14:42 - 2024/10/11

چه اتفاقی برای اداره والدین افتاد؟

[ad_1] نکته اصلی امروز این است که بسیاری از بچه ها معتقدند که به اندازه بزرگسالان در خانواده خود قدرت دارند. آنها اغلب احساس می‌کنند که باید در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی، نظر یکسانی داشته باشند و آنچه را که می‌خواهند به دست آورند. این می‌تو...

چه اتفاقی برای اداره والدین افتاد؟

[ad_1]

نکته اصلی امروز این است که بسیاری از بچه ها معتقدند که به اندازه بزرگسالان در خانواده خود قدرت دارند. آنها اغلب احساس می‌کنند که باید در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی، نظر یکسانی داشته باشند و آنچه را که می‌خواهند به دست آورند. این می‌تواند منجر به این شود که بچه‌ها خودشان را به شیوه‌هایی نشان دهند که در نسل والدین ما سابقه نداشت.

جوانان همیشه بهترین تصمیم را نمی گیرند. چه ارسال سلفی‌های نامناسب یا تهدید به گزارش دادن والدینی که سعی می‌کنند اقتدار خود را به پلیس نشان دهند، بچه‌های امروزی اغلب قبل از اینکه از نظر رشدی آماده انجام این کار شوند، احساس قدرت می‌کنند که مسئول زندگی خود باشند. مشکل این است که وقتی بچه ها در محیطی بزرگ می شوند که والدین اقتدار خود را ابراز نمی کنند، بچه ها می توانند احساس قدرت و کنترلی در زندگی خود پیدا کنند که هنوز برای داشتن آن آمادگی ندارند.

این بدان معنا نیست که نباید با کودکان در مورد چیزهایی که آنها را تحت تأثیر قرار می دهد مشورت کرد. با این حال، تفاوت زیادی بین بحث کردن در مورد موقعیت با یک کودک وجود دارد تا آنها درک درستی از موقعیت داشته باشند، در مقابل نیاز به اینکه کودک همیشه با تصمیم موافق باشد. وقتی خانواده ها برای بچه ها حد و مرزی ایجاد می کنند، چه مدت زمانی که با تلفن خود می گذرانند، چه شرطی که یک وعده غذایی سالم قبل از دسر بخورند، بچه ها ممکن است آن را دوست نداشته باشند. برای والدین قابل درک است که وقتی بچه‌ها راهشان را نمی‌گیرند، بازپس‌گیری کنند. آنها حتی ممکن است عصیان کنند و گاهی اوقات عصبانی شوند.

این بدان معنا نیست که والدین باید تسلیم طغیان های کودک شوند. بچه ها وقتی دستورالعمل هایی دارند احساس امنیت می کنند تا بدانند از آنها چه انتظاری می رود. آنها ممکن است به مرزهای تعیین شده در خانواده فشار بیاورند. با این حال، با وضوح در مورد اینکه چه چیزی قابل قبول و غیر قابل قبول است، کودک بیشتر احساس امنیت و آرامش می کند. از سوی دیگر، زمانی که به کودک قدرت بیشتری در خانواده نسبت به آمادگی رشدی او داده شود، می تواند باعث ترس و غرق در او شود. این می تواند منجر به جبران بیش از حد کودک به دلیل احساس ناامنی در مورد تصمیماتی شود که از آنها انتظار می رود. کودکانی که دستورالعمل‌های مشخصی از سوی والدین ندارند، ممکن است انتخاب‌هایی داشته باشند که برای رفاه آنها مضر باشد.

مرزهای روشن حیاتی هستند

به همین دلیل برای کودکان بسیار مهم است که مرزهای مشخصی داشته باشند. همانطور که به کودکان یاد می‌دهیم که با غریبه‌ها دور نشوند، باید مطمئن شویم که آنها در سایر زمینه‌های زندگی خود نیز مرزهایی دارند. به عنوان مثال، زمانی که آنها آنلاین هستند، می توان به راحتی در تمایل آنها برای دوستی و پذیرش گرفتار شد. این می تواند آنها را در برابر افرادی که ممکن است ناصادق یا حتی خطرناک باشند مستعد کند.

والدین باید در برابر فشار برای دست کشیدن از اختیار خود هنگام تعیین دستورالعمل برای کودکان مقاومت کنند. مهم است که والدین به آنها راهنمایی روشنی در مورد آنچه در خانواده آنها قابل قبول و غیرقابل قبول است بدهند. این به کودکان کمک می کند تا بفهمند از آنها چه انتظاری می رود و به حفظ امنیت آنها کمک می کند. بسیاری از والدین می ترسند فرزندانشان فرار کنند یا با آنها عصبانی شوند اگر آنها قدرت خود را مطرح کنند. در حالی که کودکان اغلب از والدین خود ناامید و ناراحت می شوند اگر چیزی به آنها گفته شود، دانستن اینکه آنها دستورالعمل های روشنی دارند می تواند به آنها کمک کند احساس امنیت کنند.

از سوی دیگر، اگر بچه‌ها این تصور را داشته باشند که مسئولیت سیستم خانواده را برعهده دارند، می‌تواند برایشان سخت باشد که این چنین مسئولیتی به آنها داده شود. آنها ممکن است بگویند که می خواهند مسئول زندگی خود باشند. با این حال، این اغلب حالت دادن است و کودک فقط در حال تلاش برای رسیدن به مسیر خود است. همچنین از نظر رشدی برای کودکان مهم است که بدانند نمی توانند فقط برای رسیدن به آنچه می خواهند عصبانی شوند. اگر باور داشته باشند که می توانند، ممکن است بزرگ شوند و فکر کنند که این یک راه مناسب برای برقراری ارتباط است. در نتیجه، می تواند مهارت های ارتباطی آنها را مختل کند، که می تواند آنها را در زندگی کمتر موثر کند.

حقیقت این است که کودکان به والدین نیاز دارند که مربی آنها باشند و دستورالعمل هایی را ایجاد کنند که به آنها کمک کند از آسیب در امان باشند. این کار همیشه با رضایت متقابل انجام نمی شود. در بزرگسالی، والدین احتمالاً دیدگاه گسترده‌تری دارند و می‌توانند ببینند چه چیزی برای فرزندشان لازم است، حتی اگر کودک با آن موافق نباشد. این مهم است که والدین درک کنند که مواقعی وجود دارد که باید اقتدار خود را ابراز کنند. وقتی کسی به آنها کمک کند راه را نشان دهند، حتی اگر همیشه آن را دوست نداشته باشند، می توانند بسیار سود ببرند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان