19:01 - 2024/10/28

پروناتالیسم چگونه بر درمان تأثیر می گذارد؟

[ad_1] جلسه درمانی منبع: Priscilla Du Preez/Unsplash من به عنوان یک درمانگر در حال آموزش، از جامعه بدون فرزند بی اطلاع بودم. علیرغم تمرکز شدید برنامه فارغ التحصیلی من بر مسائل چندفرهنگی، ما هرگز نحوه حمایت از افرادی را که ترجیح می دهند بد...

پروناتالیسم چگونه بر درمان تأثیر می گذارد؟

[ad_1]

پریسیلا دو پریز/Unsplash

جلسه درمانی

منبع: Priscilla Du Preez/Unsplash

من به عنوان یک درمانگر در حال آموزش، از جامعه بدون فرزند بی اطلاع بودم. علیرغم تمرکز شدید برنامه فارغ التحصیلی من بر مسائل چندفرهنگی، ما هرگز نحوه حمایت از افرادی را که ترجیح می دهند بدون فرزند باشند، توضیح ندادیم.

بعدها در زندگی بود که از برخی از چالش‌های پیش روی این جامعه آگاه شدم و از این که فهمیدم منابع سلامت روان بیشتری برای آن طراحی نشده است، متعجب شدم. به نظر می رسد که اکثر درمانگران دیگر نیز در این مورد به عنوان بخشی از آموزش خود یاد نگرفته اند. این تجربه من را بر آن داشت تا آنچه را که به عنوان پروناتالیسم شناخته می شود و چگونه می تواند بر درمان تأثیر بگذارد، کشف کنم.

پروناتالیسم چیست؟

«در فرهنگ معاصر غرب، به طور طعنه آمیزی به نظر می رسد که باید دلایلی داشته باشیم نه بچه دار شدن، اما هیچ دلیلی برای بچه دار شدن لازم نیست. افرادی که بدون فرزند هستند به طور مکرر و بی ادبانه مورد انتقاد قرار می گیرند و برای وضعیت خود پاسخگو می شوند… انتخاب برای تولید مثل نیازی به تفکر یا توجیه تلقی نمی شود. – به طور کلی کریستین

پروناتالیسم به نیروهای فرهنگی و نهادی اطلاق می شود که افراد به ویژه زنان را برای داشتن فرزند تحت فشار قرار می دهند. این پدیده در جنبه های مختلف جامعه از جمله مذهب، سیاست، اقتصاد و زندگی خانوادگی نفوذ می کند. برای مثال، سیاست‌های پروناتالیستی ممکن است شامل معافیت‌های مالیاتی برای بچه‌دار شدن باشد، که به صورت طنزآمیز در الگوهای رفتاری در مورد ادعای ادعای حیوانات خانگی به عنوان افراد وابسته به تصویر کشیده می‌شود.

پروناتالیسم به طور کلی به والدین موقعیت ممتازی در جامعه ما می دهد. همانطور که کتی مینارد، LICSW، اشاره می کند، زبان روزمره ما منعکس کننده این سوگیری است: اصطلاحاتی مانند “خانواده” معمولاً به والدین و فرزندان دلالت می کنند، در حالی که افرادی که والدین نیستند با استفاده از کلماتی مانند “غیر والدین” با کمبود آنها تعریف می شوند. یا “بدون فرزند”

مانند دیگر «ایسم‌ها»، پروناتالیسم می‌تواند از نظر روان‌شناختی برای کسانی که از هنجار منحرف می‌شوند مضر باشد. افراد بدون کودک اغلب با قضاوت و اظهار نظرهای ناخواسته مواجه می شوند، پدیده ای که در جامعه به عنوان «تخیلی» شناخته می شود. یک کارت یکنوع بازی شبیه لوتو را تصور کنید، و هر آیتم روی آن یک جمله پروناتالیستی است که افراد بدون کودک بارها آن را می‌شنوند، مانند «نظرت را عوض می‌کنی»، «فرزندت می‌تواند برای درمان سرطان رشد کند» و «شما هرگز عشق واقعی را تجربه نخواهید کرد». ” افراد بدون کودک آنقدر این نظرات را می شنوند که می توانند کارت یکنوع بازی شبیه لوتو را با خود حمل کنند و موارد را بررسی کنند.

چگونه پروناتالیسم در درمان ظاهر می شود

متأسفانه پروناتالیسم بر حوزه روانشناسی نیز تأثیر گذاشته است. اما پالمر، روان‌درمانگر، استدلال می‌کند که این با تئوری‌های رشد انسانی آغاز می‌شود که بسیاری از روان‌درمانی‌ها بر اساس آن ساخته شده‌اند.

برای مثال، مراحل رشد اریک اریکسون با مجموعه ای از درگیری ها مشخص می شود که افراد باید برای رسیدن به بلوغ حل کنند. یکی از این مراحل «تولید در مقابل رکود/خود جذب» نام دارد، که در آن چالش رشد یافتن راهی برای تأثیرگذاری بر نسل بعدی است. به طور سنتی تصور می شد که این امر از طریق والدین اتفاق می افتد.

شاید به دلیل این سوگیری در نظریه های بنیادی روانشناسی، تحقیقات بسیار کمی در مورد افراد بدون کودک به طور کلی، و حتی کمتر در مورد مداخلات درمانی برای جمعیت بدون کودک وجود دارد. این سوگیری به این معنی است که بسیاری از درمانگران در مورد جامعه بدون کودک آگاهی ندارند.

همچنین به این معنی است که درمانگران مداخلات مبتنی بر شواهد برای چالش‌های خاص سبک زندگی بدون کودک ندارند. به عنوان مثال، در حالی که پروتکل های استاندارد شده ای برای کمک به افراد برای تربیت فرزند سرکش وجود دارد، هیچ پروتکلی برای کمک به افراد بدون فرزند برای مقابله با “بینگو” بودن وجود ندارد.

حتی نگران‌کننده‌تر این واقعیت است که برخی از درمانگران نگرش‌های مغرضانه‌ای نسبت به مراجعان بدون فرزند نشان می‌دهند. یک زن بدون فرزند در مورد تجربه‌اش از گفتن به درمانگرش که نمی‌خواهد بچه‌دار شود، به اشتراک گذاشت، فقط با پاسخ‌های دفاعی مانند «عقاید تغییر می‌کند» و حتی «از ۱۹ سالگی در این مورد حرفی ندارید». متأسفانه، پالمر برخورد با افراد بدون کودک را توصیف می کند که توسط درمانگران پروناتالیست آسیب دیده اند که تصمیم به بی فرزندی را آسیب شناسی می کنند.

چنین نگرش هایی به وضوح غیراخلاقی است. بسیاری از کدهای اخلاقی برای مشاغل کمک کننده، مانند آیین نامه اخلاقی انجمن مشاوره آمریکا، به پزشکان دستور می دهد که ارزش های خود را به مراجعین تحمیل نکنند. درمانگران باید پیشینه‌های فرهنگی، معنوی/مذهبی و سیاسی خود را ارزیابی کنند و در مورد سوگیری‌هایی که ممکن است وارد اتاق درمان کنند فکر کنند.

بسیاری از ما می‌توانیم ببینیم که چگونه برای یک درمانگر غیراخلاقی است که به دلیل این اعتقادات، سعی در تغییر باورهای مذهبی مراجع یا رفتار متفاوت با او داشته باشد. به طور مشابه، درمانگران نباید به شیوه ای مغرضانه نسبت به افراد بدون فرزند رفتار کنند یا سعی کنند بر تصمیمات باروری مراجع تأثیر بگذارند.

مراحل بعدی

در حالی که حوزه درمان در حال تکامل است، مراجعین درمان باید احساس قدرت کنند که به درمانگر خود بازخورد بدهند، اگر معتقدند درمانگر به روشی جانبدارانه عمل می کند. بسیاری از درمانگران مشتاق هستند تا به نقاط کور خود رسیدگی کنند و به عنوان پزشک رشد کنند.

و با افزایش تعداد افراد بدون فرزند، برای درمانگران مهم است که در مورد این جمعیت و نیازهای خاص آن بیاموزند. درمانگران همچنین باید تجربیات و باورهای خود را در مورد معنای بدون فرزند بودن بررسی کنند و از تأثیر این پس زمینه بر کار آنها با مراجع آگاه باشند. این گام مهمی به سوی جهانی است که در آن همه مردم از مراقبت های بهداشت روانی هماهنگ که شایسته آن هستند برخوردار شوند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان