[ad_1]

به یک شوخی احمقانه بگویید ، در یک لحظه نسبتاً نامناسب عطسه کنید ، چیزی را به خاطر بسپارید که یک دوست خوب را خجالت می کشد ، فراموش کنید که کدام لباس در بازی کارتی است که شما بازی می کنید … هزار و یک راه برای خنده خود وجود دارد. اما هرچه عجیب به نظر می رسد عجیب است ، یکی از راه هایی که نمی توانید یک دوره تمام خنده واقعی را آغاز کنید ، از طریق خودآزمایی هدفمند است. این حتی در مورد ما حتی در میان ما نیز صادق است ، کسانی که به احتمال زیاد به نظر می رسد یک پاسخ خنده بازتابی است ، اما در واقع ، واقعاً اینگونه نیست (الکساندر ، 1986 ؛ کیت-اسپیرل ، 1972).
تلاش های مختلفی برای توضیح این پارادوکس صورت گرفته است. برخی پیشنهاد کرده اند که فرد هدفمند باید از کارآیی موثر شگفت زده شود (سندرز ، 1995). البته ، به کسانی که قصدی هستند می توانند از اهداف تیکلر به خوبی هشدار دهند و هنوز هم در پاسخ به تعامل بعدی می خندند. در واقع ، کودکان انسانی (و اعضای میمون های بزرگ ، به ویژه گوریل ها و شامپانزه ها) گاهی اوقات رفتار قشنگ را آغاز می کنند. برخی دیگر اظهار داشته اند که چون خنده یک سیگنال اجتماعی است ، شخص دیگری باید درگیر شود. اما ، همانطور که در یک پست قبلی ذکر کردم ، ما به دلایل دیگر تنها می خندیم ، پس چرا قلقلک نمی دهیم؟
مانند سایر نمونه های خنده و طنز ، نظریه آسیب پذیری متقابل خنده بهترین توضیحات را ارائه می دهد. این تئوری معتقد است که خندیدن فرد باید احساس آسیب پذیری را احساس کند (یا حداقل در دیگری تشخیص دهد). این می تواند نتیجه کاستی شخصی خود باشد (خواه یک ویژگی جسمی ، ایده یا رفتار) یا سایر مواردی که با آنها می تواند همدلی کند. تغییر در روابط وضعیت موجود وجود دارد ، که تأیید آسیب پذیری مشترک را به نوعی در ایجاد مجدد وضع موجود اصلی مفید می کند.
در مورد خودکشی ، فرد هیچ احساس آسیب پذیری را تجربه نمی کند. اگر شخص دیگری شروع کند ، برای همه اهداف و اهداف ، یک حمله “مسخره” (هال و آلین ، 1897) ، تغییر وضعیت در شیوه ای که شخص دیگری را تجربه می کند ، وجود ندارد. و چنین حمله ای لازم نیست از یک موجود زنده دیگر ناشی شود. یک مطالعه جالب که توسط کریستین هریس (2012) انجام شده است نشان داد که افراد آزمون به آنچه که معتقد بودند یک پاسخ می دهند پاسخ دادند مکانیکی تیکلر پا به همان روشی که آنها به یک انسان پاسخ دادند. به عبارت دیگر ، آنها علی رغم اینکه هیچ کس دیگری درگیر نیست ، آنها به همان اندازه آسیب پذیر بودند. این تقریباً به دلیل این واقعیت بود که آنها به هیچ وجه نتوانستند “مهاجم” خود را صدا کنند.
جالب خواهد بود که اگر آسیب پذیری واقعاً مؤلفه بحرانی باشد ، این آزمایش کمی متفاوت باشد. در این مطالعه که در بالا ذکر شد از یک کنفدراسیون انسانی استفاده کرد که به موضوعات چشم بسته گفته شد یک دستگاه است. با این حال ، اگر یک دستگاه مکانیکی واقعی ایجاد کند که بتواند با وفاداری کامل کنترل شود توسط کسی که قلقلک می شود، ما انتظار نداریم که در هر صورت ، در راه خنده چیزهای زیادی را ببینیم. در واقع ، این هیچ فرقی با موضوعی نخواهد بود که او را به خود جلب کند. سپس ، اگر متعاقباً کنترل ها را به گونه ای تنظیم کنیم که دستگاه به تدریج نسبت به دستورات موضوع (به آرامی “ذهن” خود را به دست آورد) وفادار تر شود ، ما در پاسخ به طور فزاینده ای بیشتر و/یا شدت خنده را پیش بینی می کنیم. البته این فرض بر این است که احساس آسیب پذیری به احساس کمبود (که با ترس و یا عصبانیت مشخص می شود) ایجاد نمی شود ، همانطور که در یک حمله بی امان یا دردناک اتفاق می افتد. سپس ، تمام شرط ها تا آنجا که به خنده مربوط می شود خاموش است.
اگر در موقعیتی هستید که با خیال راحت و اخلاقی چنین آزمایشی را انجام دهید ، لطفاً با من تماس بگیرید. دوست دارم ببینم چطور پیش می رود. لذت بردن
© جان چارلز سیمون
[ad_2]