17:43 - 2024/09/03

چرا کودک 20 ساله شما به روی شما باز نمی شود؟

[ad_1] آیا شما یک بچه 20 ساله دارید که از زندگی خود به شما چیزی نگوید؟ اگر چنین است، شما تنها نیستید. یکی از مشتری‌های کوچینگ اخیر من دقیقاً با همین موضوع به من مراجعه کرد. پسر دانشگاهی او به ندرت تماس می گرفت، و وقتی تماس می گرفت، مکالما...

چرا کودک 20 ساله شما به روی شما باز نمی شود؟

[ad_1]

آیا شما یک بچه 20 ساله دارید که از زندگی خود به شما چیزی نگوید؟ اگر چنین است، شما تنها نیستید.

یکی از مشتری‌های کوچینگ اخیر من دقیقاً با همین موضوع به من مراجعه کرد. پسر دانشگاهی او به ندرت تماس می گرفت، و وقتی تماس می گرفت، مکالمات کوتاه و مبهم بود. “آیا او نمی داند که تنها کاری که می خواهم انجام دهم کمک است؟” او از من پرسید. می‌توانستم بگویم که این برای او چقدر سخت است، به خصوص که او مانند بسیاری از والدین پشتیبان اصلی پسرش برای مدت طولانی بوده است.

ما می‌توانستیم کل جلسه را صرف صحبت در مورد اینکه پسرش چگونه تغییر کرده است و چگونه او می‌خواهد او را بیشتر کند صحبت کنیم. اما در عوض از او این را پرسیدم: سهم تو در این وضعیت چیست؟

اگر فرزند 20 ساله شما تمایلی به به اشتراک گذاشتن اطلاعات با شما ندارد، وقت آن است که به این فکر کنید که چه کاری انجام می دهید و این کار را برای فرزندتان دشوارتر/ناامیدکننده می کند.

شما بیش از حد کمک می کنید

به جرات می توان گفت که می خواهید به موفقیت فرزندتان کمک کنید، که منطقی است! اما کمک به موفقیت فرزندتان همیشه به این معنا نیست که این کار را برای او انجام دهید، به او بگویید چه کاری انجام دهد یا از شبکه خود استفاده کنید. در واقع، این می‌تواند با تضعیف مهارت‌های آن‌ها، از بین بردن فرصت یادگیری یا فراتر رفتن از مرزها، مانع ایجاد کند.

در اینجا چیزی است که کمک بیش از حد ممکن است به نظر برسد:

“آپارتمان عالی را برای شما پیدا کردم. هفته آینده یک تور برای شما ترتیب دادم.» (این کار را برای آنها انجام می دهم – بدون اینکه اول بپرسید)

“شما باید واقعاً سرگرمی داشته باشید که شامل تلفن شما نباشد.” (بدون اینکه از شما این توصیه را بخواهند به آنها بگویید چه کاری انجام دهند)

شرکت دوست من در حال استخدام است. آدرس ایمیل شما را به او می‌دهم.» (با استفاده از شبکه شما – ناخواسته)

آنچه مهم است به خاطر بسپارید این است که انجام این کار برای آنها، گفتن اینکه چه کاری انجام دهند و استفاده از شبکه شما ذاتاً بد یا مضر نیستند. در برخی موارد، این دقیقاً همان نوع کمکی است که کودک شما ممکن است بخواهد یا به آن نیاز داشته باشد. اما زمانی که این کارها را بدون دعوت یا بدون اجازه انجام می‌دهید، از مفید به کمک بیش از حد تبدیل می‌شود.

در اینجا چیزی است که ممکن است به جای آن بگویید:

من می دانم که شما به آپارتمان ها نگاه کرده اید. اگر من هم به دنبال شما بگردم مفید خواهد بود؟» – و سپس فقط یک بار نگاه کنید که به شما چراغ سبز نشان دادند.

«شما به چیزی در مورد بی حوصلگی خارج از محل کار اشاره کرده بودید. آیا به پیشنهادی علاقه دارید؟» – و اگر گفتند نه، دیگر سوال نکنید.

شرکت دوست من در حال استخدام است. اگر علاقه مند هستید، خوشحال می شوم که معرفی کنم.» – و سپس آن را به جای انصراف، انتخاب کنید.

شما می خواهید به خاطر داشته باشید که اگر پیشنهاد کمک شما پذیرفته شود (به این معنی که ابتدا باید بپرسید!) یا اگر کودک شما درخواست کمک کند، کمک شما بسیار مفید است. در غیر این صورت، ممکن است به عنوان فراتر رفتن از یک مرز و تضعیف توانایی های فرزند شما در نظر گرفته شود.

شما کمتر گوش می دهید

وقتی می گویم کم گوش دادن، منظورم این نیست که آنها را نمی شنوید. منظور من این است که شما برای چیزی که می خواهید بشنوید گوش می دهید یا برای پاسخ دادن به آن گوش می دهید. برای مثال، اگر فرزندتان نزد شما آمد تا به شما بگوید که به تازگی از همسر مهم خود جدا شده است، ممکن است به «چرا» پشت جدایی او یا احساس فرزندتان گوش دهید. یا ممکن است در حال گوش دادن باشید تا بتوانید با یک حکایت یا دیدگاه شخصی پاسخ دهید.

در اینجا شنیدن کم ممکن است به نظر برسد:

بچه: میخواستم بهت بگم من و کایلا همین هفته پیش از هم جدا شدیم، پس اون دیگه به ​​خونه نمیاد. من مطمئن نیستم که در مورد آن چه احساسی دارم.»

شما:

انتخاب الف: «حداقل قبل از اینکه اوضاع جدی‌تر شود، از هم جدا شدی».

انتخاب ب: “آیا او به شما خیانت کرده است؟ دل شکسته اید؟”

انتخاب ج: “وقتی همسن تو بودم، از دوست دخترم جدا شدم و دوباره با هم جمع شدیم. شاید تو هم همینطور.”

این پاسخ ها چه اشکالی دارد؟

انتخاب الف: شما دیدگاهی را ارائه می دهید که خواسته نشده است (و دیدگاهی که ممکن است احساسات کودک شما را به حداقل برساند).

انتخاب B: شما آنها را با سؤالات بمباران می کنید بدون اینکه بپرسید که آیا آنها حاضرند بیشتر در این مورد بحث کنند یا خیر.

انتخاب ج: شما در حال انجام این گفتگو در مورد خود هستید در حالی که اصلاً به شما مربوط نیست.

اینها همه نتایج کم گوش دادن است.

به جای گوش دادن برای به دست آوردن اطلاعاتی که به آن علاقه دارید یا گوش دادن برای پاسخ دادن، این را امتحان کنید: فقط برای گوش دادن گوش کنید. هیچ انگیزه ای جز شنیدن واقعی آنچه فرزندتان می گوید وجود ندارد. و هنگامی که پاسخ دادید، به کودک خود نشان دهید که از گفتن آنها قدردانی می کنید، آنچه را که آنها گفته اند شنیده اید و در صورت نیاز از او توضیح بخواهید.

در اینجا چیزی است که ممکن است به جای آن بگویید:

“ممنون که به من گفتی چه خبر است. اگر می خواهید در این مورد بیشتر صحبت کنید، اینجا هستم.»

شنیده‌ام که هنوز کاملاً مطمئن نیستید که در مورد جدایی چه احساسی داشته باشید. درست است؟»

“آیا می خواهید در این مورد بیشتر صحبت کنید؟”

وقتی از کم گوش دادن به گوش دادن دقیق تغییر می کنید، احساسات فرزندانتان را تأیید می کنید و فضای امنی را برای آنها فراهم می کنید که احساس کنند شنیده می شوند و مورد حمایت قرار می گیرند. این می تواند گفتگوی بیشتر را تشویق کند و رابطه شما را با آنها تقویت کند.

شما سوالات اشتباهی میپرسید

تصور کنید بچه 20 ساله شما تماس می گیرد و به شما می گوید که به تازگی به عنوان باریستا در کافی شاپ محلی استخدام شده است. آنها هیجان زده هستند که اکنون یک شغل تمام وقت دارند و در مکانی که دوست دارند مشغول به کار می شوند. اولین چیزی که به آنها می گویید چیست؟

شاید چیزی شبیه این باشد:

“چقدر پول خواهید داشت؟”

“آیا مزایایی دریافت می کنید؟”

«در مورد مصاحبه شغلی دیگر در شرکت (جای خالی را پر کنید) چه اتفاقی افتاد؟ آیا شما فقط این فرصت را دور می اندازید؟”

“چه زمانی شغل واقعی پیدا می کنید؟”

“آیا تخفیفی برای دوستان و خانواده وجود دارد؟”

پرسیدن این سوالات شما را به پدر و مادر بدی تبدیل نمی کند. اما پرسیدن این سؤالات احتمال اینکه فرزندتان در آینده با شما اخباری بیاورد را کمتر می کند. چرا؟ زیرا آنها بیش از حد شخصی، متهم کننده، قضاوت کننده یا خودخواه هستند.

“چقدر پول در می آورید؟”/ “آیا مزایایی دریافت می کنید؟” – خیلی شخصی و می تواند باعث شود فرزندتان احساس کند که شما بیشتر به حقوق او اهمیت می دهید تا شادی

«در مورد مصاحبه شغلی دیگر در شرکت (جای خالی را پر کنید) چه اتفاقی افتاد؟ آیا شما فقط این فرصت را دور می اندازید؟” – اتهامی

“چه زمانی شغل واقعی پیدا می کنید؟” – قضاوتی

“آیا تخفیف برای دوستان و خانواده وجود دارد؟” – کاملاً خودخواه

در عوض، روی پرسیدن سؤالات باز، تطابق با احساسات فرزندتان، تشویق به گفتگوی بیشتر و نشان دادن حمایت تمرکز کنید.

در اینجا ممکن است به نظر برسد:

«تبریک! این خیلی هیجان انگیز است.» – احساس تطبیق

“در مورد چه چیزی بیشتر هیجان زده هستید؟” – سوال باز

“چگونه می توانم با موقعیت جدید شما از شما حمایت کنم؟” – پشتیبانی را نشان می دهد

“آیا حاضرید در مورد جزئیات شغل به من بگویید؟ – گفتگوی بیشتر را تشویق می کند

سوالاتی که می‌پرسید، تمایل فرزندتان را برای به اشتراک گذاشتن موفقیت‌ها و چالش‌های خود با شما در آینده شکل می‌دهد. با پرسیدن سوالات متفکرانه و حمایتی، کنجکاوی واقعی را در عین رعایت مرزها نشان می دهید. به این ترتیب می توانید راه ارتباطی با فرزندتان را باز نگه دارید.

اگر فرزندتان با شما صحبت نمی‌کند یا تلاش‌های شما را برای کمک رد می‌کند، ممکن است بیش از حد کمک کنید، کمتر گوش کنید یا سؤالات اشتباهی بپرسید. و ممکن است بدون اینکه متوجه شوید این کار را انجام می دهید. اکنون که می دانید از انجام چه کارهایی اجتناب کنید و چگونه فرزندتان را تشویق کنید تا با شما صحبت کند، وقت آن است که از خود بپرسید:

سهم من در این وضعیت چیست و دوست دارم چگونه تغییر کند؟

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان