خواه از دست دادن شامل یک رابطه بیگانه، مرگ یکی از عزیزان یا یک فرصت از دست رفته باشد، ممکن است از کاری که انجام داده ایم یا انجام نداده ایم پشیمان شویم، گویی که عمل یا عدم اقدام باعث ایجاد تفاوت می شود. پشیمانی منجر به بازپخش ذهنی صحنهها – باقیماندهها – میشود تا آنچه ممکن است اشتباه رخ داده باشد را درک کنیم یا آنچه را که انجام نشده است، آشتی دهیم.
پشیمانی بازتابنده و عقب مانده است. ممکن است از یک رویداد، موقعیت یا رفتار گذشته به عنوان خطایی که میخواهیم آن را اصلاح کنیم ابراز تاسف کنیم. به طور گذشته نگر، ممکن است تصور کنیم کاری را که انجام داده ایم یا انجام نداده ایم تغییر دهیم. هنگامی که ما شرم پشیمانی را تجربه می کنیم، با تصور اینکه اگر مسیر دیگری را در پیش گرفته بودیم یا از فرصتی استفاده می کردیم، به طور موقت خاطرات را تغییر می دهیم (ناتانسون، 1992). تصاویر انجام کاری متفاوت باعث تسکین لحظهای از درد پشیمانی میشوند، زیرا در تخیل خود، میتوانیم به بخشی از آنچه دوست داشتیم که اکنون دور از دسترس است، نگه داریم.
پشیمانی به عنوان یک هیجان شناختی درجه بالاتر مفهوم سازی شده است زیرا شامل تفکر و احساس می شود (Lerner & Keltner, 2001; Västfjäll et al., 2011). احساسات غالب در پشیمانی شرم، گناه، پریشانی و اندوه است. هنگامی که این احساسات به طور مکرر فعال می شوند، می توانند خلق و خوی ضعیف ایجاد کنند.
پشیمانی و پیوندهای شکسته
روابطی که به پایان می رسد ممکن است ما را پشیمان کند. کار ناتمام شامل تعجب میشود که اگر غیر از این عمل میکردیم، ممکن بود چیزی چگونه بود. گاهی اوقات آرزو می کنیم ای کاش کار خاصی انجام داده بودیم یا از انجام کاری خودداری می کردیم. در مواقع دیگر، احساس می کنیم که چیزی را ناگفته گذاشته ایم (بونانو و همکاران، 2004؛ فیتز گیبون و همکاران، 2021؛ هالند و همکاران، 2014، 2020؛ کلینگسپون و همکاران، 2015؛ تورجس و همکاران، 2008). پشیمانی نشان می دهد که برخی شرایط مختلف ممکن است ناراحتی ما را کاهش داده باشد. پشیمانی حاوی یک فریب انگیزشی قوی است، زیرا نمیتوانیم خود را از در نظر گرفتن گزینههای جایگزین و جستجوی اطلاعات در مورد آنها دور نگه داریم (فیتز گیبون و همکاران، 2021).
پشیمانی مربوط به سوگ
همسران بازمانده ممکن است پشیمان شوند که همسری که فوت کرده نتوانسته به زندگی سالم و شاد ادامه دهد، یا ممکن است روی تصمیمات گذشته و فرصت های از دست رفته تمرکز کنند (شوچتر و زیسوک، 1993). اگر در برابر شرم ناشی از چنین پشیمانی به واکنش های تدافعی متوسل شویم، ممکن است به خودمان حمله کنیم (مثلاً “باید او را نزد متخصص دیگری می بردم” یا “باید به او می گفتم که از دوستی خود قدردانی می کنم”). ممکن است به فرد متوفی حمله کنیم (مثلاً “من از دست او خیلی عصبانی هستم که مراقب سلامتی او نیست”). ممکن است از اجتناب استفاده کنیم (مثلاً «فقط میخواهم چند نوشیدنی بنوشم تا احساس بهتری داشته باشم»)، یا ممکن است کناره گیری کنیم (مثلاً «نمیتوانم ایده رفتن به جایی را بدون همسرم تحمل کنم»).
پشیمانی به ما اطلاع می دهد
پشیمانی ما را از ناتوانی در عمل به آرمانهایمان آگاه میکند، بیش از اشتباهاتی که مرتکب شدهایم (Davidai & Gilovich, 2018). در درازمدت، ما از بیعملیهایمان بیشتر افسوس میخوریم تا کارهایمان، بنابراین پشیمانی در جاهایی که فرصتها وجود دارد و چشماندازهای ملموس برای تغییر، رشد و نوسازی را از دست دادهایم، باقی میماند (Davidai & Gilovich, 2018; Roese & Summerville, 2005). علیرغم اینکه پشیمانی و کارهای ناتمام چقدر ناراحت کننده است، آنها بازخورد درونی در مورد رفتار گذشته ما را نشان می دهند. فرآیند شناختی که به عنوان تفکر خلاف واقع شناخته می شود، با ارزیابی ما از یک نتیجه در مقایسه با آنچه که اگر تصمیم متفاوتی می گرفتیم، به دست می آمد یا از دست می رفت، ارتباط دارد (زیلنبرگ و همکاران، 1998). ما سایر نتایج رویدادهای گذشته را با در نظر گرفتن گزینه های فرضی شبیه سازی ذهنی می کنیم (CG Davis et al., 1995). بنابراین، پشیمانی ممکن است جنبه مهمی از ظرفیت ما برای بررسی تصمیماتمان یا ارزیابی رفتارهایمان را به صورت گذشته نشان دهد. از طرف دیگر، ممکن است تمایل ما به دنبال کردن اطلاعات خلاف واقع به خاطر خودش را نشان دهد (FitzGibbon et al., 2021). اگرچه نگاه کردن به گذشته ممکن است همیشه بر رفتارهای آینده تأثیر نگذارد، می تواند یک تجربه یادگیری باشد.
مهارتهای ادراکی ما ممکن است زمانی که با قدردانی از شخص دیگری که با او آشنا شدهایم مرتبط باشد، برای ما هزینه داشته باشد. همانطور که ما غذای خاصی را که به مدت یک هفته خورده ایم «چشیده» نمی شویم، ممکن است به یک رابطه نزدیک با کسی مانند همسر، شریک زندگی یا والدین نیز عادت کنیم. بنابراین، اگر رابطه قطع شود یا آنها بمیرند، ممکن است باور کنیم که کسی که برایمان مهم است را دست کم گرفته ایم، در حالی که صرفاً مغز ما با آنها آشنا شده است. پشیمانی به دنبال این است که کاش بیشتر حواسمان بود، زمان بیشتری را با آنها سپری می کردیم، یا آشکارا ارزش آنها را بیان می کردیم و قدردانی می کردیم. این وادی پاسخهای ادراکی و پدیدارشناختی ما به کسی یک گرایش انسانی است، نه یک تقصیر شخصی.
مرور گذشته و ارزیابی آنچه تجربه کردهایم میتواند خطاهای قضاوت ما یا هرگونه ارائه نادرست در درک ما از یک موقعیت را روشن کند. با این حال، نشخوار کردن در مورد گذشته آسیب زا یا چیزهایی که پشیمان هستیم، به جای آرام کردن، مغز عاطفی ما را تحریک می کند. هر چه تعداد دفعات بیشتری در همان مسیر پر از احساسات منفی بدویم، ممکن است آشناتر، در دسترس تر و قابل دسترس تر شود.
احساسات ما را وادار می کنند به دو روش مثبت و منفی مراقب باشیم. زمانی که علاقه مند یا هیجان زده هستیم و زمانی که گناهکار یا شرمنده هستیم اهمیت می دهیم. پشیمانی بی تفاوت نیست. بنابراین، پشیمانی ما ممکن است وابستگی عاطفی را به کسی یا چیزی که دوستش داشتهایم و از دست دادهایم، یا به کسی یا چیزی که در وهله اول باید از آن اجتناب میکردیم، حفظ کند.
برگرفته از بخشی از غم و اندوه چیزی نیست که باید گذشت: یافتن خانه ای برای خاطرات و احساسات پس از از دست دادن یک عزیز.