18:51 - 2024/11/10

چرا مدام به شریکی برمی‌گردید که با شما مانند کثیفی رفتار می‌کند؟

[ad_1] به عنوان یک درمانگر روابط، من افراد زیادی مانند سارا، کریس و جنا را می بینم که تلاش می کنند شریک زندگی خود را ترک کنند که مکرراً آنها را آزار می دهند، نادیده می گیرند یا به آنها بی احترامی می کنند. گفتن این جمله آسان است: “اگ...

چرا مدام به شریکی برمی‌گردید که با شما مانند کثیفی رفتار می‌کند؟

[ad_1]

به عنوان یک درمانگر روابط، من افراد زیادی مانند سارا، کریس و جنا را می بینم که تلاش می کنند شریک زندگی خود را ترک کنند که مکرراً آنها را آزار می دهند، نادیده می گیرند یا به آنها بی احترامی می کنند. گفتن این جمله آسان است: “اگر با شما بدرفتاری کردند، فقط ترک کنید.” اما وقتی نوبت به تجربه عشق و دلبستگی می رسد، بسیار پیچیده تر است. در اینجا سه ​​دلیل وجود دارد که ممکن است به سراغ شریکی بروید که با شما بد رفتار می کند – و اینکه چه کاری می توانید انجام دهید تا کنترل قلب و آینده خود را به دست آورید.

1. چرخه دوپامین: گرفتار در هیجان عشق غیرقابل پیش بینی

سارا در یک اپلیکیشن دوستیابی با دن آشنا شد، و اگرچه اوج رابطه آنها هیجان انگیز بود، اما پایین آمدن آنها طاقت فرسا بود. دن روزها او را نادیده می گرفت، اما با وعده های شیرین و کلمات محبت آمیز برمی گشت. این الگو باعث شد که سارا احساس ناامیدی کند، اما با لحظات کوچکی که به او توجه می‌کرد، بسیار هماهنگ است. وقتی دن بالاخره پیامک فرستاد یا برای قرار ملاقات حاضر شد، به نظر می‌رسید که سارا به‌رغم قضاوت بهترش به دنبال آن بود.

این تصادفی نیست محبت غیرقابل پیش بینی، مانند آنچه سارا تجربه کرد، چرخه ای را ایجاد می کند که در آن مغز شما دوپامین، ماده شیمیایی “احساس خوب” را در پاسخ به تقویت متناوب مثبت ترشح می کند. مشابه قمار یا سایر رفتارهای اعتیاد آور، مغز یاد می گیرد که ولع لحظات پرفراز و نشیب را داشته باشد، حتی زمانی که آنها کم هستند. حتی زمانی که وعده عشق به طور متناقض داده می شود، می تواند شما را در چرخه ای از وابستگی و امید به دام بیندازد.

نکته: برای رهایی از این وابستگی ناشی از دوپامین، راه اندازی یک سیستم پشتیبانی خارج از رابطه را در نظر بگیرید. برنامه‌ای برای گذراندن وقت با دوستان و خانواده یا شرکت در فعالیت‌هایی انجام دهید که به خلق و خوی یا اعمال شریک زندگی‌تان وابسته نیست. نکته کلیدی این است که به تدریج مغز خود را دوباره سیم کشی کنید تا با منابع ثابت و سالم محبت پاداش دریافت کنید، که به رهایی شما از چرخه عشق غیرقابل پیش بینی کمک می کند.

2. عزت نفس و ارزش خود: اعتقاد به اینکه لیاقت بهتری ندارید

کریس هرگز در رابطه اش با اما احساس ارزش واقعی نکرد. وقتی اما از او انتقاد کرد یا احساساتش را نادیده گرفت، او فکر می‌کرد که لیاقتش را دارد. در اعماق وجود، کریس با اعتماد به نفس پایین دست و پنجه نرم می کرد و معتقد بود که او لایق شریکی نیست که با او خوب رفتار کند. تاریخچه رابطه او مملو از شرکای عاطفی دور یا انتقادی بود که بازتابی از این باور درونی شده بود که او باید به درمان کمتر از ایده آل رضایت دهد.

همانطور که در کتابم بحث می کنم، چرا نمیتونی ذهن من رو بخونی؟ عزت نفس پایین می تواند عامل بزرگی در ماندن شما با کسی باشد که با شما بد رفتار می کند. وقتی احساس ارزشمندی یا ارزشمندی نمی کنید، ناخودآگاه به دنبال روابطی می گردید که آینه این احساسات باشد. حتی ممکن است متقاعد شوید که شخص بهتری را پیدا نخواهید کرد، شریک مهربان تر غیر واقعی است، یا اینکه عشق برای همه این گونه است.

نکته: با فهرست کردن نقاط قوت، دستاوردها و ویژگی‌های مثبت خود، کار بر روی ارزش خود را آغاز کنید. شناخت این ویژگی ها به بازسازی عزت نفس شما کمک می کند. به دنبال درمان باشید یا با یک مربی قابل اعتماد صحبت کنید تا به مسائل اساسی که باعث می شود احساس بی ارزشی کنید، رسیدگی کنید. به یاد داشته باشید، روابط سالم با یک احساس سالم از خود شروع می شود. وقتی برای خود ارزش قائل هستید، کمتر به کسی که این ارزش را ندارد رضایت می دهید.

3. “تغییر فانتزی”: امیدوار باشید که آنها به فردی تبدیل شوند که می خواهید

جنا علیرغم دستپاچگی‌های مکرر و بی‌علاقگی به زندگی‌اش، دو سال با شریک زندگی‌اش، لوکاس بود. با این حال، هر وقت به فکر پایان دادن به کارها بود، لحظاتی را به یاد می آورد که لوکاس مهربان، سخاوتمند و دوست داشتنی بود. او نمی توانست از این احساس خلاص شود که اگر فقط به اندازه کافی او را دوست داشته باشد، او “می آید”. این باور که لوکاس در نهایت به شریک مورد نیازش تبدیل خواهد شد، چیزی بود که جنا را نگه داشت، حتی زمانی که واقعیت این بود که رفتار خوب او نادر است.

“تغییر فانتزی” در روابطی رایج است که یکی از طرفین امیدوار است که دیگری در نهایت به پتانسیل خود عمل کند. این امید می تواند بر اساس خاطرات اولیه، حرکات گاه به گاه، یا وعده های تغییر در آینده باشد. متأسفانه، افراد به ندرت به روشی که ما می خواهیم یا نیاز داریم تغییر می کنند، فقط به این دلیل که ما در کنار هم هستیم. ماندن در یک رابطه سمی تحت این تصور که کسی تغییر خواهد کرد، اغلب منجر به درد و ناامیدی بیشتر می شود.

روابط ضروری خوانده می شود

نکته: خودتان را به چالش بکشید تا اقدامات ثابت شریکتان را ببینید، نه وعده‌های او یا لحظات خوب منزوی. اگر مطمئن نیستید، تجربیات خود را یادداشت کنید – اغلب، نوشتن مطالب به شما کمک می کند تا مشخص کنید که چقدر احترام، عشق و مراقبتی را که شایسته آن هستید دریافت می کنید. به یاد داشته باشید، عشق به معنای پذیرفته شدن و ارزش گذاری در حال حاضر است، نه در آینده ای قابل تصور.

شکستن چرخه: حرکت رو به جلو با شفقت به خود

رهایی از شریکی که با شما بد رفتار می کند آسان نیست. این دلایل – افزایش دوپامین، اعتماد به نفس پایین، و امید به تغییر – می توانند کشش قدرتمندی بر قلب و ذهن شما وارد کنند. اما درک این نیروها اولین گام برای بازپس گیری کنترل است.

اگر در حال خواندن این مطلب هستید و متوجه می شوید که در رابطه ای مانند مثال های بالا هستید، بدانید که تغییر امکان پذیر است. با خودآگاهی، حمایت و اقدامات کوچک و مداوم، می توانید از این چرخه رها شوید و به دنبال عشق، احترام و شراکتی باشید که شایسته آن هستید.

برای پیدا کردن یک درمانگر، لطفا به مراجعه کنید راهنمای درمان روانشناسی امروز.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان