کتاب های نیکلاس اسپارکس از آن زمان خوانندگان را به گریه انداخته است دفترچه یادداشت در سال 1996 منتشر شد و میلیونها نفر درگیر جذابیت عاطفی رمانهای او هستند. بسیاری از خوانندگان نمی توانند به خاطر پایان های صمیمانه و گاه غم انگیزی که رگه های دلشان را می کشد، گریه نکنند.
اما اگر خواندن رمان هایی که شما را به گریه می اندازند واقعاً برای سلامت روان شما مفید باشد چه؟
محققان دریافتهاند که داشتن یک گریه خوب فواید بیشماری دارد – برخی دریافتهاند که میتواند تسکین دهنده باشد و فضایی را برای رهایی از احساسات ایجاد کند. این امر به ویژه در مورد بزرگسالانی که با افسردگی، بحران یا یک حلقه اجتماعی غیرحمایتی دست و پنجه نرم نمی کنند، صادق است (Bylsma, Vingerhoets, & Rottenberg, 2008). با بالا رفتن سن، بیشتر به دلایل مثبت گریه می کنیم، و به طور روحی تحت تأثیر موارد نوع دوستی، شفقت و همدلی در جامعه قرار می گیریم (Vingerhoets and Bylsma, 2016).
نیکلاس اسپارکس افکار خود را در مورد احساسات، ایمان و آخرین رمان خود، “شمارش معجزات” به اشتراک می گذارد.
منبع: Brad Poirier / با اجازه استفاده شد
اسپارکس موافق است: «گریه میتواند فواید بینظمی و سلامتی داشته باشد.» او در مصاحبهای با روانشناسی امروز. من اضافه می کنم که تحقیقات نشان می دهد که می تواند استرس را در عواقب کاهش دهد. با این حال، نمیگویم که همه رمانهای من چنین کاری را انجام میدهند – من رمانهایی با پایانهای خوش نوشتهام – اما معتقدم که برانگیختن احساسات واقعی، از جمله غم و اندوه، جنبهای انتقادی است. هر رمان خوب یا عالی.»
در حالی که تحقیقات نشان می دهد که زنان بیشتر از مردان اشک می ریزند، اسپارکس معتقد است که مردان کمتر احساسی نیستند – اشک می ریزند یا نه (Vingerhoets and Scheirs, 2000).
س: تحقیقات نشان می دهد که مردان در بیشتر فرهنگ ها کمتر از زنان گریه می کنند و فقدان تفاوت های جنسیتی در رفتار گریه کردن نوزادان و کودکان نوپا نشان می دهد که این به دلیل انتظارات جامعه است. آیا تا به حال متوجه شده اید که در فرآیند نوشتن صحنه های دارای بار احساسی احساساتی می شوید؟ آیا برای سایر مردانی که ممکن است احساس ناخوشایندی به احساسات خود داشته باشند، توصیه ای دارید؟
NS: در گذشته، لحظاتی وجود داشته که احساسات مرا مجبور کرده اند تا برای مدتی از صفحه کلید فاصله بگیرم. پیاده روی به یاد داشته باشید از نبرد خواهرم با سرطان الهام گرفتم نجات از پسرم الهام گرفتم، و من مجبور بودم از تجربیات احساسی و گاه آزاردهنده خودم در هنگام تلاش برای زنده کردن صحنه های خاص استفاده کنم. اشک در چشمانم حلقه زده بود و قبل از اینکه دوباره وارد داستان شوم به استراحت نیاز داشتم. در شمارش معجزاتبخشهایی از داستان جاسپر وجود داشت که من را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد، به خصوص گذشته او.
در مورد استفاده مردان از احساسات آنها، شاید من در اقلیت باشم، اما فکر می کنم مردان نیز احساسات را به همان شیوه ای که زنان تجربه می کنند، تجربه می کنند. با این حال، اگر به من اجازه داده شود که کلیشه کنم، رفتار مرتبط با آن احساسات گاهی اوقات می تواند متفاوت باشد. بهخاطر میآورم، برای مثال، در مراسم تشییع جنازه پدرم – این یک تصادف رانندگی یا مرگ غیرمنتظرهای بود – خواهرم خراب شده بود. او گریه می کرد و برای حمایت به دیگران تکیه می کرد. با این حال، اگر غم و اندوه فقط با اشک سنجیده می شد، ممکن بود کسی را به همان اندازه رواقی تر ببینم. اما من می توانم به شما اطمینان دهم که من از نظر عاطفی آسیب دیده بودم، و قلب شکسته، همان طور که او بود.
س: در شمارش معجزاتکیتلین، تانر و جاسپر همگی با تغییرات غیرمنتظرهای در زندگیشان دست و پنجه نرم میکنند، شرایطی که خارج از کنترل آنهاست و زندگیشان را شکل داده است. به نظر شما آیا شمردن معجزات – جستجوی بارقههایی از هدف و امید در میان چالشهای زندگی – این قدرت را دارد که به ما کمک کند رویدادهای تصادفی، گاه غمانگیز و گاهی تلخ زندگیمان را معنا کنیم؟
NS: از آنجایی که ما انسان هستیم، گاهی اوقات یافتن معنایی در تراژدی یا فقدان غیرممکن است که برای ما معنادار باشد. چگونه می توان در مرگ ناگهانی یک نوزاد، یا کودکان مبتلا به سرطان، یا مرگ غم انگیز و غیرمنتظره یک والدین، خواهر و برادر یا زن یا شوهر، هر نوع معنایی را یافت؟ ایمان به ما این توانایی را می دهد که باور کنیم هر چیزی معنای بزرگ تری دارد، حتی اگر بپذیریم که هنوز آن را درک نکرده ایم. با این اوصاف، شمردن معجزات – یا به عبارت دیگر، یافتن دلایلی برای قدردانی – بدون شک برای سلامت روان مفید خواهد بود. طبق تحقیقات خود من در مورد این موضوع، آن دسته از افرادی که به طور مرتب احساس قدردانی می کنند، تمایل به احساس آرامش درونی بیشتری دارند.
آخرین رمان نیکلاس اسپارکس با نام «شمارش معجزه ها» قرار است در 24 سپتامبر اکران شود.
منبع: Random House
س: در کتاب شما، جاسپر مرد خوبی است که در طول زندگیاش آسیبها و سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته است. در طول این همه، او خود را در حال مبارزه با اعتقادات مسیحی دیرینه خود می بیند. ایمان چه نقشی در هدایت مبارزات زندگی شما داشته است؟
NS: ایمان نقش بزرگی در زندگی من داشته و دارد. من روزانه حداقل نیم ساعت دعا می کنم و متوجه می شوم که نه تنها من را به خدا و مسیح متصل می کند، بلکه پس از آن، احساس آرامش درونی می کنم. به نظر می رسد که دعا توانایی من را در پذیرش چالش ها در زمان وقوع، بخشیدن دیگران و احساس قدردانی از همه افراد شگفت انگیزی که در زندگی ام می شناسم، تقویت می کند. با پذیرش، بخشش و قدردانی، توانایی بیشتری برای عبور از چالش های زندگی به وجود می آید.
Gratitude Essential Reads
پرسش: شواهد زیادی برای حمایت از ادعای تانر وجود دارد که “سلامت روانی خوب مستلزم گذراندن زمان منظم در طبیعت است.” چگونه برای سلامت روانی بهتر زمان را در طبیعت در برنامه روزانه خود قرار می دهید؟ مکان های مورد علاقه شما برای گذراندن وقت در فضای باز چیست؟
NS: من هر روز صبح با سگم در بیرون از خانه هستم، و از آنجایی که در چنین منطقه دوستداشتنی از کشور زندگی میکنم، بیشتر بعدازظهرها یا عصرها نیز بیرون هستم. من فکر می کنم مهم است که وقت خود را بیرون بگذرانیم. تا آنجا که مکانهای مورد علاقهام، بهویژه از مناظر پانوراما لذت میبرم، چه مکانی مانند گراند کانیون، یا در ساحل، یا در سافاری در آفریقا، یا در میان یخچالهای طبیعی پاتاگونیا. زیبایی طبیعت حس شگفتی را به ذهن متبادر می کند و به نظر من زندگی باید تا حد امکان پر از شگفتی باشد.
س: امیدوارید چه چیزی مدت ها پس از اتمام در بین خوانندگان بماند شمارش معجزات?
NS: من فقط امیدوارم که آنها داستان و شخصیت ها را برای مدت طولانی به یاد داشته باشند و آنها را دوست داشته باشند.