02:30 - 2024/09/11

چرا با همسرم رابطه جنسی ندارم؟

[ad_1] این اولین پست از یک سری است. یکی از موضوعاتی که زوجین در مورد آن صحبت می کنند، کاهش میل به رابطه جنسی است. طنز ماجرا این است که یکی از رایج ترین مسائل در بین زوج ها نیز هست. از آنجایی که بحث در مورد رابطه جنسی برای بسیاری از افراد ...

چرا با همسرم رابطه جنسی ندارم؟

[ad_1]

این اولین پست از یک سری است.

یکی از موضوعاتی که زوجین در مورد آن صحبت می کنند، کاهش میل به رابطه جنسی است. طنز ماجرا این است که یکی از رایج ترین مسائل در بین زوج ها نیز هست. از آنجایی که بحث در مورد رابطه جنسی برای بسیاری از افراد ناراحت کننده است، اغلب برای شرکای زندگی راحت تر می شود که از یکدیگر دوری کنند تا اینکه آن را روی میز بگذارند. اما تنها راه نجات این است. برای بهبود رابطه باید در مورد رابطه جنسی (یا عدم رابطه جنسی) صحبت کنیم.

چیزی که رابطه جنسی را به بخش مهمی از یک رابطه تبدیل می کند این است که تنها عاملی است که شراکت را از دوستی متمایز می کند. مانند هر جنبه دیگری از روابط، رابطه جنسی شامل ارتباط عاطفی، اعتماد به شراکت، ارتباطات و موارد دیگر است. و اگر بخش‌های دیگر یک رابطه نیاز به بهبود داشته باشد، رابطه جنسی زوجین اغلب آسیب می‌بیند و ممکن است نیاز به بهبود نیز داشته باشد. اما اگر جنسیت مورد بحث قرار نگیرد یا از نزدیک بررسی نشود، نمی توان آن را بهبود بخشید.

سوال فراوانی جنسی اغلب اولین مسئله ای است که مطرح می شود، اما میزان “درست” رابطه جنسی وجود ندارد. مقدار مناسب آن چیزی است که برای هر دو شریک بهترین نتیجه را دارد. رابطه جنسی کمتر به معنای رابطه بدتر نیست و رابطه جنسی بیشتر به معنای رابطه بهتر نیست. از آنجایی که رابطه جنسی به ارتباط عاطفی زوج بستگی دارد یا منعکس کننده آن است، قدرت یا ضعف آن ارتباط می تواند میل جنسی هر فرد را بالا یا پایین کند.

توجه به این نکته مهم است که حتی در یک رابطه سالم، تناوب جنسی کم و زیاد می شود. برخی از هفته ها بیشتر یا به طور مداوم اتفاق می افتد، و در برخی مواقع این اتفاق نمی افتد. نگرانی زمانی است که یک یا هر دو شریک ناراضی هستند و میل جنسی کاهش یافته است.

اگر میل جنسی شما یا شریک زندگیتان کاهش یافته است، اولین و مهمترین گام معاینه فیزیکی از پزشک است. ابتدا هر گونه مشکل پزشکی را رد کنید. عدم تعادل هورمونی، مشکلات جسمی و حتی اعتیاد به مواد مخدر یا الکل می تواند به شدت بر میل جنسی افراد تأثیر بگذارد.

اگر هیچ مشکل پزشکی وجود ندارد، عمیق تر به بهبود رابطه جنسی خود نگاه کنید. اولین استراتژی برای این کار، نگاه کردن به رنجش هاست.

نقش رنجش های حل نشده

وقتی احساس می کنیم که با ما ناعادلانه رفتار شده است، رنجش ایجاد می شود. گاهی اوقات افراد ممکن است رنجش هایی را نسبت به شریک زندگی خود داشته باشند که حتی از آن آگاه نیستند، اما هر رنجشی بر رابطه عاطفی یا جنسی تأثیر می گذارد. وقتی افراد از کاری که شریکشان انجام داده، عمداً یا ناخواسته احساس ناراحتی می کنند، دیگر احساس امنیت نمی کنند که با شریک زندگی خود رابطه جنسی داشته باشند.

رنجش می تواند از چیزهای زیادی ناشی شود: خیانت، ناامیدی از انجام بیشتر کارهای خانه، کلمات عصبانی و غیره. نارضایتی ها می توانند عمیق و طولانی مدت باشند و برخی از آنها در طول زمان ایجاد می شوند. در هر صورت، اگر کینه ها مانع ارتباط عاطفی و جنسی می شوند، باید مورد بررسی قرار گیرند.

رها کردن رنجش ها

با اعتراف و کاوش در منشأ هرگونه رنجش، می‌توانیم برای رها کردن رنجش‌ها قدم برداریم. رها کردن به این معنا نیست که فراموش کنیم که عمل اتفاق افتاده است یا اینکه احساسات آسیب دیده معتبر نیستند. این به معنای بخشش فوری شریک زندگی نیست. درک این موضوع است که رنجش دیگر به هیچ یک از شریک‌ها خدمت نمی‌کند و باعث آسیب به رابطه می‌شود.

من شش مرحله زیر را برای رهایی از رنجش توصیه می کنم.

1. احساسات خود را بپذیرید

برای شروع درمان، باید به خود اجازه دهیم تا احساسات مرتبط با رنجش را احساس کنیم. صدمه دیده، عصبانی، گیج یا غمگین از آنچه اتفاق افتاده است، اشکالی ندارد. نکته مهم این است که آنچه را که احساس می کنیم بپذیریم و دیگر احساسات خود را انکار نکنیم.

احساسات خود را در یک یا دو جمله بنویسید. این یک راه مشخص برای تصدیق چیزی است که تجربه می کنید. این یک مثال است: “من عصبانی هستم زیرا شریک زندگیم عکس هایی از زنان دیگر را روی رول دوربین خود داشت و احساس غمگینی و ناامنی می کنم زیرا این باعث می شود فکر کنم آیا کافی هستم یا خیر.”

2. علت احساس رنجش خود را مشخص کنید

در مورد اینکه دقیقاً به چه دلیل احساس رنجش می کنید مشخص باشید. آیا احساس می کنید که شریک زندگی شما دیدگاه شما را درک نمی کند؟ آیا احساس می کنید در مورد احساسات خود سوء تفاهم شده اید؟ آیا احساس می کنید که شریک زندگی شما عمداً کاری آزاردهنده انجام داده است؟ باز هم این را یادداشت کنید: «از اینکه شریکم در ابتدا منکر داشتن عکس زنان در تلفنش شد و من مجبور شدم خودم آنها را کشف کنم، ناراحتم. من همچنین عصبانی هستم زیرا در ابتدا عقل خود را زیر سوال بردم و احساس کردم شاید دارم دیوانه می شوم.

3. با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کنید

مهم است که در مورد یک رنجش مداوم بحث کنید، حتی اگر قبلا مطرح شده باشد. بدیهی است که آن بحث های قبلی مشکل را حل نکرد. هنگام توضیح اینکه چه احساسی دارید و چه می خواهید، حتماً از عبارات “من” استفاده کنید. در اینجا مثالی از جمله “من” آمده است: “من می خواهم روی رابطه خود کار کنم زیرا معتقدم چیز خوبی داریم. می‌دانم که قبلاً در مورد آن صحبت کرده‌ایم، اما می‌دانم که نسبت به عکس‌هایی که در تلفن شما دیدم، رنجش دارم. هنوز از این بابت عصبانی و ناراحت هستم. مایلم این گفتگو را ادامه دهم تا در نهایت بتوانیم آن را حل کنیم.»

4. نیازهای خود را بیان کنید

به آنچه از شریک زندگی خود نیاز دارید فکر کنید. آیا به فرصتی نیاز دارید که به آنها بگویید هنوز آسیب دیده اید؟ آیا نیاز به توضیح بیشتری در مورد آنچه اتفاق افتاده است دارید؟ آیا می خواهید عذرخواهی کنید؟ اگر عذرخواهی کردند، آیا نیاز به عذرخواهی دقیق تری دارید؟ آنچه را که نیاز دارید شرح دهید تا شریک زندگیتان بفهمد که چگونه می تواند به شما کمک کند. به عنوان مثال: “من معتقدم آنچه به من کمک می کند یک عذرخواهی واقعی است. مطمئن نیستم که از آنچه اتفاق افتاده پشیمانی کامل ببینم.»

5. ببخشید

بخشش همیشه آسان نیست، اما ابزار قدرتمندی برای رها کردن رنجش است. بخشش به معنای فراموش کردن اتفاقات یا گذشت از رفتار آزاردهنده نیست. این فقط به این معنی است که آماده باشید تا احساس خشم و رنجش را کنار بگذارید تا شما و شریک زندگیتان بتوانید ادامه دهید. به عنوان مثال: «آنچه اتفاق افتاد مرا بسیار آزار داد. اما من حاضرم تو را ببخشم و از این موضوع جلو بروم.»

6. به انتظارات خود در آینده نگاه کنید

گاهی اوقات مردم عصبانیت خود را حفظ می کنند، زیرا انتظارات خاصی از این دارند که اوضاع چگونه باید می بود. مهم است که این انتظارات را رها کنید و چیزها را همان طور که هستند یا بودند بپذیرید. این به معنای خروج از امیدهای ایده آل و ارج نهادن به واقعیت وضعیت است. این ممکن است شامل تعیین مرزهای جدید باشد. به عنوان مثال: «من می دانم که قبلاً وقتی به زنان دیگر نگاه می کنید با شما عصبانی شده ام. من معتقدم آنچه می تواند به ما در ادامه راه کمک کند ایجاد مرزها در اطراف عکس ها است. ما هرگز در مورد چیزی که هر دو با آن راحت هستیم صحبت نکرده ایم.»

به یاد داشته باشید، رها کردن رنجش یک فرآیند است، نه یک رویداد. این بدان معناست که بخشیدن یا رها کردن هر رنجشی ممکن است زمان ببرد. اما با خود و همسرتان صبور باشید. رهایی از خشم می تواند ابزاری قدرتمند و شفابخش باشد که می تواند تمایلات جنسی را در یک رابطه بازگرداند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان