کرم چوب عزیزم ،
این با لذت نادر و ناشناخته است که من می نویسم تا شما را از معرفی ظریف ترین اختراع کوچک – تلفن هوشمند – تقدیر کنم. اعتراف می کنم ، وقتی برای اولین بار نمونه اولیه را دیدم ، مسخره کردم. من فکر کردم که یک بوبل به اندازه جیب-خیلی براق ، بسیار آشکار است. اما چقدر شگفت انگیز من درک شما از موجودات انسانی را دست کم گرفتم! شما فقط آنها را وسوسه نکرده اید با دستگاه ؛ شما دارید با توجه به آنها به آنبشر آنها دیگر نیستند استفاده کردن آن – آنها از آن پیروی می کنند.
شما باید آنچه را که به دست آورده اید لذت ببرید. دستگاهی که در تمام ساعات زمزمه می کند ، به دست آنها ، چشمانشان ، ذهن آنها می چسبد – و هرگز به آنها اجازه نمی دهد که هنوز هم باشند. آنها اولین چیز را پس از بیدار شدن ، آخرین مورد قبل از خواب بررسی می کنند. آنها بیشتر از آنکه فرزندان ، دوستان ، همسرانشان را لمس کنند ، آن را لمس می کنند. آنها دیگر نیستند زنده زندگی آنها – آنها مدرک آنها ، برای اینکه دیگران قضاوت کنند. هر لحظه به یک عملکرد تبدیل می شود و هر عملکرد منبع اضطراب است. حتی ما ، در کارهای طولانی خود ، هرگز در خواب چنین شگفتی نداریم: وسیله ای که قطار آنها برای هوس حواس پرتی. شما سکوت ، تنهایی آنها ، توجه آنها را نابود کرده اید – اوه ، آن کلمه خوشمزه! توجه! هنگامی که انسان در سکوت به سمت درونی چرخید ، ممکن است برخی از دشمن-زمزمه به آنها برسد. دیگر نیست شما به آنها آموخته اید که مانند خود مرگ از کسالت ترس داشته باشند.
و حسادت – نفیس! با هر پیمایش ، آنها از آنچه فاقد آن هستند یادآوری می شود. شما به آنها آموخته اید که زندگی دیگران است سرپوشیده برای بدبختی آنها پسر عزیز نیازی به شلاق یا زنجیر نیست. فقط یک صفحه نمایش درخشان و پیشنهادی که هر کس دیگری بهتر عمل می کند. آنها خودشان را عذاب می دهند. در مورد ارتباطات به اصطلاح “اجتماعی” آنها-خوب انجام شده است. شما این کلمه را گرفته اید و آن را خالی کرده اید. دوستی بدون صمیمیت ، مکالمات بدون حضور. آنها پیام می فرستند اما نحوه صحبت کردن را فراموش می کنند. کنار هم بنشینید ، اما از هم جدا شوید. آنها می دانند دیگران برای ناهار چه چیزی داشتند ، اما آنچه را که غمگین هستند ، ندارند. تنهایی هرگز چنین نبوده است کارآمد مهندسی شده
اوه ، و بچه ها! کار باشکوه شما آنها را زود گرفتید. آنها بدون خاطره جهانی بدون نظارت ، مقایسه و ارزیابی مداوم در حال رشد هستند. هویت آنها نه در بازتاب بلکه در واکنش شکل می گیرد. شما آنها را مضطرب ، پیچیده ، احمقانه – مصرف کنندگان کوچک کامل.
شما آن را انجام داده اید نه فقط خوب ، بلکه با شکوه. من از اشتباهات اولیه شما ترسیده بودم که آن روح شما را به گراب های تدارکات وسوسه منتقل می کند. اما اکنون ، این – تلفن هوشمند – این هیچ وسوسه جزئی و گناه مبتذل نیست. این استراتژی است. این هنر است. شما در سنگ کلیدی از رضایت انسان – بیزاری آنها از مقایسه – و آن را به موتور بدبختی خود تبدیل کرد. شما شکاف مو را در ساختار خوشبختی پیدا کردید و گوه را به درون آن سوار کردید. زیبا می بینید ، دشمن در سخاوتمندی او باعث شده است که موجودات قادر به رضایت باشند. اگر بعضی از آنها ، اگر تنها بمانند ، در واقع ممکن است لذت بردن از زندگی مبهم آنها آنها قهوه صبح خود ، لبخند فرزندشان ، باغ غیر قابل توجه خود را خوشحال می کردند. یک ازدواج آرام ، یک حرفه متوسط - اینها می توانست کافی باشد. اما دیگر نیست شما کفایت را غیرقابل تحمل کرده اید.
با هر پیمایش ، آنها می بینند چه چیزی دیگران آشپزخانه های براق ، بدنه های مناسب ، کودکان باهوش تر ، غروب خورشید بهتر. و ناگهان چه آنها احساس شرم آور ، کمرنگ شدن داشته باشید. نه به این دلیل که تغییر کرد – بلکه به این دلیل که شخص دیگری بلندتر به نمایش گذاشته شد. شما به آنها آموخته اید که این کار را نکنند دیدن زندگی آنها ، اما به اندازه آن – و همیشه در برابر حلقه برجسته شخص دیگری. آیا نبوغ را درک می کنید؟ شما سلاح کرده اید حسادت بدون اینکه هرگز نیازی به نامگذاری آن داشته باشید. آنها آن را الهام بخش ، آرزو ، “آگاه ماندن” می نامند. آنها به خود می گویند که آنها در حال اتصال ، یادگیری ، ادامه کار هستند – وقتی در واقع آنها به آرامی شادی را از زندگی خودشان فرسایش می دهند ، پیکسل توسط پیکسل.
حتی آنهایی که واقعاً خوشحال هستند – انواع نادر و مقاوم – آنها نیز شروع به تکان دادن می کنند. زنی که زمانی در خانه خود خوشحال بود ، اکنون تعجب می کند که آیا به اندازه کافی شیک است. مردی که یک بار به پسرش افتخار می کند ، اکنون نگران دستاوردهای او است. آنها شک نمی کنند زیرا آنها فاقد آن هستند – بلکه به این دلیل که شخص دیگری به نظر می رسد تعداد بیشتری دارد. شما به آنها آموخته اید که خوشبختی یک کشور نیست بلکه یک رتبه بندی است.
و چه چیز دیگری: آنها این کار را می کنند داوطلبانهبشر آنها پورتال را باز می کنند ، از طریق عذاب حرکت می کنند ، حتی نمایشگاه های خود را نیز می گیرند – عملکردی برای دیگران که به نوبه خود از دیدن آن احساس بدتر می کنند. کل گونه ها به گروهی از عذاب های کوچک تبدیل شده اند ، همه حسادت می کنند و همه حسادت می کنند و همه مخفیانه توخالی هستند.
تنهایی؟ شما آن را عمیق تر کرده اید تمرکز؟ شما آن را شکسته اید. اما مقایسه – این هسته اصلی است. زیرا هنگامی که یک انسان شروع به مقایسه کرد ، او متوقف می شود وجودبشر او در ذهن خود به یک آماری تبدیل می شود ، یک ایده آل ناکام ، یک اندازه گیری ناامید کننده. آنچه ممکن است قدردانی باشد ، خود ناامید می شود. آنچه ممکن است شادی باشد گرسنگی می شود. همه بدون از بین بردن یک نعمت واحد.
پس پسر عزیز را ادامه دهید. مقایسه ها را ثابت نگه دارید. اجازه ندهید کسی به اندازه کافی احساس کند. اجازه ندهید لحظه ای بدون عبور از آن عبور کند. و به زودی ، حتی بهشت کسل کننده به نظر می رسد – اگر روند آن نباشد.
البته هنوز هم مقاومت وجود دارد – احمق گاه به گاه که همه چیز را حذف می کند و به جنگل می رود. اما نگران نباشید. آنها اندک هستند و دیگران با ترحم یا تحقیر به آنها نگاه می کنند. بنابراین ، سپس ، فشار دهید. بگذارید آنها را بکشید و حرکت کنند و پیچ و تاب و آرزو کنند. بگذارید آنها را صدا کنند پیوستگیبا آزادیبا پیشرفتبشر هرچه عمیق تر غرق شوند ، مطمئن تر از آنها کنترل می شوند. آنها بند را در جیب خود حمل می کنند و حتی پرداختن برای امتیاز
عموی محبت شما ،
پیچ و خم