به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- چطور هوش مصنوعی به آرامی شیوه یادگیری ما را دگرگون میکند. بیشتر ما به تنهایی یاد نمیگیریم. کسی برای ما کتاب میخواند قبل از اینکه خودمان بتوانیم کلمات را تلفظ کنیم. معلمی کنارمان مینشیند و نحوه جمع کردن اعداد در تفریق را نشان میدهد. مربی به ما کمک میکند قبل از اینکه بتوانیم ضربهای را به تنهایی اجرا کنیم، ریتم آن را پیدا کنیم.
این لحظات کوچک و هدایتشده همان چیزی است که روانشناس لِو ویگوتسکی آن را «منطقه رشد نزدیک» نامید. این فاصله بین کاری است که میتوانیم به تنهایی انجام دهیم و کاری که با کمی کمک میتوانیم انجام دهیم. و به نظر ویگوتسکی، آن کمک از کسی است که او «دیگری داناتر» مینامد؛ شخصی که بیشتر از ما میداند و حاضر است در مسیر یادگیری کنارمان باشد.
معمولاً این شخص یکی از والدین، معلم، خواهر یا برادر یا دوست است. اما امروز، در برخی موارد، آن شخص اصلاً انسان نیست.
همراه یادگیری جدید و شگفتانگیز
شاید عجیب باشد که هوش مصنوعی را شریک یادگیری بنامیم. به هر حال، هوش مصنوعی تجربه زندگی ندارد. مثل انسان گوش نمیدهد و احساسات را نمیفهمد. با این حال، بسیاری از دانشآموزان از ابزارهای هوش مصنوعی برای یادگیری استفاده میکنند.
برخی از این سیستمها بیش از دادن پاسخ ساده عمل میکنند. آنها به پرسشهای بعدی پاسخ میدهند، مطالب را به گامهای سادهتر تقسیم میکنند و توضیحاتی متناسب با نیازهای یادگیرنده ارائه میدهند. به این ترتیب، شروع به ارائه پشتیبانیای میکنند که قبلاً فقط از یک انسان دریافت میشد.
یک مطالعه نشان داد دانشآموزانی که از معلم هوش مصنوعی برای یادگیری زبان انگلیسی استفاده کردند، نه تنها در دستور زبان و خواندن بهتر عمل کردند، بلکه احساس انگیزه و اعتماد به نفس بیشتری در مدیریت یادگیری خود داشتند (وی، ۲۰۲۳). همین حس رشد و استقلال دقیقاً همان چیزی است که ویگوتسکی باور داشت زمانی حاصل میشود که حمایت درست وجود داشته باشد.
دانستن زمان ورود به کمک و زمان عقبنشینی
مطالعه دیگری بررسی کرد چگونه هوش مصنوعی میتواند در زمان واقعی تنظیم شود تا به دانشآموزان کمک کند در «نقطه شیرین یادگیری» باقی بمانند. در یک بازی ریاضی، هوش مصنوعی مشکلات هر دانشآموز را دنبال میکرد و سختی وظایف را تنظیم میکرد یا به موقع راهنمایی ارائه میداد. دانشآموزانی که این نوع پشتیبانی را دریافت کردند، سریعتر مطالب را یاد گرفتند (وایناس و همکاران، ۲۰۱۹).
در این حالت، هوش مصنوعی فقط اطلاعات ارائه نمیداد. توجه میکرد، کمک میکرد و سپس عقب مینشست. این نوع آموزش، اعتماد به نفس ایجاد میکند، نه وابستگی.
وقتی یادگیری شبیه یک گفتگو میشود
در محیطهای غیررسمیتر، دانشآموزان از ابزارهایی مانند ChatGPT برای درک مفاهیم ناآشنا استفاده میکنند. در یک مطالعه، یک دانشجوی دانشگاه از ChatGPT نسخه 3.5 برای راهنمایی خود در موضوعی دشوار استفاده کرد. او تجربه را نه تنها مفید بلکه دلگرمکننده توصیف کرد. این ابزار توضیحات میداد، زوایای جدیدی پیشنهاد میکرد و فضایی برای فکر کردن بدون فشار فراهم میکرد (استویانوو، ۲۰۲۳).
اگرچه او میدانست با یک ماشین تعامل دارد، اما فرآیند هنوز شخصی بود. این ابزار جایگزین معلم نشد، اما او را کمتر تنها احساس کرد.
آنچه ماشینها نمیتوانند انجام دهند
با این حال، باید درباره محدودیتهای هوش مصنوعی صادق بود. هوش مصنوعی نمیداند یک دانشآموز مضطرب دبیرستانی در خانهای پر سر و صدا چگونه احساس میکند. نمیتواند حالتهای ظریفی که به معلم میگوید دانشآموز گیج است اما نمیخواهد بگوید را تشخیص دهد. همچنین تشویق را با همان گرما و وزن یک انسان ارائه نمیدهد.
معلمان انسان فقط دانش منتقل نمیکنند؛ آنها کل دانشآموز را میبینند. آنها میفهمند کی کسی نیاز به استراحت، چالش یا تشویق دارد. آن ارتباط عاطفی بخش حیاتی یادگیری است و هیچ ماشینی، حتی پیشرفتهترین آنها، نمیتواند آن را تقلید کند.
رسیدن به دانشآموزان بیشتر، نه جایگزینی معلمان
هوش مصنوعی میتواند در ارائه حمایت اضافی به خصوص برای دانشآموزانی که دسترسی به معلم خصوصی، فضای مطالعه ساکت یا کمکهای پس از مدرسه ندارند، مفید باشد.
ابزار هوشمندانه طراحیشده میتواند فضای کمفشاری برای تمرین مهارتها، مرور موضوعات گیجکننده و پرسش بدون قضاوت فراهم کند.
این به معنی راهحل کامل نیست. نگرانیهایی وجود دارد درباره اتکا بیش از حد دانشآموزان به هوش مصنوعی یا پذیرفتن بیچون و چرای هر چه میگوید. همه دانشآموزان به فناوری به یک اندازه دسترسی ندارند. همچنین باید دقیق بود درباره نحوه آموزش این ابزارها و اینکه دیدگاههای چه کسانی را منعکس میکنند.
آینده یادگیری تعاملی است
وقتی ویگوتسکی مفهوم «دیگری داناتر» را معرفی کرد، کامپیوتر را تصور نمیکرد. اما باور او که بهترین یادگیری با راهنمایی و پشتیبانی انجام میشود، هنوز درست است.
امروز این پشتیبانی ممکن است از معلم، همسال یا حتی ماشین بیاید.
یادگیری دیگر در یک مکان و با یک صدا اتفاق نمیافتد. یک دانشآموز ممکن است یک مفهوم را در کلاس یاد بگیرد، بعداً با هوش مصنوعی تمرین کند و شب با دوستش درباره آن صحبت کند. هر تعامل یک لایه جدید اضافه میکند و وقتی همه لایهها با هم کار کنند، یادگیری عمیقتر میشود.
هوش مصنوعی برای جایگزینی معلمان نیست؛ برای تکمیل آنهاست. برای گسترش امکانات، نه محدود کردن آنها. در این دنیای جدید، «دیگری داناتر» ممکن است همیشه جلوی کلاس نباشد، بلکه گاهی حضور آرامی روی صفحه نمایش باشد که به دانشآموز کمک میکند یک گام دیگر به جلو بردارد.
پایان/*
.