قبل از اینکه به روشی که اخیراً همدلی مورد حمله قرار گرفته است ، نگاه کند ، به درک این موضوع کمک می کند و چه چیزی نیست. پروفسور گاد سعد همدلی را “احساسات نجیب” می نامد ، اما این است نه یک احساس چند رهبر مسیحی آمریکایی همدلی را “گناه” عنوان کرده اند ، اما این در واقع یک عملکرد مغز است. همانطور که Simon Baron-Cohen دانشمند علوم اعصاب ، همدلی مدار عصبی در مغز است که حداقل 10 منطقه را درگیر می کند. این شناختی (تفکر) و عاطفی (احساس) است.
نوزادان به دلیل همدلی به دنیا می آیند زیرا باید درک کنند که مردم ، چه کسی به آنها وابسته هستند ، فکر می کنند ، احساس می کنند و قصد دارند. یک فیلم سریع توسط استاد کار اجتماعی برنا براون یک روش مؤثر برای درک همدلی در عمل و چگونگی تفاوت آن با همدردی است.
همدلی فرسایش یافته
در حالی که ممکن است از همدلی شناختی خود برای خواندن شخصی مانند کتاب استفاده کنید ، درک فکر ، احساس و قصد آنها را درک کنید ، اگر نمی توانید درد آنها را احساس کنید ، در سطح مغز به افکار ، احساسات و اهداف آنها پاسخ ندهید یا پاسخ دهید ، ممکن است شما را به سوءاستفاده از آنها سوق دهد. این می تواند به معنای از بین رفتن همدلی شما در حال از بین رفتن باشد ، به این ترتیب است که سیمون بارون-کوون ، دانشمند علوم اعصاب ، رفتار روانی را در سطح مغز مستند می کند.
یکی از شاخص های اولیه عدم همدلی یا روانشناسی در کودکان آسیب آنها به حیوانات است. عدم واکنش سطح مغز در ایجاد یک موجود یا درد و رنج شخص ، پرچم قرمز “فرسایش همدلی” است. روانپزشک آئین مک گیلچریست توضیح می دهد: “همدلی برای اخلاق ذاتی است.” اگر فردی درد هدف خود را احساس نکند ، یک اصول اصلی در رفتارهای قلدری و سوءاستفاده ، آنها همچنین احساس گناه ، پشیمانی یا پشیمانی نمی کنند. به عبارت دیگر ، اگر می خواهیم همدلی را از طریق یک لنز اخلاقی بررسی کنیم ، این یک فضیلت است ، نه یک گناه.
همدلی و اخلاق
به گفته مک گیلچریست ، همدلی ظرفیت شما برای “مهار” “انگیزه طبیعی شما به خودخواهی” است. این همان چیزی است که باعث می شود دو بار در مورد سرقت از کسی فکر کنید ، به او ضربه بزنید ، او را رها کنید ، یک همکار را نادیده بگیرید ، از رنج کسی لذت ببرید. کسانی که فاقد همدلی هستند ، توسط روانشناسان پل بابیاک و رابرت هار به عنوان “مارها در لباس” توصیف می شوند. هنگامی که در یک خانواده ، بابیاک و خرگوش الگوی والدین روانی را به عنوان تولید “تعداد زیادی از کودکان ، با سرمایه گذاری عاطفی و جسمی اندک یا هیچ در بهزیستی خود” تولید می کنند.
علیرغم تأثیر تمدن همدلی بر بشریت در طول زمان ، در اواخر فوریه 2025 ، کارآفرین و رئیس وزارت کارآیی دولت ، الون مسک علناً همدلی را به عنوان ضعف که تمدن را در معرض خطر قرار می دهد ، محروم کرد. در پادکست با جو روگان ، ماسک گفت همدلی “ضعف اساسی” تمدن غربی است.
او این ایده را از استاد بازاریابی گاد سعد ، که میهمان مکرر در پادکست Rogan است ، ترسیم می کند. مسک او را تکرار می کند: “از همدلی سوءاستفاده می کند. آنها از یک اشکال در تمدن غربی سوء استفاده می کنند ، که این پاسخ همدلی است.” وقتی مشک به “اشکال” اشاره می کند ، درک این منظور مفید است. سعد همدلی بشریت را با حشرات انگلی مانند “کرم مو” مقایسه می کند که “مغز” یک کریکت چوبی را “ربوده” می کند و آن را به سمت آب سوق می دهد.
آیا همدلی یک انگل است یا روانشناسی است؟
سعد مراقبت های همدلی را با داشتن انگل که منابع ما را جلب می کند ، قابل مقایسه می داند و ما را به عنوان افراد و به عنوان یک تمدن به خطر می اندازد. کتاب سال 2020 در مورد “ذهن انگلی” بود ، و او در حال کار بر روی “همدلی خودکشی” است. برای او ، و مشک ، ایده ها مرتبط هستند. سعد در یک پادکست اخیر توضیح داد: “ذهن انگلی همان چیزی است که هنگام مغزهای شناختی آنها برای مغز انسان اتفاق می افتد.” “ما هر دو یک حیوان در حال تفکر و احساس هستیم. همدلی خودکشی داستان را با توضیح توضیح می دهد که چه اتفاقی می افتد وقتی (احساسات انسانی) توسط مزخرف انگلی و از این رو همدلی خودکشی ربوده می شود. این ناامید کننده یک احساسات غیر شریف به نام همدلی است.”
در مطالعه خود در مورد روانپزشکان ، بابیاک و خرگوش به این نتیجه برسند: “از آنجا که آنها دیگران را برابر نمی دانند و یا ادعای قانونی برای منابع دارند ، روانپزشکان نیازی به اشتراک گذاری منابع نمی دانند. در حقیقت ، طبیعت انگلی و رقابتی آنها باعث می شود تا آنها را به طور جدی منابع از دیگران جدا کنند.” روانپزشکان مکانهای کار و افراد را از بین می برند. آنها آنها را نمی سازند. آنها افراد و مشاغل خود را خراب می کنند. آنها وقتی دیگران رنج می برند ، احساس نمی کنند. عدم همدلی آنها دقیقاً – از دیدگاه علم مغز – چه چیزی به آنها اجازه می دهد تا از قلدری تا کشتار آسیب ببینند.
روانپزشک هلن ریس می نویسد که به دلیل صدمات عمیقی که ناشی از فرسایش همدلی است ، می نویسد که انگیزه تکاملی ما برای قرار دادن آنها در گروه خارج از کشور که شبیه ما نیستند ، باید اصلاح شود. او این واکنش مغرضانه را راهی برای اطمینان از بقا در دوران باستان می داند. اگر در یک قبیله زندگی می کردید ، تشخیص تفاوت به عنوان یک تهدید بالقوه ارزشمند بود. در قرن بیست و یکم ، این تعصب دیگر مانند یک پیوست مفید نیست.
علوم اعصاب ضروری می خواند
در تمدن ، همدلی باید برای همه اعمال شود
در دنیای امروز ، انگیزه ناخودآگاه برای قرار دادن دیگران در گروه های خارج از کشور کاملاً خطرناک است و می تواند منجر به تحقیر ، رفتار و تحقیرآمیز شود ، زیرا یک نگاه سریع به تاریخ و بحران های ژئوپلیتیکی معاصر نشان می دهد. Reiss به ما هشدار می دهد که همدلی و قدرت یک رابطه معکوس را حفظ می کنند. هرچه قدرت فرد بیشتری داشته باشد ، همدلی کمتری خواهد داشت. جرمی ریفکین به عنوان رئیس بنیاد روندهای اقتصادی ، خاطرنشان می کند ، تاریخ “آسیب شناسی قدرت” را مستند می کند ، در حالی که همدلی “همان وسیله ای است که ما زندگی اجتماعی ایجاد می کنیم و تمدن را پیش می بریم.”
وقتی به یکدیگر اهمیت می دهیم ، نه فقط خانواده یا گروه خود بلکه همه ، ما یک جامعه متمدن سالم و قوی ایجاد می کنیم. هنگامی که ما به چندین دهه تحقیق در مورد راه های ابراز همدلی برای یکدیگر و برای ما نگاه می کنیم ، به روشهایی که باعث می شود با مقایسه ، ظلم و ستم مثبت روانی به نظر برسد ، اکوسیستم ها و جوامع سالم تری ایجاد می کنیم.
سرانجام ، همانطور که توسط استاد جنگل و علوم حفاظت از سوزان سیمارد نشان داده شده است ، درختان و گیاهان در راه خود احساس عمیق همدلی دارند. ریفکین نتیجه می گیرد ، “پیام این است که ما تنها در توانایی همدلی خود نیستیم. این تحقق ساده اما عمیق نمی تواند کمک کند اما شیوه درک موجودات همکار خود را تغییر می دهد و همچنین احساس مسئولیت خود را برای سرپرستی زمین ما با هم تقویت می کنیم.”