01:35 - 2025/05/14

پیدا کردن نفس واقعی خود پس از تروما در دوران کودکی

[ad_1] اگر به عنوان یک کودک مورد آزار و اذیت قرار گرفتید ، ممکن است برخی از افکار ، احساسات و رفتارهایی را ایجاد کرده باشید که از آنها تعجب می کنید. حتی ممکن است خود را به عنوان “واقعاً اشتباه” فکر کنید. اما وقتی این نوع افکار...

پیدا کردن نفس واقعی خود پس از تروما در دوران کودکی

[ad_1]

اگر به عنوان یک کودک مورد آزار و اذیت قرار گرفتید ، ممکن است برخی از افکار ، احساسات و رفتارهایی را ایجاد کرده باشید که از آنها تعجب می کنید. حتی ممکن است خود را به عنوان “واقعاً اشتباه” فکر کنید. اما وقتی این نوع افکار را فکر می کنید ، ممکن است بیشتر به خود تصویر مراجعه کنید تا اینکه به خود معتبر باشد. تصویر خود در مورد چگونگی مشاهده خود ، اغلب در مورد نحوه مشاهده خود از طریق چشمان دیگران است. اما خود معتبر در مورد اینکه واقعاً چه کسی هستید ، است.

تأثیر بر افکار و رفتارها

بیایید به برخی از تأثیرات سوءاستفاده از دوران کودکی (اعم از جنسی ، جسمی ، عاطفی یا روحی) بر شما به عنوان یک بزرگسال نگاه کنیم. شما ممکن است افکاری داشته باشید که به شما می گوید که واقعاً مهم نیستید ، زشت هستید ، باید شرمنده باشید ، کمتر از دیگران هستید ، یا همیشه از دیگران بهتر هستید. شما ممکن است احساس نسبتاً متداول اضطراب شدید حتی حملات وحشت داشته باشید. ممکن است فلاش بک های مکرر ، وحشت شبانه یا کابوس داشته باشید. شما ممکن است برخی از نفس های بسیار شدید داشته باشید. شما ممکن است رفتارهای عصبانی ، خود مخرب ، خودشیفتگی ، بیش از حد محافظ ، مسئولیت بیش از حد پاسخگو یا خودآگاه داشته باشید. ممکن است به نظر برسید که درست از طریق آن اسکیت کرده اید زیرا شما یک فوق العاده عالی هستید. شاید لازم باشد تمام انرژی خود را برای نجات دیگران قرار دهید ، یا ممکن است کسی باشید که دائماً نیاز به نجات دارد. ممکن است چهره ای شاد بگذارید و همیشه لبخند بزنید ، و بیشتر زندگی خود را صرف تلاش برای خنده دیگران کنید تا بتوانید با حافظه یا درد از تماس خود دور شوید. شما ممکن است برای مقابله با یا جدا کردن از درد خود ، برخی از اعتیاد را ایجاد کرده باشید. شما ممکن است بتوانید فقط با حرکت به دور و یا به دیگران و خودتان بگویید که هر وقت احساس درد می کنید یا خاطرات بدی دارید ، فقط از درد ، شرم و خاطرات فرار کنید. شما ممکن است جذب و جذب افرادی شوید که به شما نیاز دارند تا از آنها مراقبت کنند ، بدون اینکه هرگز آنها را به عنوان بیشتر از سرپرستان خود بشناسند. شما ممکن است با سوء استفاده کننده خود شناسایی کرده باشید تا به یک متجاوز تبدیل شوید. ممکن است همه چیز را در مورد سوءاستفاده فراموش کرده باشید و به خود بگویید که کودکی دوست داشتنی داشته اید ، و اگر پدر و مادرتان به شما ضربه می زنند ، خوب ، شما سزاوار آن هستید.

مکانیسم های مقابله و تشکیل هویت

ما غالباً از تجربه سوءاستفاده جدا می شویم ، بنابراین مجبور نیستیم با آن زندگی کنیم و در عوض با روشی برای مقابله با ما شناخته می شویم که به ما احساس “شخصیت” می دهد تا مجبور نباشیم به معنای عدم وجود زندگی کنیم. اما شاید این شخصیت بیشتر شبیه هویت باشد تا تعریفی از اینکه واقعاً چه کسی هستید.

هویت چیزی است که ما با آن شناسایی می کنیم. به عنوان مثال ، من ممکن است به عنوان یک سرپرست شناخته شوم ، بنابراین من از هر کسی که می شناسم مراقبت می کنم. هدف از این امر این است که من چنین سرپرستی برای دیگران باشم که نیازی به دانستن این که من به مراقبت نیز نیاز دارم. درد فقط بیش از حد است ، بنابراین من به جای من از درد شما مراقبت می کنم و به دلیل احساس بهتر احساس بهتری می کنم. البته این فقط یک نمونه از بسیاری است. اما ایده این است که یک شخص ممکن است در یک احساس دروغین از خود زندگی کند که اصلاً آنها واقعاً نیستند. این خود کاذب یک مکانیسم مقابله است ، که معمولاً ناخودآگاه تشکیل می شود و به معنای محافظت از خود واقعی است.

دکتر DW Winnicott یکی از اولین کسانی بود که این ایده را از یک خود/خود نادرست ساده و پیش برد. کارل یونگ همچنین در مورد خود به عنوان متمایز از خود صحبت کرد. (شما می توانید با کاوش در کتاب ها و نوشته های دیگر توسط هر یک از این نویسندگان و روانکاویها اطلاعات بیشتری کسب کنید. این لیست خیلی گسترده است که در اینجا گنجانده شده است.)

این خود کاذب به دلیل توانایی ما در پیش بینی سایر افراد ناخودآگاه از خودمان و والدین و مراقبان برای انجام این کار با ما به عنوان کودکان یا حتی نوزادان امکان پذیر می شود. نوزاد یا کودک با این پیش بینی ها چه ارتباطی دارد اما آنها را درونی یا “درو” می کند؟ این پیش بینی های درونی سپس به خود تعریف می شوند. و این خود تعریف پس از آن به مکانیسم مقابله ای که ما برای زنده ماندن در آن خانواده با مبدا استفاده می کنیم ، می شود. و اگر در آن خانواده با مبدأ یا محیط اطراف ما نیز مورد آزار و اذیت قرار بگیریم ، این خود تعریف به معنای واقعی کلمه ممکن است از این سوءاستفاده ها به روشهای توضیح داده شده در بالا به وجود بیاید. ما ممکن است کودک طلایی خانواده ، یا کلاهبرداری ، یا ابرقهرمانان ، یا سرپرست ، یا شورشی یا شخص نامرئی یا هر یک از چندین هویت ممکن دیگر شویم. برخی از این موارد قبلاً در این وبلاگ توضیح داده شده است.

اما مهمترین چیز برای تحقق در اینجا این است که می توان یک خود معتبرتر را پیدا کرد ، و این در یافتن و زندگی آن خود معتبر است که ما بهبودی پیدا می کنیم. این بدان معنا نیست که همه چیز فقط به طرز جادویی از بین می رود ، اما این بدان معنی است که ما می توانیم زندگی بسیار معنادار تری در یک شخصیت داشته باشیم که با پیش بینی ها و برنامه های دیگران همراه نباشد.

ارتباط مجدد با خود

بنابراین ، چگونه می توانیم با اعتبار بیشتری زندگی کنیم؟ خوب ، ممکن است با توجه به چه نوع فعالیتهایی به ما صلح یا شادی می بخشد. این ممکن است با شروع به شناخت و پذیرش پیام های قانونی از احساسات واقعی ما شروع شود. به عنوان مثال ، آیا شما احساس نارضایتی زیادی می کنید زیرا برای دیگران که حتی به نظر نمی رسد به شما اهمیت دهند ، کارهای زیادی انجام می دهید؟ شاید این نارضایتی به آگاهی شما رسیده باشد تا به شما بگوید که کارهای زیادی را انجام می دهید زیرا فکر می کنید باید ، به جای اینکه واقعاً بخواهید آنها را انجام دهید.

یا شاید شما متوجه شده اید که عصبانی هستید اما به خودتان اجازه ندادید که در مورد آن مطلع شوید زیرا فکر می کنید عصبانیت یک احساسات بد یا “منفی” است. چه می شود اگر این عصبانیت به شما بگوید که باید از خود محافظت کنید ، یا به مرزها نیاز دارید ، یا حتی باید از یک رابطه سمی خارج شوید؟

در جایی که سوءاستفاده از دوران کودکی وجود دارد ، به ما آموخته نمی شود که به آنچه به ما آرامش یا شادی می بخشد توجه کنیم. به ما آموخته نمی شود که چگونه به احساسات دشوار دسترسی پیدا کنیم و پیام های آنها را به عنوان راهنمایی دریافت کنیم. در عوض ، ما بیشتر توسط خود سوءاستفاده آموخته می شویم تا خودمان را به اندازه کافی کوچک کنیم تا در جعبه هویتی که متناسب با متجاوزان ما باشد ، قرار بگیریم و بنابراین به نظر می رسد ما را از سوء استفاده بیشتر محافظت می کند. ما می توانیم از این هویت ها بخاطر کمک به ما در زنده ماندن از این سوءاستفاده تشکر کنیم. اما هرچه در بزرگسالی رشد می کنیم ، این هویت ها ممکن است زندگی ما را به گونه ای خفه کنند که ما هنوز بر اساس هویت انتخاب می کنیم نه بر اصالت خودمان. چنین خستگی می تواند باعث افسردگی ، اضطراب ، سرکوب بیشتر و حتی مواردی مانند اعتیاد و سایر رفتارها و روابط ناکارآمد شود.

اصالت ما را با دسترسی بیشتر و بیشتر به عمیق ترین ذات خود در تماس می کند ، بنابراین خود را از عنکبوتهای سوءاستفاده در کودکی دور می کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان