افسردگی یک مسئله جدی بهداشت عمومی است که حدود 260 میلیون نفر در سراسر جهان را مبتلا کرده است. در حالی که تحقیقات جامعی برای حمایت از افرادی که با این بیماری دست و پنجه نرم می کنند انجام شده است، کمتر در مورد تأثیر آن بر مراقبان خانواده افراد مبتلا به افسردگی شناخته شده است.
مراقبت از یکی از اعضای خانواده که با افسردگی دست و پنجه نرم می کند چگونه است – و آنها چگونه زندگی خوب را تعریف می کنند؟ اینها سوالات اکتشافی اصلی مطالعه ای بود که توسط دکتر آماندا کول از دانشگاه ادیت کوان استرالیا انجام شد.
به منظور پیگیری این تحقیق، دکتر کول و تیمش با استخدام افرادی که حداقل 18 سال سن داشتند و با فردی که به طور رسمی افسردگی اساسی تشخیص داده شده بود زندگی می کردند، شروع کردند. هشت شرکت کننده، بین سنین 31 تا 63 سال، و به طور متوسط، 18 سال با یکی از اعضای خانواده مبتلا به افسردگی زندگی می کردند. از آنجا، دکتر کول و تیمش از شرکتکنندگان خواستند داستانهای شخصی «زندگی خوب» را در حالی که با یکی از اعضای خانواده به شدت افسرده زندگی میکردند، بازگو کنند. سپس روایات شرکت کنندگان برای موضوعات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج قابل توجه بود. روایات چهار مضمون فراگیر را به دست آوردند که همگی دارای مضامین فرعی بودند که در زیر خلاصه می شود.
موضوع 1: زمان عدم اطمینان و پریشانی
شرکتکنندگان به اشتراک گذاشتند که زندگی در انتظار اعمال یا واکنشهای غیرقابل پیشبینی اعضای خانوادهشان با افسردگی، ناراحتکننده است. این موضوع دو موضوع فرعی را به همراه داشت.
راه رفتن روی پوسته تخم مرغ شرکتکنندگان در رابطه با یکی از اعضای خانواده مبتلا به افسردگی بسیار محتاط بودند و سعی میکردند اوضاع را بدتر نکنند.
ترس شما را رها نمی کند. شرکتکنندگان ابراز نگرانی، ترس و انتظار داشتند که عضو خانوادهشان ممکن است به خود صدمه بزند یا خودکشی کند.
موضوع 2: زمان تغییر و سازگاری
این موضوع ایده تغییر را به سه طریق در بر می گیرد: (1) تغییر و اصلاح (تغییر کوچک اما معنی دار؛ (2) تطبیق (سازش، تعدیل و امتیاز)؛ و (iii) تغییر دگرگون کننده (تعدیل عمیق یا عمده). شرکت کنندگان داستانها به تغییر، تطبیق و سازگاری اشاره میکردند تا با توجه به اهداف، نقشها و پویاییهای خانواده، بهتر «تناسب» اعضای خانواده خود را داشته باشند.
همه چیز همیشه آنطور که به نظر می رسد نیست. شرکت کنندگان نحوه ارتباط خود را با دیگران تغییر دادند تا ظاهر مثبت خود را حفظ کنند و آنچه را که واقعاً در خانه اتفاق می افتد پنهان کنند. این کار برای محافظت از اعضای خانواده و خانواده انجام شد. این یک جنبه مهم از خوب زیستن بود – اینکه چگونه آنها آنچه را که فراتر از خانواده اتفاق میافتاد به اشتراک میگذاشتند.
چیزی تسلیم شد، چیزی به دست آورد. همه شرکت کنندگان هماهنگ با نیازهای در حال تغییر خود سازگار شدند. همه داستان ها به فداکاری اشاره داشتند، خواه تغییر نقش، اهداف و برنامه های آینده باشد. در ایجاد این تغییرات، شرکت کنندگان مزیتی را کشف کردند که زندگی آنها را بهبود بخشید.
یک سفر جدید می تواند با یک قدم آغاز شود. این موضوع فرعی به رویدادها، موقعیتها یا لحظاتی اشاره دارد که باعث ایجاد تغییرات دگرگونکننده برای شرکتکنندگان شد. این تحول مسیر پیشروی اعضای خانواده مبتلا به افسردگی را تغییر داد و به تغییرات مثبت منجر شد. برای مثال، یکی از شرکتکنندگان به اشتراک گذاشت که تقریباً یک سال قبل از مصاحبه سکته مغزی کرده است، که باعث تغییر نقش با همسرش شد که با افسردگی دست و پنجه نرم میکرد – و سپس مراقب او شد و پویایی عمیقاً متفاوتی بین آنها ایجاد کرد.
موضوع 3: زمان استقامت و استقامت
شرکت کنندگان بیان کردند که زندگی با یکی از اعضای خانواده مبتلا به افسردگی می تواند دشوار باشد و باعث رنج و درد خانواده شود. با وجود این، شرکت کنندگان در هدف خود برای خوب زیستن تزلزل ناپذیر بودند. این موضوع از دو موضوع فرعی تشکیل شده بود.
یک بار سنگین برای حمل. “وزن مسئولیت” شرکت کنندگان و احساس وظیفه آنها نسبت به اعضای خانواده مبتلا به افسردگی با نگرانی و خستگی فراوان همراه بود. یکی از شرکتکنندگان در این باره میگوید: «فکر میکنم شما به عنوان خانواده احساس مسئولیت میکنید، و تصدیق میکنید که کنترلی بر آن شخص دیگر ندارید و سعی میکنید بیماری را درک کنید.»
این مرا می سازد یا می شکند. همه شرکت کنندگان اظهار داشتند که تجارب آنها افراطی بود. آنها مجبور بودند تمام قدرت روانی خود را برای مقابله با آن تقویت کنند، و در مواقعی برای گذراندن زندگی روزمره، تمام تلاش خود را به کار ببندند.
موضوع 4: زمان امید و شفا
شرکت کنندگان به مواد تشکیل دهنده شخصی خود برای دستور العمل های فردی خود برای زندگی خوب اشاره کردند. آنها توضیح دادند که مبتنی بر قدرت و در رویکرد خود فعال هستند، در صورت نیاز خود را تطبیق داده و تطبیق می دهند، امیدوار می مانند و در مواجهه با چالش ها مصمم باقی می مانند. این موضوع دارای سه موضوع فرعی بود.
Depression Essential Reads
پذیرفتن آن برای آنچه هست. روایات حاکی از آن بود که پذیرش افسردگی اعضای خانواده آنها یک اقدام عمدی و مصمم بوده است. با گذشت زمان، آنها افسردگی را “آن” نامیدند تا بین این بیماری و فردی که با آن زندگی می کند تمایز قائل شوند. علاوه بر این، بسیاری از شرکتکنندگان متوجه شدند که نمیتوانند وضعیت یا یکی از اعضای خانوادهشان را «رفع» کنند.
شکافی از نور در تاریکی. این موضوع تصاویری را تداعی می کند که نشان دهنده تغییرات مثبتی است که می تواند با وجود طوفان اتفاق بیفتد. داستان های شرکت کنندگان به تغییر از زنده ماندن، به “زندگی یک زندگی”، به مقابله و زنده ماندن اشاره داشت.
فردا روز دیگری است. با وجود چالشها، روایتهای شرکتکنندگان در مورد آینده و زندگی خوب با یکی از اعضای خانواده مبتلا به افسردگی امیدوارکننده بود. کلمات مرتبط با امید، مانند ایمان، باور، انتظار، و مراقبت بارها و بارها در داستان های آنها ظاهر می شود – و با تاکید بر نگاه به آینده.
برای پیدا کردن یک درمانگر، لطفا به مراجعه کنید راهنمای درمان روانشناسی امروز.