وقتی از رنج می دانیم ، وقتی از آن نزدیک هستیم ، ما قادر به سخاوت فوق العاده هستیم. ما می توانیم انجام دهیم و خیلی برای یکدیگر باشیم. اما فقط وقتی در انسانیت کامل خود یکدیگر را می بینیم. نه به عنوان آمار یا مشکلات ، بلکه به عنوان افرادی که سزاوار زنده بودن در جهان هستند.
– جان گرین
جان گرین که به تازگی توسط دانش آموزان در سراسر جهان به دلیل فیلم های عجیب و غریب و آموزنده “دوره تصادف” شناخته شده است ، اخیراً کتابی در مورد سل منتشر کرده است. من به عنوان یک روانشناس ، من به کتابی در مورد برخی از بیماری های باکتریایی قدیمی علاقه زیادی نداشتم. دانش من در مورد سل آغاز شد و با صحنه نمایشی از “مولین روژ” که در آن سرفه ساتین خون را درون یک دستمال سرفه می کند ، به پایان رسید.
وقتی کتاب گرین ، همه چیز سل است: تاریخ و تداوم مرگبارترین عفونت ما، در نیویورک تایمز لیست پرفروش ها در شماره یک برای چند هفته ، من نمی توانم کمک کنم اما آن را بررسی کنم. (به خصوص از آنجا که کتاب غیر داستانی قبلی خود ، آنتروپوسن بررسی شد، یکی از موارد مورد علاقه من است.) در کمال تعجب من ، کار او جدول زمانی تاریخی خشک مصرف مصرف است که من تصور می کردم.
ویژگی ها و توضیحات
گرین تأکید می کند که چگونه ما بیماری را توضیح می دهیم که چگونه به آن پاسخ می دهیم. در طول تاریخ ، سل در مورد همه چیز از بی اخلاقی جنسی گرفته تا مالکیت دیو مقصر شناخته شده است. این ویژگی ها نه تنها اشتباه بودند ، بلکه پاسخ های دنیای واقعی را نیز شکل می دادند.
به عنوان انسان ، ما معنادار هستیم. هنگامی که با عدم اطمینان روبرو هستیم ، به توضیحاتی می رسیم که می تواند آرامش بخش باشد ، اما همانطور که در طول تاریخ دیدیم ، بی رحمانه است. سبز شامل شعری از Kurt Vonnegut's است گهواره گربه:
ببر به شکار رسید ، پرنده پرواز کرد. مرد نشست و تعجب کرد ، “چرا ، چرا ، چرا؟” ببر خوابید ، پرنده به زمین نشست. انسان باید به خودش بگوید که می فهمد.
درک فعلی ما این است که سل در اثر عفونت باکتریایی ایجاد می شود. این امر باعث شد محققان به جستجوی معالجه هایی بپردازند که باکتری ها را از بین می برد و در نهایت درمانی پیدا می کند.
این الگوی باریک کردن علل بالقوه با توجه به شواهد علمی در تاریخ ما در توضیح رفتارهایی مانند اسکیزوفرنی تکرار می شود. توضیحات اولیه فوق طبیعی ما ، مانند مالکیت شیطانی ، از آن زمان با موارد بیولوژیکی جایگزین شده است. “درمان” به سبک دهه 1800 برای قرار دادن بیماریهای روانی در اتاقهای تاریک ، بدون گرم و بدون پنجره عمدتاً توسط دارو و گفتگوی درمانی پیشی گرفته است.
گرین به ما یادآوری می کند که توضیحات بیولوژیکی اغلب با افزایش همدلی و دلسوزی برای کسانی که رنج می برند همراه است. دانشمندان علوم اعصاب در تمام وقت توضیحات بهتری را برای شرایطی که همچنان به ننگ و ننگ هستند ، مانند اعتیاد و چاقی کشف می کنند. یافته های آنها دلایل بیولوژیکی را نشان می دهد ، نه نقص شخصیت. همانطور که روانشناسان باب گرت و جرالد هوف گفتند ، “ما باید فراتر از درخواست های ساده برای اراده در توضیح رفتار خودکشی معتاد ، همانطور که باید انجام دهیم وقتی سعی می کنیم انواع دیگر رفتارها را درک کنیم ، نگاه کنیم.”
روانشناسی سرزنش
پس چرا ما خیلی سریع به دلیل بیماری خودشان از نظر جسمی یا روانی مقصر هستیم؟ یا در برخی موارد در طول تاریخ ، نقش بیماری را به طور کلی نادیده بگیرید؟
سبز یک توضیح احتمالی ارائه می دهد: کنترل. وی اظهار داشت:
ما می خواهیم تصور کنیم که ما کشتی های زندگی خود را کاپیتان می کنیم ، که تاریخ بشر عمدتاً داستان انتخاب بشر است … ما به سادگی دنیایی را نمی خواهیم که حتی قدرتمندترین امپراتور با عفونت صرف شود. اما تاریخ ، افسوس ، صرفاً سابقه ای از کارهایی نیست که ما انجام می دهیم ، بلکه سابقه ای از آنچه برای ما انجام می شود.
روانشناسان اجتماعی مانند جان جوست نشان داده اند که افرادی که به یک جهان عادلانه اعتقاد دارند – جایی که همه آنچه را که شایسته آنها هستند – به احتمال زیاد قربانیان را مقصر می دانند. وقتی نمی توانیم رنج را توضیح دهیم ، ممکن است دلایلی را برای حفظ اعتقاد خود مبنی بر اینکه جهان منصفانه است ، ابداع کنیم. به عنوان مثال ، ممکن است باور کردن شخصی که دارای اختلال در مصرف مواد است ، سزاوار مبارزات اقتصادی خود باشد تا اینکه مقابله با یک سیستم شکسته باشد.
سلامتی به عنوان یک ساختار اجتماعی
گرین نشان می دهد که حتی مفهوم به ظاهر عینی سلامت یک ساختار روانشناختی است. به عنوان مثال ، در گروه های غالب اجتماعی ، سل در بعضی مواقع عاشقانه بود. پوست کمرنگ ، چشمان غرق شده گسترده ، گونه های گلگون و قاب کوچک زیبا به نظر می رسید. بسیاری معتقد بودند که این بیماری فقط برای جوامع “متمدن” بوده است زیرا سل در هوا قرار دارد و در مناطق شهری سریعتر پخش می شود. سل عمدتاً به عنوان “طاعون مرد سفید پوست” دیده می شد که توسط کسانی که دارای “حساسیت و هوش عالی” بودند ، به ارث می رسید.
البته ، این خصوصیات جوامع حاشیه ای را به حاشیه رانده می شود ، جایی که این بیماری کشف نشده است. ما همین الگوهای نژادپرستی را با برداشت های خود از بیماری روانی در طول تاریخ می بینیم. در اواسط دهه 1800 ، مدافعان برده داری در ایالات متحده ادعا کردند که اگر یک فرد بردگی سعی در فرار داشته باشد ، باید از نظر روانی بیمار باشد.
اینکه چگونه “جنون” را از لحاظ تاریخی تعریف کرده ایم ، علیه زنان سلاح شده است. یک مثال الیزابت پکارد است. در سال 1860 ، همسرش ، واعظ ، الیزابت را به دلیل اختلافات کلامی خود به پناهندگی مجنون متعهد کرد. در حالی که مردان برای اثبات جنون به مردان داده می شدند ، زنان می توانند صرفاً به کلام همسر خود متعهد شوند. سرانجام پاكارد پس از سالها مبارزه خود برای عدالت آزاد شد و به عنوان یك طرفدار قوی برای حقوق افراد در بیمارستان های بهداشت روان و زنان متاهل درآمد.
سیستم ها ، نه افراد
گرین به این نتیجه می رسد که سلامتی ما بیش از انتخاب های فردی است. این همانطور که تئوری سیستم های اکولوژیکی کلاسیک توسط روانشناس اوری برونفنبرنر پیشنهاد کرده است ، تحت تأثیر بسیاری از عوامل قرار گرفته است. بدون استفاده از زبان Bronfenbrenner ، مانند ریزسیستم وت سیستم کوچک، سبز عوامل پیچیده ای را در بازی ، مانند دولت های محلی ، سیستم های اقتصادی و نیروهای تاریخی محاصره می کند.
او مکالمه هایی را که با بیماران سل انجام داده بود ، توصیف می کند که مصرف داروهای خود را متوقف کرده بودند. این بیماران غالباً مورد قضاوت قرار می گیرند و با زبان ننگ ، مانند برچسب زدن “غیر سازگار” توصیف می شوند. از جمله دلایل بسیاری که گزارش شده است ، یک زن گفت که او غذای کافی برای مصرف داروهای خود ندارد و باعث درد شدید معده وی می شود. گرین با قدرت می پرسد ، “چرا ما باید با مشکلات آشکارا سیستمیک به عنوان شکست اخلاق فردی رفتار کنیم؟”
هزینه انجام هیچ کاری
سبز ما را از طریق اثربخشی درمان های فعلی برای سل قدم می زند. با این حال ، این زندگی به دلیل ننگ ، حرص و طمع دارویی و خرابی های سیاست ، زندگی را ویران می کند. گرین می نویسد ، “ما وارد دوره عجیبی از تاریخ بشر شده ایم: یک بیماری عفونی قابل پیشگیری و قابل درمان ، کشنده ترین ما است. این دنیایی است که ما در حال حاضر انتخاب می کنیم.”
از سل تا تروما ، تجزیه و تحلیل هزینه و فایده ما اغلب هزینه های بلند مدت عدم عمل را نادیده می گیرد. از آنجا که سیاستگذاران در ایالات متحده برای کاهش بودجه برای منابع پزشکی ، تحقیقات روانشناختی و منابع بهداشت روان تلاش می کنند ، ما در طول تاریخ شاهد مداحی از بارها هستیم که نتوانسته ایم بهزیستی آسیب پذیرترین جوامع خود را در اولویت قرار دهیم. کار گرین به ما یادآوری می کند که نابرابری های بهداشتی اجتناب ناپذیر نیستند. آنها بازتاب اولویت های جمعی ما هستند.
در پایان ، همه چیز سل است در مورد یک بیماری باستانی نیست. این در مورد معنای انسان بودن است ، چگونه ما رنج را درک می کنیم ، چگونه به آن پاسخ می دهیم و وقتی به دور نگاه می کنیم چه اتفاقی می افتد.