20:10 - 2025/02/21

چرا عدم اطمینان می تواند بهترین دوست رهبر باشد

[ad_1] من هرگز نوامبر سال 1978 را فراموش نخواهم کرد. این زمانی است که همه ما شروع به شنیدن اخبار نگران کننده از Jonestown ، گویان ، در آمریکای جنوبی کردیم. با حضور به نمایندگی از جیم جونز ، رهبر فرقه معبد مردم ، چندین جماعت کنگره لئو رایا...

چرا عدم اطمینان می تواند بهترین دوست رهبر باشد

[ad_1]

من هرگز نوامبر سال 1978 را فراموش نخواهم کرد. این زمانی است که همه ما شروع به شنیدن اخبار نگران کننده از Jonestown ، گویان ، در آمریکای جنوبی کردیم. با حضور به نمایندگی از جیم جونز ، رهبر فرقه معبد مردم ، چندین جماعت کنگره لئو رایان ، سه عضو واقع در حزب رایان و یکی از اعضای فرقه جونستاون را به قتل رساندند و به قتل رساندند. جونز با دانستن اینکه وی در این قتل ها دخیل است ، جماعت خود را بیش از 900 نفر را مجبور به انجام خودکشی گسترده کرد.

تمام دنیا تعجب کردند که چگونه بسیاری از مردم می توانند در چنین وضعیت غم انگیزی فریب خورده باشند. جونز این جماعت را متقاعد کرد که نوشابه Kool-Aid را که با سم پوشیده شده است ، بنوشید. . در حالی که جیم جونز آدم خوبی نبود ، اما معلوم شد که حداقل به یک معنا یک رهبر مؤثر است: او با وجود هزینه های زیاد ، بر مردم تأثیر می گذارد تا از رهبری خود پیروی کنند.

بنا به درخواست او ، مردم جونز نه تنها جان خود را گرفتند بلکه فرزندانشان را گرفتند. این کار با یک زن جوان شروع شد که با آرامش قدم به جلو به گلدان سم با طعم توت فرنگی رفت ، یک دوز را برای کودک خود تجویز کرد ، سپس یکی به خودش ، و سپس در مزرعه ای نشست که او و فرزندش طی چهار دقیقه در تشنج درگذشت. دیگران به نوبه خود به طور پیوسته دنبال می کردند. اگرچه تعداد معدودی فرار کردند ، 918 نفر به دستور جونز جان باختند ، بیشتر به روشی منظم.

جیم جونز چگونه روی این افراد تأثیر گذاشت؟ او لحظه ای عمیقاً نامشخص را به دست گرفت.

اول ، او در هنگام عدم اطمینان وضوح ارائه داد. وقتی مردم مضطرب یا غرق می شوند ، به دنبال جهت روشنی از یک رهبر هستند. آنها به دنبال اقدامات اقدامی برای پاسخ به وضعیت نامشخص خود هستند. روانشناس رابرت سیالدینی این را اصل “اثبات اجتماعی” می نامد. او به ما یادآوری می کند که مردم عموماً به اقدامات دیگران برای راهنمایی نگاه می کنند ، به ویژه هنگامی که در مورد یک وضعیت نامشخص است. در حقیقت ، سیالدینی عدم اطمینان را مرد راست به اثبات اجتماعی می نامد. ما وقتی احساس عدم اطمینان می کنیم در برابر نیاز به نشانه های دیگران آسیب پذیر هستیم. اگرچه جونز از مردم خواستار انجام غیر منطقی شد ، اما همه آنها بسیار مایل بودند زیرا جهت او بسیار واضح بود. وضوح نسبت به پیروانش احساس خوبی داشت.

دوم ، او از همسالان خود استفاده کرد. افرادی که نامشخص هستند معتقدند که نمی توانند تمام تحقیقات لازم را برای تصمیم گیری خوب انجام دهند. آنها غالباً از نظر ذهنی سیل می زنند. بنابراین ، آنها به دیگران نگاه می کنند که به نشانه ها اعتماد دارند. در حالی که به نظر می رسید یک قدم غیر منطقی است ، مردم همسالان خود را دیدند که از آن مادر و فرزند خردسالش شروع می کردند ، قدم به جلو می روند تا آنچه را که رهبر خود از آنها خواسته است انجام دهد. آیا آزمایش های ASCH را به یاد می آورید؟ روانشناس سلیمان آسچ فرض کرد که شرکت کنندگان در مطالعه خود به فشار گروهی پاسخ می دهند تا با یک پاسخ نادرست در مورد یک کار مطابقت داشته باشند وقتی که پاسخ های نادرست به اتفاق آرا بود. او درست بود. وقتی یک نفر مشاهده کرد که همه افراد فکر می کردند اتاق خیلی گرم است ، یا رنگ شیء مارون است نه بنفش ، آن شخص به اکثریت اجازه می داد تا روی آنها تأثیر بگذارد. Cavett Robert به ما یادآوری می کند ، “از آنجا که 95 درصد از مردم تقلید کننده هستند و تنها 5 درصد آغازگر هستند ، مردم بیشتر از هر اثبات ما می توانیم با اقدامات دیگران ترغیب شوند.” مردم می ترسند وقتی به تنهایی “مالیات ساختگی” را پرداخت می کنند ، بنابراین با دیگران که به نظر می رسد بیشتر از آنها می دانند ، همسو هستند.

سیالدینی می نویسد ، “یک رهبر نیرومند می تواند به طور منطقی انتظار داشته باشد که بخش قابل توجهی از اعضای گروه را ترغیب کند. سپس ، اطلاعاتی که تعداد قابل توجهی از اعضای گروه دیگر متقاعد شده است ، به خودی خود می توانند بقیه را متقاعد کنند. بنابراین ، تأثیرگذارترین رهبران کسانی هستند که می دانند چگونه شرایط گروهی را ترتیب دهند تا به اصل اثبات اجتماعی اجازه دهد تا به نفع خود کار کند. “

جیم جونز الگویی از رهبری نیست. او صدها نفر را به نتیجه مخرب سوق داد. با این حال ، ما باید اصولی را که او از او استفاده کرده و قدرت آنها را درک کرده است ، درک کنیم و در نظر بگیریم که چگونه می توانیم امروز به روشی مثبت و مولد وارد آنها شویم.

به عبارت دیگر ، چگونه می توانیم از برخی از این حقایق طبیعت انسانی برای خیر استفاده کنیم؟

جونز از آنها برای دستکاری استفاده کرد. ما می توانیم از آنها برای ایجاد انگیزه استفاده کنیم. چگونه می توانید از عدم اطمینان که در حال حاضر احساس می کنید از آنها استفاده کنید تا آنها را با یک تماس کلاریون تراز کنید و پیشرفت را تسریع کنید؟ چه جهت مشخصی را می توانید برای توانمندسازی آنها برای عمل پیشنهاد دهید؟ به یاد داشته باشید: آنچه در یقین از آن برخوردار هستید ، می توانید در وضوح آن را جبران کنید. و چگونه می توانید از یک توده مهم از افراد در تیم خود استفاده کنید تا دیگران را برای تراز کردن و ایجاد حرکت به هم ریخته و ایجاد کنند؟ با درک اینکه یک اقلیت کوچک می تواند اکثریت را هنگام حرکت در همان جهت حرکت دهد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان