[ad_1]

من اخیراً برنامه های رسانه های اجتماعی را از تلفنم حذف کردم و شروع به مقاومت در برابر عادت نگاه کردن کردم. من قبلاً این نوع “پاکسازی” را انجام داده ام، اما این دور زدن متفاوت بود. من به خصوص نمی خواهم به عقب برگردم. من کمتر نگران چیزهایی هستم که «آنجا» از دست خواهم داد و بیشتر نگران چیزهایی هستم که «اینجا» در خود نادیده گرفته ام.
زمان صرف شده در سایت ها منجر به آنلاین بودن بیشتر شد، به این معنی که من ناگزیر سایت های ذکر شده را جستجو کردم (مواظب باشید با توجه به طرح های فیشینگ زیاد دیگر مستقیماً کلیک نکنید). هر ویدیوی گیاهی، حساب سگ، یا آموزش موهای فرفری منجر به چیزی شد که من مجبور به بررسی آن شدم.
من به ندرت می خواستم هر یک از این پوسترها چه چیزی را به اشتراک بگذارند، چه چیزی یا یک نگرش در مورد خودشان. من چیزی را می خواستم که قبلاً داشتم، یا آنچه را که در زمان خودم به طور واقعی به ذهنم خطور می کردم، یا آنچه در دسترسم بود اگر فقط به یاد داشته باشم نگاه کنم. این چیزها تنها در صورتی ممکن بود که من تقریباً از اولی جدا شوم.
Investopedia یک اصل اساسی تئوری اقتصادی – هزینه فرصت – را به عنوان چیزی توصیف می کند که “منفعت بالقوه ای را نشان می دهد که … یک مصرف کننده فردی هنگام انتخاب یک جایگزین نسبت به دیگری از دست می دهد.” خوب، من خودم را از دست داده بودم.
من تنها نیستم. در سال 2022، مجله نظر فعلی در روانشناسی خاطرنشان کرد: “عادات رسانه های اجتماعی یکی از رایج ترین و بحث برانگیزترین شکل های رفتار معمولی در جامعه معاصر است.”
اما این یک مقاله به ظاهر نامربوط و جذاب در مقاله بود نیویورک تایمز با عنوان «قیمتهای زشت، کاهش کیفیت: تجمل در یک مارپیچ مرگ است» نوشته کاترین ک. زارلا که این بار پرهیز من را آغاز کرد. او مینویسد: «در سالهای اخیر، تجملگرایی از هر نوع به طرز فحاشی، شرمآور و غیرقابل تصوری پرهزینه شده است. و افزایش قیمتهایی که شاهد آن بودهایم تندتر از آن چیزی است که تورم دیکته میکند. چه بدتر؟ همانطور که هزینه ها بالا می رود، کیفیت بالا نمی رود. در واقع، تا حد زیادی کاهش یافته است.»
زمانی، رسانههای اجتماعی مانند یک لوکس احساس میشد، چیزی هم هیجانانگیز و هم بدیع، که ما را – از راه دور – با افراد و دلایلی که برای هر یک از ما متفاوت بود، گرد هم میآورد. اما رگبار سر و صداهای آنلاین به نقطه ای رسیده است که بازدهی کاهش یافته است.
من در واقع از زمان کمتری که آنلاین می کنم، بیشتر بهره می برم. به جای تلاش برای پردازش اطلاعاتی که با نیروی شیر آتش به من می رسد، بهتر می توانم یک قطره اندازه گیری شده را هدایت کنم. من در این کار ارزش بیشتری پیدا می کنم زیرا دوباره کنترلم را در دست دارم و دوباره با خودم در تماس هستم.
تمام نویزهای خارجی همیشه می خواهند تمرکز را بر آنچه در درون نهفته است، کاهش دهند، چیزی که تحقیقات پشتیبان آن است. یک مقاله در روانشناسی سایبری، رفتار و شبکه های اجتماعی با عنوان “وقفه یک هفته ای از رسانه های اجتماعی بهزیستی، افسردگی و اضطراب را بهبود می بخشد: یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی.” بنابراین با احتیاط پیش میروم، برنامههایی را که خیلی راحت من را جذب میکنند غیرفعال میکنم یا کنار میگذارم.
[ad_2]