02:36 - 2024/10/22

پژواک های گذشته | روانشناسی امروز

[ad_1] منبع: PicsFive/Shutterstock او زمانی که اخیرا وارد دفتر من شد هیجان‌زده و متحرک بود. او با پرتوافشانی گفت: «کلید مشکلات عاشقانه‌ام را پیدا کردم. “من در مورد سبک های دلبستگی مطالعه می کردم و سرانجام متوجه شدم که سبک دلبستگی مض...

پژواک های گذشته | روانشناسی امروز

[ad_1]

PicsFive/Shutterstock

منبع: PicsFive/Shutterstock

او زمانی که اخیرا وارد دفتر من شد هیجان‌زده و متحرک بود. او با پرتوافشانی گفت: «کلید مشکلات عاشقانه‌ام را پیدا کردم. “من در مورد سبک های دلبستگی مطالعه می کردم و سرانجام متوجه شدم که سبک دلبستگی مضطرب و ناایمن دارم.”

این مشتری، که من او را ملانی صدا می کنم، در اواسط 40 سالگی است. او هرگز ازدواج نکرد، اما چندین رابطه ناموفق داشته است، اغلب با مردانی که می ترسد در شرف جدا شدن از او باشند، قطع رابطه کرده است. ملانی در کودکی توسط مادرش رها شد و توسط پدرش نادیده گرفته شد. ترس او از رها شدن به عنوان هوشیاری بیش از حد نسبت به دوری شریک زندگی، خلق و خوی ترش یا عدم تایید دائمی و ابراز عشق ظاهر شده است. گاهی اوقات او با تقاضاهای دائمی برای توجه و اطمینان، رابطه‌ای را خراب می‌کرد و شرکای خود را با نیازهای خود تحت تأثیر قرار می‌داد. در موارد دیگر، با کوچکترین نشانه ای مبنی بر اینکه تعهد او نسبت به او ممکن است تزلزل داشته باشد، از او جدا می شود.

او گفت: “من فکر می کنم که درک گذشته ام و برخورد با آن به من در آینده کمک خواهد کرد.” “من همیشه فکر می کردم شرکای من مشکل هستند. حالا می‌دانم که این من هستم، که خبر خوبی است زیرا می‌توانم روی خودم کار کنم.»

برای بسیاری از ما، پژواک سوء استفاده، بی توجهی یا سایر اختلالات خانوادگی در گذشته می تواند در روابط عاشقانه بزرگسالان ظاهر شود. فرزند یک الکلی ممکن است از شرکای بالقوه ای که مشروب الکلی می نوشند اجتناب کند، چه زیاده روی کند یا نه، و دیگری ممکن است در نهایت با یک الکلی ازدواج کند. آنهایی که با سوء استفاده بزرگ می شوند، گاهی اوقات به شرکای بدسرپرست گرایش پیدا می کنند. برخی، با مشاهده روابط ناخوشایند و حتی خشونت آمیز والدین، ممکن است به کلی از تعهد اجتناب کنند.

مطالعات جان بولبی در مورد شکل دلبستگی نوزادان با مراقبین، سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن را شناسایی کرده است. دلبستگی های ایمن زمانی شکل می گیرد که نیازهای نوزاد توسط مراقبین اولیه برآورده شود. هنگامی که نیازهای کودک توسط والدین یا سایر مراقبان شنیده نمی شود و برآورده نمی شود، کودک ممکن است وابستگی های ناایمن ایجاد کند که ممکن است مضطرب، اجتنابی، آشفته یا دوسوگرا باشد و بر روابط آینده تأثیر بگذارد.

مطالعات نشان داده است که کسانی که در اوایل زندگی با والدین و سایر مراقبین وابستگی ناایمن دارند، ممکن است در زندگی بزرگسالی برای اعتماد کردن و تعهد به روابط عاشقانه تلاش کنند، اما حتی اگر شروع سختی در زندگی داشته باشید، ناامیدی در عشق نیست. اجتناب ناپذیر است نحوه مشاهده و پردازش آنچه در گذشته اتفاق افتاده است بیشترین تأثیر را بر زندگی شما در حال حاضر دارد و احتمالاً منجر به احساس امنیت در عشق در حال حاضر می شود که در سال های اولیه شما گریزان بود.

شکستن با گذشته

چگونه می توانید امروز به پردازش گذشته و ایجاد روابط عشقی رضایت بخش تر بپردازید؟

1. از الگوهایی در زندگی عاشقانه خود آگاه باشید که بازتاب گذشته شماست.

مشتری من پاتریک با یک مادر نوجوان عصبانی و طردکننده و در نهایت یک ناپدری بدسرپرست بزرگ شد که به طور مزمن بیکار بود و از پاتریک خواست که تمام درآمدهایش را از مسیر کاغذش به او بدهد تا غذا روی میز بگذارد. او به جای قدردانی از اینکه پاتریک، که هنوز کودک بود، برای خانواده پول می آورد، به تحقیر و آزار فیزیکی او ادامه داد. پاتریک اخیراً در ازدواج خود با همسری بدسرپرست، حق طلب و خودخواه، به شباهت ناخوشایندی با این موضوع پی برده است. او اخیراً گفت: «این مثل یک کابوس است. من با او ازدواج کردم زیرا زیبا بود و بسیار جذاب و سرگرم کننده به نظر می رسید. اما معلوم می شود که او آنقدر شبیه ناپدری من است که ترسناک است.

جوانا در حالی که دو شوهر سابق الکلی خود را شبیه به پدر الکلی خود توصیف می کند، با ناراحتی لبخند می زند. او به من گفت: “این دقیقاً کشش آشنا نبود.” «این فانتزی نجات من بود. نمی‌توانستم پدرم را از اعتیادش به قرص‌ها و مشروبات الکلی نجات دهم، اما هر بار فکر می‌کردم که می‌توانم شوهرم را از اعتیادشان به همین روش نجات دهم. البته اشتباهه حالا من به جز در کارم به عنوان پرستار علاقه ای به نجات کسی ندارم. در روابط، متانت و ثبات عاطفی در حال حاضر برای من اولویت های بزرگی است.»

شما ممکن است از طریق درمان، تأمل، یادداشت روزانه و صحبت با دوستان و خانواده، به ویژه خواهر و برادر، درباره گذشته دور و اینکه چگونه ممکن است در روابط کنونی منعکس شود، به دنبال بینشی در مورد اینکه چگونه گذشته شما بر حال شما تأثیر می گذارد، بگردید.

2. مایل به شکستن این الگوها باشید.

مانند ملانی، بسیاری از ما در ابتدا ممکن است بدشانسی و شرکای سمی را مقصر ناامیدی در عشق بدانیم. همسایه‌ای دارم که مدام شکایت می‌کند که «هر مردی که می‌بینم خودشیفته است». در عوض، از خود بپرسید: «من برای کمک به این الگوهای ناخوشایند چه کار می‌کنم؟ چگونه احساسات دردناک من از گذشته، مسائل مربوط به اعتماد من و به طور کلی دیدگاه من به روابط باعث می شود که روابط عاشقانه من به نتیجه نرسد؟ فقط این نیست که در دفعه بعد در عشق خوش شانس باشید، بلکه درک اینکه چگونه می توانید طرز فکر و رفتار خود را برای ایجاد تغییرات مثبت تغییر دهید.

فهمیدن جوانا مبنی بر اینکه تلاش‌های نجات او با مردان الکلی زندگی‌اش مبتنی بر خیال بود، نه واقعیت، آغاز سفر او برای بهبودی از گذشته دردناکش و جستجوی شرکای آینده‌ای بود که هوشیار، کارآمد و دوست داشتنی بودند. او به من گفت: “بخشی از شفای من این بوده است که بفهمم شایسته رفتار خوب، دوست داشتن و داشتن یک شریک واقعی در زندگی هستم.” باعث شده است که آن خیالات قدیمی را رها کنم و بگذارم عشق متقابل وارد زندگی من شود.”

3. در مورد چالش های خود با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کنید.

این همیشه آسان نیست. اما به شریک زندگی خود بگویید که چرا ممکن است اینقدر ناامن باشید، به عنوان مثال، ممکن است به او کمک کند تا رفتار شما را بهتر درک کند و در پردازش گذشته و تغییر حال به شما کمک کند. این ممکن است به شما کمک کند تا اعتماد و صمیمیت عاطفی بیشتری در رابطه ایجاد کنید. مخفی نگه داشتن مبارزات خود می تواند از چنین رشد و حمایت عاشقانه جلوگیری کند.

مردی که در دوران جوانی‌ام با او آشنا شدم و از زمانی که خاطرات اخیرم را در مورد بزرگ شدن با پدری الکلی و بیمار روانی خواند، دوست مادام العمر بود و با من تماس گرفت و از من پرسید که چرا در طول چهار سال زندگی‌مان هرگز این موضوع را با او در میان نگذاشته‌ام. با هم از او پرسیدم که چرا زمانی که ما یک زوج بودیم، او نتوانسته بود به من در مورد زنده ماندن از هولوکاست در کودکی بگوید. تجربیات دوران کودکی ما بر روابط ما سنگینی می کرد، زمانی که هر دو از اعتماد کردن می ترسیدیم و از درد و طرد شدن دوری می کردیم. او با ناراحتی گفت: “اگر فقط می توانستیم در آن زمان با هم صحبت کنیم و به دردهای خود اعتماد کنیم، چه تفاوتی برای ما ایجاد می کرد.”

4. درک کنید که گذشته سرنوشت شما نیست.

این امکان وجود دارد که یاد بگیریم اعتماد کنیم. ایجاد یک رابطه قوی، محبت آمیز و انعطاف پذیر با دیگری حتی با شروعی دردناک و بی امید ممکن است.

جیمز که در کودکی توسط پدر خشن و الکلی اش مورد آزار و اذیت شدید قرار گرفت و به او گفت که ازدواج یک “فاجعه کامل زندگی” است، دوران جوانی خود را با اجتناب از روابط عاشقانه متعهد گذراند. او گفت: “با گذشت زمان، درمان و بلوغ، متوجه شدم که روابط عاشقانه نباید فاجعه بار باشد.” من تقریباً 20 سال است که با زنی که دوستش دارم و کاملاً به او اعتماد دارم ازدواج کرده ام. دو فرزندم که اکنون نوجوان هستند، لذت زندگی من هستند. به نوعی برای پدرم متاسفم که هرگز نتوانست فرزندانش را دوست داشته باشد یا لذت یک شریک دوست داشتنی را برای زندگی بداند. اینکه به خودم اجازه بدهم نزدیک باشم و دیگری را دوست داشته باشم، ریسکی بود که ارزش آن را داشت!»

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان