من همیشه این را از مشتریان نوجوان درمانی خود می شنوم: «پدرم هرگز برای چیزی عذرخواهی نکرده است. او معتقد است که هرگز اشتباه نمی کند.»
آنها مثالهایی آوردهاند که باعث میشود سرم را خارانم، زیرا پدران در اصرارشان مسخرهتر به نظر میرسند تا آنچه که فقط بگویند اشتباه کردهاند.
نه اینکه کسی واقعاً مضحک به نظر برسد فقط به این دلیل که در مورد چیزی اشتباه می کند. چرا کسی باید خود را به استانداردی برای یادآوری نگاه دارد که از آنها می خواهد هر بیت اطلاعاتی را که تاکنون دریافت کرده اند رمزگذاری کرده باشند؟ («اسم معلم ریاضی کلاس هفتم شما خانم بلانت بود. یادم میآید!» «مامان، خانم بلین بود. همینجا میگوید…» «اوه، خب، مطمئنم شما معلمی به نام خانم داشتید. بلانت جایی در مدرسه راهنمایی» به جای «Omigod، حق با شماست!»)
و سپس، برای پیچیده شدن مسائل، مسئله ادراک وجود دارد. فقط به این دلیل که یک حافظه رمزگذاری شده است به این معنی نیست که “درست” رمزگذاری شده است. هر یک از ما هزاران فیلتر داریم که باعث میشود چیزی را بهتر از آنچه ممکن است اتفاق افتاده باشد، یا بدتر، یا به سادگی متفاوت به خاطر بسپاریم تا آنچه برای من شبیه XYZ به نظر میرسد، برای شما شبیه XZY باشد.
بزرگسالان برای اینکه چرا عذرخواهی نمی کنند انواع بهانه می آورند، اما تعداد کمی از آنها آنچه را که من معتقدم پویایی عمل است بیان می کنند. عذرخواهی، در تئوری، یک عمل تسلیم است. من آن را اینطور نمی بینم، اما فرهنگ لغت مریام-وبستر اینطور است، و بیشتر مردم هم همینطور: یک نفر تسلیم می شود به یک نیروی برتر یا اقتدار شخص دیگری. اگر از والدین یا شخصیتهای مستبد هستید، یا حتی کسی هستید که از اشتباه بودن شرم میکنید یا احساس میکنید که شخص دیگری از «تسلیم شدن» شما سوء استفاده میکند و شما را تحقیر میکند (بهویژه اگر آن شخص پسر 13 ساله شما باشد)، آنگاه عذرخواهی هرگز مانند عمل مهربانانه و سخاوتمندانه ای نیست که می تواند باشد.
من فکر می کنم ما به دنبال آموزش / آموزش / مربیگری به بچه ها هستیم تا از همه اشتباهات این کشور عذرخواهی کنیم. برو از برادرت عذرخواهی کن! همین الان!» یک الگوی ضعیف برای آموزش کودکان در مورد پاسخگویی به رفتارشان و شهروندان خوب خانواده بودن است. عذرخواهی اجباری عنصر انتخاب را نیز از بین می برد و این در اختیار شخص است انتخاب عذرخواهی کنیم که هم مسئولیت واقعی و هم پشیمانی ابراز شده است.
اما عذرخواهی به عنوان یک عمل مهربانانه و سخاوتمندانه؟ مطمئنا مشکل این است که مردم عموماً عذرخواهی را با از دست دادن چیزی مساوی میدانند – شاید غرورشان یا رقابت در مورد اینکه چه کسی درست بود و چه کسی اشتباه. این حس بدی دارد.
با این حال، اگر میتوانید از آن چارچوب خارج شوید و به عذرخواهی فکر کنید هدیه شما به کسی، چیزی از خودتان می دهید که بدون اینکه چیزی از شما بگیرد، حال او را بهتر کند-چون واقعا اینطور نیست-به طور کامل به چیز دیگری تبدیل می شود، کاری که در واقع انجام آن حس خوبی دارد.
باهوش – عذرخواهی که با روحیه فراوانی ارائه می شود، مانند: من به اندازه کافی در مورد اینکه چه کسی هستم و اینکه چگونه خودم را مسئول تأثیر انتخاب هایم بر دیگران می دانم احساس خوبی دارم که بتوانم این ژست احترام را بدون هیچ هزینه ای به من تعمیم دهم. در واقع، انجام این کار باعث می شود احساس بهتری داشته باشم، بزرگتر. این جهانهایی جدا از اعتراف به گناه است که معمولاً ارائه میشود، نوعی که باعث میشود برخی افراد به نوعی احساس «کمتر از» کنند.
بچه ها وقتی پدر و مادرشان از آنها عذرخواهی می کنند، دوست دارند، نه به این دلیل که فکر می کنند آنها برنده شده اند و والدینشان شکست خورده اند. آنها آن را دوست دارند زیرا، اغلب، اغلب یکی از معدود اعمال لطف و احترام واقعی است که در خانواده ها بیان می شود. این امر تاکید می کند که سلسله مراتب، سن، عنوان، یا جایگاه حرفه ای هیچ تاثیری بر این که والدین خود را برای اعمال خود مسئول بدانند یا نه، ندارند. عذرخواهی امتیازات فرصت برابر خطا است و هیچ کس بالاتر از آن نیست.
چگونه این شیوه متفاوت تفکر و تجربه عذرخواهی را آموزش دهیم؟ با بودن، الگوبرداری از آن، صحبت کردن در مورد آن در هر کجا و با هر کسی که ممکن است – بچه هایمان، والدین خودمان، همکاران، دوستان، مربیان، مردی که ماشین شما را تعمیر می کند، خانم خدمات مشتری در آن طرف تلفن. وقتی به اشتباهات قضاوت یا رفتار خودمان با ابراز پشیمانی سخاوتمندانه پاسخ می دهیم، ما دیگران را به دنیای رابطه ای متفاوت دعوت می کنیم که در آن پویایی بین افراد در مورد قدرت شخصی، اعتبار و افتخار تغییر می کند. اما قبل از اینکه بتوانید آن را بسازید و مدل سازی کنید، باید آن را باور کنید – گفتن آن آسانتر از انجام دادن در فرهنگ رقابتی ما است که به کسانی که همه چیز بزرگتر، سریعتر، بلندتر و قویتر را نشان میدهند، جایزه میدهد، ویژگیهایی که اغلب خود را به فضل فروتن نمیدهند. و ابراز مراقبت
مهاتما گاندی از ما خواست که تغییری باشیم که می خواهیم در جهان ببینیم. به طور انتزاعی، سخت است که بدانیم چگونه می توان از مشاوره او استفاده کرد. اما در جزئیات کوچکتر زندگی روزمره، مانند عذرخواهی صمیمانه، فرصتهایی برای نشان دادن متفاوت ظاهر میشوند. و در آنجا، بیشتر از هر جا، کمی کارهای زیادی انجام می دهد.