لحظه ای در خارج از دنیا وقت بگذارید و تعادل جدیدی در زندگی خود پیدا کنید.
منبع: کری نولز
این یک طوفان کامل بود و ما آمدن آن را ندیدیم. رادار ما از کار افتاده بود، و اگر تعقیب کنندگان طوفان احساسی وجود داشت، ما آنها را باور نمی کردیم. در واقع، ما نمیتوانستیم توجه کنیم، زیرا ما آنقدر مشغول استفاده از اینترنت بودیم که نمیتوانستیم با دوستان در ارتباط باشیم (فیسبوک)، سفارش مدهای گرانقیمت با قیمت کمتر و هر چیز دیگری که فکر میکردیم نیاز داریم (آمازون)، شرکت در جلسات از خانه ( زوم)، تماشای نتفلیکس به جای رفتن به سینما با دوستان، و به طور کلی جستجو برای اطلاعات به جای رفتن به کتابخانه، صحبت با دوستان، یا گرفتن وقت دکتر برای بررسی آن خال خنده دار.
شاید همه چیز خوب باشد، اما ما را در خانه و منزوی نگه داشت.
سپس، کووید (COVID) آمد و دنیای ما را به گونهای تکان داد که برای دهههای آینده خواهیم داشت. در واقع، با توجه به سهولت اینترنت برای خرید، کار، اتصال و سرگرمی، دلیل کمی یا هیچ دلیلی وجود نداشت که با ترک خانه شانس ابتلا به کووید را داشته باشیم.
مانند ملاقات ناخواسته عموی دیوانه شما، کووید کمی طولانی ماند، در واقع از بودن در اطراف راحت شد و روش زندگی ما را تغییر داد.
به طور خلاصه، ما زندگی بسیار منزوی تری را شروع کردیم و انزوا نه تنها جرقه تنهایی می زند، بلکه باعث ایجاد احساس تفرقه در جوامع و جامعه به طور کلی می شود. این وضعیت به قدری تاثیرگذار است که مشاور جراح عمومی ایالات متحده در مورد اثرات شفابخش ارتباط اجتماعی و جامعه گزارشی را در سال 2023 درباره اپیدمی تنهایی و انزوا منتشر کرد.
این گزارش نشان داد که انزوا نه تنها عامل اصلی تنهایی است، بلکه بر سلامت جسمی و روانی ما نیز تأثیر می گذارد. بر اساس این مطالعه، انزوا و تنهایی ناشی از آن با خطر بیشتر بیماری های قلبی عروقی، زوال عقل، سکته مغزی، افسردگی، اضطراب و مرگ زودرس مرتبط است.
همانطور که در مطالعه بیان شد:
«تأثیر مرگ و میر ناشی از قطع ارتباط اجتماعی شبیه به چیزی است که ناشی از کشیدن 15 نخ سیگار در روز است… و پیامدهای مضر جامعهای که ارتباط اجتماعی ندارد را میتوان در مدارس، محیطهای کاری و سازمانهای مدنی ما احساس کرد، جایی که عملکرد، بهرهوری و تعامل کاهش می یابد.»
متعجب؟ من مطمئن نیستم که هستم.
کافی شاپ ها چه ربطی به این موضوع دارند؟
برای من، رفتن به کافی شاپ یک پایه است. یک شروع راهی برای خروج از خانه حداقل یک بار در روز. این یک شروع است.
من گاهی تنها میروم تا از خانه بیرون بیایم، و گاهی دوستان را دعوت میکنم که به من بپیوندند: بدون تلفن، بدون برنامه، فقط قهوه/چای و مدتی بیرون از دنیا. اگر مجبور باشم با یک نفر (یا چند نفر) محلی ملاقات کنم، به جای بزرگنمایی یا صحبت تلفنی، به ما پیشنهاد می کنم در یک کافی شاپ ملاقات کنیم تا با هم کار کنیم.
من به خصوص کافه های فضای باز را دوست دارم. آنها با توجه به افزایش اخیر کووید، احساس امنیت بیشتری می کنند، و وقتی هوا خوب است، نشستن بیرون و نوشیدن چای سرد و اگر خوش شانس باشم، با کسی صحبت کنم، خواه دوست، همکار یا یکی از اعضای خانواده باشد، احساس خوبی دارد. .
آیا می خواهید بدانید که فرزندان یا نوه های شما چه می کنند یا چه خوابی می بینند؟ از آنها دعوت کنید تا برای صرف چای بعد از ظهر با شما ملاقات کنند: بدون تلفن، بدون تلویزیون، بدون حواسپرتی: یک مکث در روز برای برقراری ارتباط.
چرا فقط مردم را دعوت نمی کنید که به خانه شما بیایند؟ زیرا ملاقات در یک کافی شاپ مانند قدم گذاشتن در قلمروی بی طرف است که همه برابر هستند. به آن به عنوان نوعی DMZ از زندگی تقسیم شده ما فکر کنید.
این یک شروع است
رابرت پاتنام، دانشمند علوم سیاسی، در مورد دو نوع سرمایه اجتماعی صحبت می کند: سرمایه اجتماعی پیوند دهنده و سرمایه اجتماعی پل زدنی.
سرمایه اجتماعی پیوندی ارتباطی است که ما با افرادی داریم که دقیقاً شبیه ما هستند. پل زدن سرمایه اجتماعی، ارتباط با افرادی است که با شما متفاوت هستند.
رفتن به یک کافی شاپ با خانواده و دوستان عموماً باعث ایجاد سرمایه اجتماعی پیوندی می شود. این آسان است.
پل زدن سرمایه اجتماعی سخت تر است. به آن به عنوان گام بزرگ بعدی در انزوا و بازسازی جامعه فکر کنید.
دوستان خارج از منطقه راحتی شما
زندگی منزوی ما باعث ایجاد شکاف های بسیار پرتنش و پیچیده اجتماعی و سیاسی در جامعه ما شده است. چیزی که ما در مقابل آنها قرار داریم بزرگترین و ترسناک ترین فیل این روزها در اتاق است.
من یک دوست عزیز و گرانقدر داشتم که به اندازه من راست راست بود، اما در طول سال ها کار با هم، ارتباطی ایجاد کردیم که این امکان را برای ما فراهم کرد تا در یک کافی شاپ ملاقات کنیم و در مورد همه چیز بدون قضاوت صحبت کنیم. در بیشتر موارد) و با حمایت (تقریبا همیشه) از طرف مقابل.
به طور کاملا غیر منتظره، او چندین سال پیش در خواب درگذشت.
از آن زمان هر روز دلم برایش تنگ شده است و آرزو می کنم کاش اینجا بود تا بتوانیم آشکارا درباره تنش های دنیایمان صحبت کنیم تا ببینیم آیا می توانیم زمینه های مشترک پیدا کنیم یا حداقل راهی برای حمایت از یکدیگر در دیدگاه های متفاوتمان پیدا کنیم.
چنین نقطه مشترکی ارزش این را دارد که از خانه خارج شوید و یک یا دو فنجان قهوه به اشتراک بگذارید.