16:29 - 2024/09/20

پس از تقلب شریک زندگی: تعیین مرزهای سالم

[ad_1] منبع: Shutterstock/Connect Images – Curated مرزها یک عنصر ضروری در تمام روابط موفق هستند. این موضوع بعد از خیانت دو چندان می شود. اما چگونه می‌توانید پس از اینکه شریکتان به شما خیانت کرده است، مرزهای مفید روابط را شکل داده و ...

پس از تقلب شریک زندگی: تعیین مرزهای سالم

[ad_1]

Shutterstock/Connect Images - Curated

منبع: Shutterstock/Connect Images – Curated

مرزها یک عنصر ضروری در تمام روابط موفق هستند. این موضوع بعد از خیانت دو چندان می شود. اما چگونه می‌توانید پس از اینکه شریکتان به شما خیانت کرده است، مرزهای مفید روابط را شکل داده و اجرا کنید؟

اول از همه، شما باید بدانید که مرزهای تعیین شده پس از کشف تقریباً همیشه در مورد ایمنی. اساساً، شما می خواهید در رابطه خود احساس امنیت کنید و برای تحقق این امر به شریک زندگی خود نیاز دارید که به مرزهای خاصی احترام بگذارد. احتمالاً نمی خواهید شریک زندگی خود را کاملاً کنار بگذارید، و همچنین نمی خواهید تمام حرکات شریک خود را کاملاً کنترل کنید، اما می خواهید در تعاملات خود احساس امنیت کنید.

برای این منظور، باید مرزهای داخلی و خارجی را تعیین کنید:

  • داخلی مرزها از افکار، احساسات و انتخاب های رفتاری شما محافظت می کنند.
  • خارجی مرزها از بدن شما محافظت می کنند، فاصله را کنترل می کنند و لمس را کنترل می کنند.

این احتمال وجود دارد که رابطه شما قبلاً هم مرزهای داخلی و هم مرزهای خارجی داشته است، اگرچه احتمالاً چنین مرزهایی به جای بیان صریح، ضمنی یا فرض شده است. پس از خیانت، مرزهای ضمنی یا فرضی کافی نیست. با حرکت رو به جلو، اگر می خواهید با شریک زندگی خود بمانید، باید مرزهای مورد نیاز خود را کاملاً مشخص و مشخص کنید. علاوه بر این، اگر بتوانید هدف هر مرزی را که تعیین می کنید، بیان کنید، برای شریک و رابطه شما مفید خواهد بود.

حوزه هایی از زندگی و رابطه شما که ممکن است به چنین مرزهایی نیاز داشته باشد عبارتند از:

مرزهای فیزیکی و جنسی: اینها شامل نزدیکی بدن یا چیزهای شما به بدن یا چیزهای شخص دیگری است. مرزهای فیزیکی شامل جنبه های جنسی رابطه شما می شود. پس از خیانت، ممکن است بخواهید مرزهای فیزیکی و جنسی زیر را در نظر بگیرید:

  • این که آیا شما در یک خانه خواهید ماند و چه کسی مسئولیت های مختلف زندگی خانوادگی را بر عهده خواهد گرفت.
  • حریم خصوصی شخصی در مورد مجلات، درمان، تلفن، رسانه های اجتماعی و موارد مشابه.
  • لمس غیرجنسی: سطحی از لمس و محبت جسمانی که شما نسبت به آن باز هستید (و نیستید).
  • تماس جنسی: سطحی از تماس و تعامل جنسی که شما نسبت به آن باز هستید (و نیستید).

مرزهای عاطفی: این مرزها به شما کمک می کند تا احساسات خود را مدیریت و تنظیم کنید. آنها به شما کمک می کنند تا زمانی که از نظر احساسی تحریک می شوید، در مراقبت از خود شرکت کنید.

مرزهای مالی: کاملاً ممکن است که شریک زندگی شما برای خیانت پول خرج کرده باشد، احتمالاً مقدار زیادی. اگر چنین است، ممکن است بخواهید مرزهایی را در مورد امور مالی شخصی و خانوادگی تعیین کنید، معمولاً از هر دلاری که به دست آورده و خرج می کنید، شفافیت کامل را بخواهید.

مرزهای ارتباطی: این مرزها معمولاً بر یکی از سه چیز تمرکز می‌کنند: (1) چیزی که احساس امنیت می‌کنید بدون کمک شخص ثالث (مانند یک درمانگر) با شریک زندگی خود صحبت کنید. (2) حل تعارض محترمانه، مانند زمان و چگونگی بحث و حل اختلافات؛ و (3) در مورد خیانت به چه کسانی خواهید گفت و به آنها چه خواهید گفت. به عنوان مثال، اگر بچه دارید، شما و همسرتان در مورد خیانت خود به رابطه به آنها چه خواهید گفت؟ همچنین، یافتن دوستان ایمن که بتوانید داستان خیانت خود را با آنها به اشتراک بگذارید، می تواند بخش مهمی از درمان باشد. با این حال، مهم است که به افرادی تکیه کنید که می توانند داستان شما را بدون غیبت یا قضاوت بشنوند.

مرزهای اطراف افراد، مکان ها و اشیا: به احتمال زیاد، افراد و مکان هایی هستند که توسط خیانت همسرتان آلوده شده اند. در چنین مواردی، ممکن است لازم باشد برای احساس امنیت، حد و مرزی تعیین کنید. مرزها می توانند طیف وسیعی از مسائل را پوشش دهند و به موقعیت منحصر به فرد هر فرد اختصاص دارند.

چگونه یک مرز موفقیت آمیز تعیین کنیم

به طور کلی، زمانی که یک مرز تعیین می کنید، باید آن را در مورد خودتان بسازید. در واقع، اگر مرزهای شما در مورد کنترل رفتار شریک زندگی تان باشد، به جای همکاری، به احتمال زیاد عصبانی و عصبانی خواهید شد. مرزهای موفق در مورد کنترل رفتار شریک زندگی شما نیست، بلکه در مورد کنترل رفتار شما در رابطه با انتخاب ها و رفتارهای همسرتان است. انتخاب ها و اعمال آنها متعلق به آنهاست، انتخاب ها و اعمال شما متعلق به شماست.

برای این منظور، توصیه می‌کنم زمانی که برای کمک به احساس امنیت در رابطه خود، مرزهایی تعیین می‌کنید، از فرمول چهار بخشی زیر استفاده کنید:

  1. رفتار شریک زندگی شما: وقتی در استفاده از تلفن خود رازداری می کنید…
  2. افکار شما:من نمی توانم کمک کنم اما تعجب می کنم که شما چه کار می کنید. شما ممکن است نمرات ورزش را چک کنید یا به برادرتان پیامک ارسال کنید، اما ذهن من به من می گوید که در حال تماشای پورن هستید، یا در یک برنامه ارتباطی هستید، یا به یکی از شرکای خود پیامک می فرستید.
  3. احساسات شما: با این افکار، خیانت را دوباره احساس می کنم. احساس ناامنی می کنم، مورد بی مهری قرار می گیرم و به او دروغ می گویند.
  4. چه کمکی می کند: اگر برنامه ای مانند Net Nanny را روی تلفن و سایر دستگاه های الکترونیکی خود قرار دهید و من را به عنوان شریک مسئولیت پذیری خود تعیین کنید، می توانم برنامه را بررسی کنم و بدانم که شما دوباره تقلب نمی کنید. توانایی انجام این کار به من کمک می کند تا دوباره با شما احساس امنیت کنم.

Boundaries Essential Reads

وقتی مرزها را به این شکل بیان می کنید، آنها را در مورد خودتان می سازید: افکار، احساسات و نیازهایتان. علاوه بر این، شما نیاز به این مرز را به روشی که شریکتان می تواند درک کند، به وضوح توضیح می دهید. در آن مرحله، به جای اینکه احساس کند توسط شما کنترل یا دستکاری شده است، شریک زندگی شما می تواند به شما کمک کند احساس امنیت کنید. این ممکن است یک تفاوت کوچک به نظر برسد، اما اینطور نیست. در واقع، یک مرز به درستی ارائه شده – یک درخواست مستدل به جای یک تقاضای عصبانی – می تواند همه چیز را در جهان ایجاد کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان