منبع: Rawpixel/Shutterstock
ناباروری ثانویه یک مبارزه منحصر به فرد و اغلب بی سر و صدا است که والدینی که پس از داشتن یک یا چند فرزند قادر به باردار شدن یا انجام بارداری دیگری نیستند، با آن مواجه می شوند. برخلاف ناباروری اولیه، اغلب فاقد همدلی یکسان از سوی جامعه است، زیرا دوستان، خانواده و حتی ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی ممکن است تصور کنند که «یک فرزند باید کافی باشد». این فرض میتواند باعث شود که والدین احساس انزوا و سوء تفاهم کنند، با احساس شرم، گناه، و اشتیاق برای خانوادهای که با دیدگاه آنها همسو باشد دست و پنجه نرم کنند.
برای بسیاری از والدین، میل به خانواده بزرگتر منعکس کننده دیدگاهی عمیقاً شخصی است، دیدگاهی که می تواند با باورهای اجتماعی احساس بی اعتباری کند. تحقیقات نشان میدهد که چگونه هنجارهای اجتماعی ایدههای ما را در مورد اندازه خانواده شکل میدهند، و برای والدینی که مشتاق فرزند دیگری هستند، اما به طور نامحسوس به آنها گفته میشود که این اشتیاق غیرضروری یا حتی خودخواهانه است، یک کشمکش عاطفی ایجاد میکند (دانیلوک و تنچ، 2007). در نتیجه، بسیاری از والدینی که ناباروری ثانویه را تجربه میکنند، خواستههای خود را زیر سوال میبرند، با چرخههایی از شک و تردید، احساس گناه و شرمندگی دست و پنجه نرم میکنند که آنها را از اشتراکگذاری مبارزات یا جستجوی حمایت باز میدارد.
وزن گناه و شرم
ناباروری ثانویه اغلب با احساسات پیچیده، به ویژه احساس گناه و شرم همراه است. احساس گناه زمانی پدیدار می شود که والدین احساس کنند آرزوی آنها برای داشتن فرزندان بیشتر به نحوی به فرزند اول آنها خیانت می کند یا ارزش آنها را بی ارزش می کند. جامعه اغلب بر قدردانی به عنوان پادزهری برای رنج تاکید می کند و والدین را به این احساس وا می دارد که خواستن فرزندان بیشتر نوعی ناسپاسی است. از سوی دیگر، شرم عمیقتر میشود و باعث میشود که والدین صرفاً به خاطر اشتیاق به گسترش خانواده احساس نقص یا ناکافی کنند (براون، 2010).
نظراتی مانند “حداقل شما یکی را دارید” یا “شاید این نشانه توقف تلاش باشد” می تواند به طور ناخواسته احساس شرم را عمیق تر کند و درد والدین را باطل کند. برنه براون (2010) خاطرنشان می کند که شرم در سکوت رشد می کند، و این امر برای والدین ضروری است که تشخیص دهند احساسات آنها معتبر است. اشتیاق برای گسترش خانواده از عشق آنها به فرزند موجودشان کم نمی کند. بلکه منعکس کننده یک رویای شخصی و ارزشمند است.
تغییر دیدگاه ها: چگونه خانواده و دوستان می توانند حمایت معناداری ارائه دهند
برای خانواده و دوستان، حمایت از یک عزیز از طریق ناباروری ثانویه نیاز به تغییر دیدگاه دارد. اغلب، کامنتهایی با نیت خوب مانند «شما باید برای چیزهایی که دارید سپاسگزار باشید» میتواند به طور ناخواسته احساسات والدین را به حداقل برساند و احساس انزوا را عمیقتر کند. حمایت معنادار با درک این موضوع شروع می شود که ناباروری ثانویه سفری مشروع و پیچیده است که هم با شکرگزاری و هم با امید همراه است.
یکی از راه های حمایت از والدین در این سفر این است که این دوگانگی را بدون قضاوت بپذیرید. توجه داشته باشید که والدینی که با ناباروری ثانویه روبرو هستند، از فرزند خود در کنار تمایل به دیگری قدردانی می کنند. اعتبارسنجی هر دو احساس همدلی را نشان می دهد و فضای امنی را ایجاد می کند که والدین احساس می کنند درک می شوند. جملات ساده ای مانند «من می بینم که این برای شما چقدر مهم است» یا «من اینجا هستم تا گوش کنم» کمک زیادی به آنها در طول سفرشان می کند.
راههایی برای خانواده و دوستان برای برخورد همدلانه به ناباروری ثانویه عبارتند از:
- پرهیز از مقایسه: از بیان اینکه «یکی بس است» یا مقایسه وضعیت آنها با ناباروری اولیه خودداری کنید. هر سفر منحصربهفرد است و مقایسهها میتواند ناخواسته تجربه والدین را بیاعتبار کند.
- ارائه حضور بیش از راه حل: قوی ترین پشتیبانی اغلب از گوش دادن ساده حاصل می شود. بدون ارائه مشاوره یا راه حل حضور داشته باشید و به والدین فضایی بدهید تا افکار و احساسات خود را آشکارا به اشتراک بگذارند.
- درک اینکه شکرگزاری و اشتیاق در کنار هم هستند: تشخیص دهید که والدین می توانند فرزند خود را دوست داشته باشند و همچنان آرزوی دیگری داشته باشند. تصدیق هر دو طرف به کاهش احساس گناه کمک می کند و به والدین اجازه می دهد در سفر منحصر به فرد خود احساس حمایت کنند.
- تشویق آسیب پذیری: با ایجاد فضایی بدون قضاوت، خانواده و دوستان به والدین این امکان را میدهند که در اشتراکگذاری مشکلات خود احساس راحتی کنند. همانطور که برنه براون (2012) توضیح می دهد، آسیب پذیری همدلی را تقویت می کند، سکوت در مورد ناباروری ثانویه را می شکند و ارتباطات معتبر را پرورش می دهد.
وقتی خانواده و دوستان از این دیدگاهها استقبال میکنند، به از بین بردن ننگ مربوط به ناباروری ثانویه کمک میکنند و والدین را قادر میسازند تا داستان خود را به اشتراک بگذارند. این تغییر نه تنها شبکه های حمایتی را تقویت می کند، بلکه پیوندهای همدلی و درک را در خانواده ها و جوامع عمیق تر می کند.
استقبال از شفقت به خود و اصلاح خانواده
در میان پیچیدگی های ناباروری ثانویه، شفقت به خود یک متحد قدرتمند است. کریستین نف شفقت به خود را اینگونه توصیف می کند که با خود با همان مهربانی رفتار می کند که با یک دوست رفتار می کند (نف، 2011). برای والدینی که تحت فشار گناه و شرم هستند، شفقت به خود فرصتی را فراهم می کند تا روایت درونی خود را تغییر دهند – رویاهای خود را طبیعی ببینند تا یک نقص.
شیوه های انعکاسی مانند یادداشت روزانه یا مدیتیشن می تواند به والدین کمک کند تا به جای انتقاد، احساسات خود را با همدلی پردازش کنند. با پرسیدن سوالاتی مانند “چه ارزش هایی را می خواهم به فرزندم بدون در نظر گرفتن اندازه خانواده منتقل کنم؟” یا “چگونه می توانم در داستان منحصر به فرد خانواده خود تحقق پیدا کنم، حتی اگر با دیدگاه اصلی من مطابقت نداشته باشد؟” والدین می توانند فضایی را برای پذیرش خود ایجاد کنند و یاد بگیرند که از خانواده خود همانطور که هست قدردانی کنند و در عین حال به امیدهای خود برای آینده احترام بگذارند.
حرکت رو به جلو با هدف و صلح
ناباروری ثانویه شامل پذیرش سفری است که فراتر از انتظارات جامعه است. با تصدیق رویاهای خود و پیروی از مسیر منحصر به فرد آنها، والدین متوجه می شوند که خانواده فقط بر اساس اندازه تعریف نمی شود، بلکه با عشق، انعطاف پذیری و قصدی که آن را شکل می دهد، تعریف می شود. این سفر، خواه زندگی جدیدی را به همراه داشته باشد یا نه، رشد عمیق، درک عمیقتر خانواده و میراثی از قدرت و همدلی را ارائه میدهد که بسیار فراتر از امروز طنینانداز خواهد شد. والدین در گرامیداشت سفر خود، داستانی مملو از انعطاف پذیری و اصالت می سازند – داستانی که خانواده را از طریق عشق و درک دوباره تعریف می کند.