[ad_1]
اگر اجازه داشته باشم در اینجا بروم، حداقل آن را شرط بندی می کنم یک بار، میدانید چه حسی دارد که احساسی به وجود بیاید و چیزی شبیه به یکی (یا همه!) از موارد زیر فکر کنید:
منبع: Mikhail Nilov/Pexels
اوه، من نمی خواهم این را احساس کنم!
چرا این چیز آزار دهنده از بین نمی رود؟
من نباید این احساس را داشته باشم. حتما مشکلی برای من وجود دارد.
من باید راهی پیدا کنم تا از شر آن خلاص شوم. تصدیق آنچه احساس می کنم مرا به جایی نمی رساند و ممکن است آن را بدتر کند.
اگر بتوانید با این موضوع شناسایی کنید، این یک واکنش بسیار انسانی است. ما مدلسازی و پیامهای قوی مربوط به احساس و انتقال احساسات، از جمله مجاز بودن احساسات مختلف را در خانواده و فرهنگ خود دریافت میکنیم. نه تنها، بلکه احساسات همیشه یک پیام روشن و روشن در مورد آنچه برای ما اتفاق می افتد و آنچه ما نیاز داریم به ما ارائه نمی دهند. برای مثال، اضطرابی را که فرد هنگام تصمیم گیری بین دو پیشنهاد شغلی احساس می کند، در نظر بگیرید. لزوماً نمی گویدسلام! مایلم بدانید که شما واقعاً شغل B را به جای شغل A می خواهید. من، اضطراب شما، اینجا هستم زیرا در واقع می ترسید که موفق نشوید، که از شغلی که پنج سال پیش داشتید ناشی می شود.در عوض، فرد در این مورد آن را به عنوان یک لکه مبهم و گیج کننده از ناراحتی تجربه می کند که تشخیص و تفسیر آن دشوار است.
با توجه به این موضوع، مبارزه با دیدن سودمندی آن چیزی که احساس می کنیم یا اینکه بخواهیم نوری را به دور از دنیای درونی احساسات بتابانیم و به بیرون نگاه کنیم، قابل درک است. در عین حال، این پاسخ تمایلی به کمک ندارد. در عوض، تحقیقات جدید نشان میدهد که اگر به احساسات خود گوش دهیم و آگاهی واضحتری از آنچه احساس میکنیم پرورش دهیم، ممکن است بتوانیم در زندگی انتخاب کنیم و به آنچه میخواهیم برسیم.
محققان این مطالعه ارتباطی بین سطح بالاتر وضوح احساسی و کاهش دشواری در تصمیم گیری، همراه با حرکت بیشتر به سمت اهداف شخصی پیدا کردند. با گفتن این موضوع، طرح مطالعه این امکان را نمی دهد که بگوییم داشتن آگاهی بیشتر از آنچه احساس می کنیم به معنای واقعی کلمه ما را به سمت تصمیم گیری قطعی تر یا تلاش برای رسیدن به آنچه می خواهیم سوق می دهد. همچنین ارزش دارد که با درجاتی از دقت به کار پرورش شفافیت عاطفی نزدیک شویم، زیرا تحقیقات دیگر نشان می دهد که ممکن است استثناهایی برای سودمندی درجه بالاتر آگاهی عاطفی علیرغم جنبه های مثبت آن وجود داشته باشد.
به عنوان مثال، از یک طرف، تحقیقات به ارتباط بین وضوح احساسی بیشتر و توانایی بهتر در مدیریت احساسات و همچنین احتمال کمتری برای مبارزه همزمان با علائم اضطراب و افسردگی اشاره کرده است. از سوی دیگر، همان محققان خاطرنشان کردهاند که در برخی موارد، آگاهی عاطفی بالاتر میتواند با کشمکشهای درونی بیشتری مرتبط باشد، و درک بهتر استفاده سازنده و سالم از وضوح احساسی مهم است.
[ad_2]