تنظیم مرزها با خانواده شما می تواند زخم های عاطفی قدیمی را به هم بزند. یادگیری برای مدیریت محرک های خود به شما کمک می کند مرزهای مؤثرتری را تنظیم کرده و احساس استرس کمتری داشته باشید.
مرزها چیست و چرا آنها مهم هستند؟
مرزها خطوط نامرئی هستند که ما برای تعریف رفتار قابل قبول و غیرقابل قبول ترسیم می کنیم. آنها شامل می شوند که چقدر از خودمان از نظر عاطفی و جسمی به اشتراک می گذاریم ، چقدر زمان را به دیگران اختصاص می دهیم و چگونه انتظار داریم با آنها رفتار کنیم. مرزهای سالم فضای امن را برای شکوفایی ما ایجاد می کند. آنها به ما این امکان را می دهند که احساس خود را حفظ کنیم ، اعتماد ایجاد کنیم و روابط سالم و تحقق بخشنده را تقویت کنیم.
تنظیم و حفظ مرزها می تواند دشوار باشد ، اما در همه روابط ضروری هستند. بدون آنها ، ما مستعد بدرفتاری ، دستکاری ، نارضایتی و فرسودگی هستیم.
چرا تنظیم مرزها با خانواده می تواند تحریک کننده باشد
محرک های عاطفی یادآور طبیعی تروما گذشته هستند ، اما بدون بررسی باقی مانده اند ، می توانند تلاش های تنظیم مرزی شما را از بین ببرند.
صدای خاصی از صدا ، یک مسئله داغ و یا حتی یک لبخند یا رول لبخند می تواند ما را به زمانی منتقل کند که از طرف خانواده های خود احساس ناامنی ، ناشناخته یا دوست نداشته باشیم. این محرک ها می توانند به ویژه در هنگام تنظیم مرزها با خانواده با خانواده خود قوی باشند.
تعیین مرزها با خانواده می تواند به ویژه به همین دلایل منجر شود:
سابقه خانوادگی: خانواده مبدا شما درک شما از روابط و صمیمیت را شکل می دهد. اگر تربیت ما شامل انتقاد ، سفرهای گناه یا دستکاری عاطفی باشد ، تعیین مرزها می تواند چالش برانگیز باشد ، زیرا ممکن است پویا آشنا را مختل کند و ترس از طرد یا درگیری را برانگیزد.
Enmeshment: در بعضی از خانواده ها ، مرزها مبهم یا غیر وجود دارند. ممکن است یک سطح ناسالم از وابستگی عاطفی وجود داشته باشد ، جایی که فضای شخصی و فردیت به خاطر “وحدت خانوادگی” قربانی می شود. تنظیم مرزها در یک خانواده متشنج می تواند احساس کند که شما یک ارتباط حیاتی و بی اعتمادی را قطع می کنید.
گناه و تعهد: ما اغلب مشروط بر این هستیم که اعتقاد داشته باشیم که روابط خانوادگی نیازهای شخصی را برطرف می کند. تعیین مرزها می تواند باعث ایجاد احساس گناه و احساس تعهد برای اولویت بندی خانواده خود بر خود شود ، حتی اگر انجام این کار برای بهزیستی شما مضر باشد.
محرک های مشترک هنگام تعیین مرز با خانواده
در حالی که همه از محرک های منحصر به فرد برخوردار هستند ، این لیست می تواند به شما در شناسایی موقعیت ها ، افراد و رفتارهایی که ممکن است پاسخ های محکمی ایجاد کنند ، کمک کند.
- بالا بردن گذشته: بحث در مورد صدمه یا درگیری های گذشته را می توان از نظر عاطفی شارژ کرد ، به خصوص اگر آنها به طور کامل برطرف نشده باشند ، و می توانند زخم های قدیمی را دوباره فعال کنند.
- بی اعتبار: یک چشم یا اظهار نظر مانند ، “هیچ کس به آنچه فکر می کنید” می تواند به شما یادآوری کند وقتی خانواده شما از احساسات یا نیازهای شما چشم پوشی می کردند.
- سفرهای گناه: برخی از خانواده ها برای دستکاری اعضای خانواده به گناه متکی هستند. شنیدن عباراتی مانند “بعد از همه کاری که برای شما انجام داده ایم” می تواند باعث ایجاد حس تعهد شود و گفتن نه را دشوار می کند.
- مرزهای بیش از حد: اگر یکی از اعضای خانواده سابقه بی اعتنایی به نیازها و درخواست های شما را داشته باشد ، تلاش برای تعیین مرزها در مورد این موضوعات ممکن است باعث ایجاد قدرت شود.
- انتظارات غیرواقعی: خانواده ها اغلب در مورد نحوه رفتار اعضای قوانین ناگفته دارند. تلاش برای رهایی از این انتظارات می تواند باعث ناامیدی یا عدم پذیرش شود.
- انتقاد: اگر مرتباً مورد انتقاد قرار می گرفتید ، حتی بازخورد ملایم ممکن است باعث شرم یا عدم کفایت شود.
- رد: اخراج مرزهای شما می تواند ترس از رد یا عدم تحقق خانواده شما را دوباره فعال کند.
استراتژی هایی برای مدیریت محرک های عاطفی
چه کاری می توانیم انجام دهیم که محرک های عاطفی تهدید کنند که تلاش های تنظیم مرز ما را از بین می برند؟ در اینجا برخی از استراتژی ها برای کمک به شما در حرکت در این موقعیت های چالش برانگیز وجود دارد.
1. خودآگاهی
اولین قدم شناسایی محرکهای شما است. به دنبال واکنش های بیش از حد باشید ، جایی که احساسات از ضمانت های وضعیت قوی تر می شوند (مانند عصبانیت شدید یا شرم ، که به طور بالقوه با تجربیات گذشته مرتبط است) ، یا کمبود واکنش ، که در صورت نیاز به عدم پاسخ (مانند سرکوب احساسات یا عدم صحبت کردن) ، عدم پاسخ است.
احساسات جسمی ، مانند قلب مسابقه یا کف دست عرق ، همچنین می تواند نشانه هایی باشد که از نظر عاطفی ایجاد می شود.
روزنامه نگاری پس از بیش از حد واکنش ، کمبود واکنش یا احساسات جسمی می تواند به شناسایی الگوهای و افزایش آگاهی از محرکهای خاص کمک کند.
2. استراحت کنید.
برای خنک کردن از وضعیت تحریک فاصله بگیرید. تمرینات تنفسی ، آرامش تدریجی عضلات و مراقبه می تواند کمک کند.
3. احساسات خود را تأیید کنید.
اذعان به احساسات خود (مانند “من الان احساس غرق شدن می کنم”) به شما امکان می دهد تا به جای واکنش به ماشه ، با فکر پاسخ دهید.
4. تنش فیزیکی را آزاد کنید.
در فعالیت های بدنی که برای آزاد کردن استرس از آن لذت می برید ، درگیر شوید.
5. به سیستم پشتیبانی خود تکیه دهید.
یک دوست ، درمانگر یا گروه پشتیبانی قابل اعتماد می تواند یک فضای امن برای پردازش احساسات شما و استراتژی در مورد تعیین مرزها فراهم کند.
6. آماده باشید.
محرک های بالقوه را پیش بینی کرده و پاسخ های خود را دوباره تمرین کنید. به عنوان مثال ، اگر یکی از اعضای خانواده از گناه برای دستکاری شما استفاده می کند ، پاسخ روشنی را آماده کنید ، مانند “من می فهمم که شما ناامید شده اید ، اما باید بهزیستی خود را در اولویت قرار دهم.”
7. نیازهای خود را ارتباط برقرار کنید.
روشن و روشن ، ارتباط مستقیم می تواند به کاهش درگیری کمک کند. با استفاده از اظهارات “I” ، مرزها را به روشنی و قاطعانه برقرار کنید.
8. انتظارات واقع بینانه را تعیین کنید.
تغییر زمان می برد ، به خصوص در پویایی خانواده دیرینه. انتظار پذیرش یا توافق فوری را ندارید. آماده باشید تا مرزهای خود را به طور مداوم اجرا کنید ، حتی اگر این به معنای محدود کردن موقت تماس باشد.
9. با خودت مهربان باش
تنظیم مرزها چالش برانگیز است و اشکالاتی طبیعی است. موفقیت های خود را جشن بگیرید ، از تجربیات خود بیاموزید و به خودتان دلسوزی کنید.
تعیین مرزها با خانواده ، تلاشی برای ایجاد پویایی سالم تر است که همه می توانند رشد کنند. با مدیریت محرک ها و برقراری ارتباط موثر ، می توانید مرزهایی را ایجاد کنید که باعث احترام ، درک و روابط سالم با خانواده خود می شود.
© شارون مارتین. اقتباس از مقاله ای در وب سایت نویسنده.