آیا تقویم شما بیشتر از یک برنامه منسجم و متعادل شبیه به بازی تتریس است؟ من بارها و بارها خودم را بیش از آنچه که می توانم حساب کنم ، بیش از حد به پروژه های کار ، دعوت های اجتماعی و تعهدات خودجوش که پهنای باند کمی یا بدون آن داشتم ، بیش از حد رزرو کردم. فکر نمی کنم تنها هستم.
من یک روند فزاینده برای گفتن “بله” به فرصت ها ، پروژه ها ، رویدادها و دعوت نامه ها با بهترین اهداف ، فقط برای اینکه بعداً خودمان را غرق ، ناپسند و بی سر و صدا بدانیم که چرا در وهله اول توافق کردیم ، پیدا کرده ام. اگرچه ممکن است این الگوی را به جاه طلبی یا مدیریت زمان فقیر نسبت دهد ، وسوسه انگیز است ، من معتقدم که این چیزی عمیق تر را منعکس می کند: یک پاسخ اضطراب و ناخودآگاه به وزن روزافزون کارهای ناتمام ، ترس از دست دادن (FOMO) ، و در اصل ، ناراحتی ما از عدم اطمینان اساسی زندگی و ناسازگاری زندگی. من در حال آمدن این عادت هستم که بله بیش از حد در مورد تولید کمتر باشد ، و بیشتر در مورد تلاش برای رفع ناراحتی عمیق تر ، بی قراری داخلی و/یا دلهره وجودی با ماندن مزمن. در اینجا چهار نسخه از این موارد وجود دارد که من با آنها آشنا می شوم.
جذابیت شلوغ: یک مکانیسم مقابله
چرا بسیاری از چهره های عمومی که من تحسین می کنم بیشتر به نظر می رسد بسیار شلوغ به نظر می رسند؟ “شلوغی اجباری” ممکن است به “نشان افتخار” و نشانه موفقیت آمیز موفقیت در فرهنگ آمریکایی که به طور فزاینده ای سریع قدم می زند ، تبدیل شده است. اما ، من معتقدم که بیش از حد می تواند به عنوان یک مکانیسم مقابله برای مدیریت یک نگرانی اساسی باشد که احتمالاً به سر می بریم. با پر کردن برنامه های خود ، احساس کنترل و هدف ، بهره وری و موفقیت را ایجاد می کنیم (یا حداقل شبیه سازی کنیم). من فکر می کنم این فقط به طور موقت احساس عدم اطمینان یا عدم کفایت را کاهش می دهد. با این حال ، این فعالیت ثابت می تواند منجر به استرس مزمن و فرسودگی شغلی شود. مطالعه ای که در روانشناسی BMC (لیو و همکاران ، 2023) دریافتند که افرادی که غالباً بیش از حد بیش از حد دارند ، استرس و اضطراب بالاتری را تجربه می کنند. این بدان معنی است که بیش از حد ممکن است یک استراتژی ناسازگار برای مقابله با مسائل عاطفی عمیق تر باشد. از نظر منطقی ، هرچه بیش از حد بیشتر رزرو کنیم ، احتمال کیفیت فعالیتهایی که در آن انجام می دهیم کمتر است.
ترس از دست رفتن (FOMO)
FOMO در حالی که خوب است ، محرک مهمی است که من به Overbook و شاید مال شما نیز هست. این ریشه در یک تمایل سالم و انسانی به ارتباط ، تعامل و تجربه معنی دار دارد. تمایل به درگیر شدن در هر رویداد اجتماعی یا فرصت حرفه ای ناشی از ترس از دست دادن تجربیات ارزشمند است. گوپتا و شارما (2021) دریافتند که FOMO با افزایش استرس و کاهش رضایت از زندگی همراه است. هنگامی که ما با آن بیش از حد مشخص شدیم و در این الگوی شناسایی بیش از حد گیر افتادیم ، می تواند به طور واضح منجر به رفتارهای اجباری شود که به تدریج مالیات ما را مالیات می دهد.
اضطراب مرگ و نیاز به تکمیل
در سطح عمیق تر ، اجبار ما برای مشغول ماندن ممکن است با اضطراب مرگ مرتبط باشد – ترس و واقعیت سخت مرگ و میر ما. هر روز ما را نزدیک تر می کند. شرکت در فعالیت های بیشمار می تواند یک تلاش ناخودآگاه برای ایجاد میراث یا دستیابی به احساس کامل قبل از اتمام وقت ما باشد. این رفتار با تئوری مدیریت ترور هماهنگ است ، که نشان می دهد انسان با جستجوی معنا و ارزش از طریق دستاوردها ، ترس های وجودی را مدیریت می کند (Naidu & Chew ، 2023).
پارادوکس بیش از حد
از قضا ، در حالی که هدف بیش از حد قصد کاهش اضطراب را دارد ، غالباً آن را تشدید می کند (که می تواند ، احتمالاً به طرز غم انگیزی ، به یک حرکت قوی تر برای بیش از حد بیشتر منجر شود). فشار مداوم برای انجام تعهدات بیشمار می تواند منجر به احساس غرق و نارضایتی شود. یک مطالعه در مجله روانشناسی بهداشت (Porru و همکاران ، 2020) دریافتند که میزان بیش از حد با افزایش پریشانی روانی و کاهش سلامت روانی مرتبط است. این چرخه پارادوکس را ایجاد می کند که در آن تلاش های ما برای مدیریت اضطراب از طریق شلوغ بودن ، در واقع احساساتی را که ما قصد فرار از آن را داریم ، شدت می بخشد.
شکستن چرخه
من معتقدم که شناخت علل اساسی بیش از حد رزرو و شناخت بیش از حد رزرو به عنوان یک علامت ، نه هسته اصلی ، مشکل ریشه ، یک گام مهم در جهت تغییر است. در اینجا چهار روش وجود دارد که من شروع به شل کردن گرفتن بیش از حد مزمن می کنم:
- ذهن آگاهی با یک هدف: ذهن آگاهی فقط مربوط به کند شدن نیست. چرا ما می گوییم بله ، ما اغلب انگیزه هایی مانند گناه ، ترس از عدم ربطی یا تمایل به اثبات خودمان را کشف می کنیم. حتی پنج دقیقه آرام از نفس کشیدن عمدی یا روزنامه نگاری قبل از تعهد جدید می تواند ما را از Autopilot به آژانس سوق دهد و نشان می دهد که آیا بله شما در ارزش ها و ارتباطات ریشه دارد – یا در خودکار بودن و ترس.
- مرزهای شجاع: گفتن “نه” فقط یک تاکتیک مدیریت زمان نیست-این یک تمرین عاطفی است. هنگامی که شلوغ بودن با ارزش برابر می شود ، تنظیم یک مرز می تواند از نظر جسمی احساس ناراحتی کند ، حتی باعث ایجاد گناه شود. اما ناراحتی به معنای اشتباه نیست – این به معنای رشد است. با گذشت زمان ، “مرزهای شجاع” به اعمال احترام به خود تبدیل می شوند. اگر گفتن خیر سخت تر از گفتن بله است ، احتمالاً این کار را درست انجام می دهید. رشد اغلب در ابتدا احساس ناخوشایند و حتی ممکن است حتی به طور موقت غیر طبیعی باشد.
- درمانی برای حل کردن ریشه ها: Overbooking اغلب مربوط به تدارکات نیست – این مربوط به هویت است. روش هایی مانند EMDR یا CBT می تواند به کشف رانندگان مبهم در پشت اجبار برای مشغول ماندن کمک کند. من دیده ام که مشتری ها می دانند که برنامه های آنها به دلیل شادی پر نشده است ، اما به دلیل جلوگیری از مشکلات عمیق تر ، آنها برای رسیدگی به آنها درمانده بودند. درمان می تواند به آرامی به نام آنچه در زیر آن است ، کمک کند و شروع به بهبود آن کند.
- مقادیر چک (بدون فشار کمال): خود تأمل به معنای عقب نشینی خاموش یا تعمیرات اساسی زندگی نیست. تراز کردن زمان ما با ارزشهای ما کمتر در مورد وضوح کامل و بیشتر در مورد تمرین اصلاحات در دوره کوچک و صادقانه است. تنظیم مجدد کامل نیست – فقط یک سوال کوچک: آیا این مطابق با زندگی من می خواهم بسازم؟
هر چهار مورد فوق رفع سریع نیستند – آنها شیفت های کند و عمدی که از ما می خواهند کنجکاو شویم که چگونه وقت خود را پر می کنیم و چرا. وقتی به جای اجبار به تقویم های خود با دلسوزی نزدیک می شویم ، شروع به حرکت فقط از برنامه ریزی به سمت خودآموزی واقعی می کنیم.
پایان
عادت ما برای بیش از حد فقط یک مسئله مدیریت زمان نیست. در عصر دیجیتالی به طور فزاینده ای که دائماً به دستگاه هایی که زمزمه می کنند متصل می شویم بیشتربا در حال حاضربا بعد ، مقایسه آسان است-جای تعجب نیست که ما سعی می کنیم در حال حرکت باشیم و تقویم های خود را در تلاش برای تسکین اضطراب پر کنیم.
من خودم را نیز انجام داده ام که این کار را انجام داده ام – با حضور در آن جلسه اضافی ، رویداد اجتماعی ، آموزش ، سفر یا تعهد به رویدادی که احتمالاً می دانستم من را نازک می کند. این به این دلیل نبود که من می خواستم ، بلکه به این دلیل که بخشی از من می ترسیدند اگر من این کار را نمی کردم ، غیب و غیب باقی بماند. اما هر بار که آهسته می شوم ، به آرامی “نه” می گویم و عمق سرعت را انتخاب می کنم ، به یاد می آورم که فضا و خودجوش غالباً جایی هستند که واقعی زندگی اتفاق می افتد
با کنجکاو شدن در مورد انگیزه های زیر شلوغی ، ما به خودمان این فرصت را می دهیم که واقعاً وقت خود را پس بگیریم – نه به اندازه شکاف های خالی در یک تقویم ، بلکه به عنوان فضای عمدی برای استراحت ، تأمل و ارتباط مجدد با آنچه واقعاً مهم است. با انجام این کار ، ما اتاق نه فقط برای طعنه آمیز ایجاد می کنیم بیشتر بهره وری ، اما برای حضور. با تأمل ، من آموخته ام که قدم به عقب نه تنها برای استراحت ، بلکه برای وضوح بیشتر ایجاد می کند. سکوت وضوح را به ارمغان می آورد (تولل ، 2005). هنگامی که ما کند می شویم و بررسی می کنیم که چه چیزی فوریت ما را هدایت می کند ، می توانیم شروع به انتخاب عمدی تر کنیم – و با این کار ، کامل تر زندگی کنیم.