم را به ویژه در مورد فرزندان ما تعیین می کند.