[ad_1]

همه ما به طور دوره ای درگیر رفتارهای خودکشی هستیم. ما پرخوری می کنیم ، دیرتر از آنچه باید باید بمانیم و افراد را صرفاً بر اساس عوامل خارجی مانند ظاهر قرار دهیم. اما برای برخی از ما ، شخصیت های ما به گونه ای ساختار یافته اند که خودکشی بودن راهی برای زندگی است.
بیشتر کمال گرایان-خواه آنها موفقیت آمیز و مزمن برای شکوه و قربانی های جلال ، یا قربانی اخلاقی و مزمن نیازهای خود را برای دیگران قربانی کنند ، یا هر دو زندگی خود را به شکلی سازماندهی می کنند که وقتی از طریق یک دیدگاه بلند مدت در نظر گرفته می شود ، می تواند به عنوان خودکشی توصیف شود. فداکاری ، حتی در دراز مدت ، لزوماً منفی نیست. ما می توانیم شکل بلند مدت آن را با نظم و انضباط و وجدان ، اصطلاحاتی که کمال گرایان را توصیف می کند ، برابر کنیم. با این حال ، هنگام وقوع چندین چیز ، قربانی طولانی مدت به شکل خودکشی خود به شکل خود شکست می خورد:
1. نتایج منفی به طور قابل توجهی از نتایج مثبت در دراز مدت بیشتر است.
2. هدف نهایی شخص یا دست نیافتنی است یا مبتنی بر خیالی است که عملاً از واقعیت جدا شده است. اساساً ، نظم و انضباط می تواند به راحتی وسواس شود ، که به دلیل ماهیت آن ، مبتنی بر یک توهم است.
در جلسات ما ، بیماران وسواسی ما اغلب متقاعد می شوند که قربانی طولانی مدت همیشه پیشرو جلال و شادی است. روانشناس نانسی مک ویلیامز خاطرنشان كرد: “اصطلاح” مازوكیست اخلاقی “بیشتر برای افراد سازمان یافته تر و سازماندهی بیشتر اعمال می شود كه عزت نفس خود را در حین تحمل درد و فداکاری سازماندهی كرده اند. در رده دوم ، من به طور مكان ، كه به طور كوچكی از آنها یاد می كنم ، می خواهم كه برخی از افراد را از 80 ساعت بكاریم كه از 80 ساعت کار می کند.” “” اما من یکی از آنها نیستم. ”
در اینجا ، مازوخیسم نه به عنوان یک لگد جنسی یا عشق عمومی به درد تعریف می شود بلکه به عنوان کشت توانایی و تمایل بیشتر برای تحمل درد برای پاداش های خارجی و داخلی ، مانند افزایش عزت نفس تعریف می شود. درک اساسی این است: “من مجاز به این هستم که رنج می برم.”
کمال گرایی در دسته تمایلات خود شکست دهنده متناسب است زیرا نگرانی آن با جزئیات جزئی و سرمایه گذاری کلی زمان اغلب منجر به روابط از دست رفته و/یا اشتغال می شود و این اعتقاد را دارد که کمال قابل دستیابی است. در نهایت ، کمال گرایان تمایل دارند به یک نقطه ورود اعتقاد داشته باشند که در آن زندگی آنها کامل شود ، پر از عشق و تحسین از دست رفته جوانی. دستیابی به هر دو تنها هدف آنها برای موجود است. با این حال ، تغذیه هذیان ورود چندین نتیجه مهم دارد:
- فرسودگی شغلی: با استفاده از مثال ذکر شده در بالا ، پرستار که هفته های 80 ساعته کار می کند ، به طور مداوم شروع به اشتباهات بی دقتی می کند و احساس نمی کند در سطح بالایی که از آنها استفاده می شود کار کند. در حالی که ممکن است ما استراحت را نفرت کنیم ، مشاهده آن با بی اعتنایی هیچ کاری برای از بین بردن آن انجام نمی دهد. یکی دیگر از جنبه های توهین آمیز از خودکشی و تمایلات کمال گرایانه ، اعتقاد به این است که استراحت داوطلبانه است ، فقط برای افراد ضعیف است.
- ناتوانی در قدردانی از پیشرفت: متوقف کردن بو کردن گل رز را می توان به عنوان فعالیتی برای بازندگان تصور کرد. “من یکی از آنها نیستم” خطی است که بارها در پاسخ به سوال پشیمانی صحبت می شود. برای کمال گرا ، تنها پشیمانی ناشی از زندگی است که کاملاً خودآگاه نیست ، هرچه به معنای آن باشد. بنابراین ، اساساً ، فقط می توان دانست که اگر آنها به هدف نهایی خود رسیده اند ، زندگی معناداری داشته اند. “چه چیزی بعدی است؟” همیشه در بالای ذهن است.
- روابط ناموفق: وسواس فقط جایی برای یکی دارد. غالباً ، روابط وسیله ای برای رسیدن به هدف است ، صرفاً در خدمت هدف نهایی شخص. اگر آنها معتقدند نیازهای آنها ناچیز است ، این جهت گیری ممکن است عزیزان را از بین ببرد.
- ناامید کننده اجتناب ناپذیر: صرف نظر از هدف نهایی شما ، “ورود” وجود ندارد. بیشتر شادی دوپامین و همراهی که ما تجربه می کنیم پیش بینی برخی از پاداش ها می شود. خیال بسیار فراتر از هر واقعیت است. کسانی که به دنبال اعتبارسنجی از منابع خارجی هستند این کار را بیهوده انجام می دهند.
یک مورد وجود ندارد که من در زندگی ام به دست آورده ام و با تمدید به دست می آید ، که من به نظر می رسد که به هر روشی معنی دار تحقق و تأیید می کنم. و بسیاری از کسانی که از نظر عینی موفق هستند می توانند به این امر گواهی دهند. این فکر می تواند افسرده کننده باشد ، اما برای من آزاد کننده است. یک خط عالی در فیلم Disney Cool Runnings وجود دارد که همیشه با من باقی مانده است: “اگر شما بدون مدال طلا کافی نیستید ؛ هرگز با یک نفر کافی نخواهید بود.” هیچ موفقیت نمی تواند شما را دوست داشته باشد ، زیرا هیچ موفقیت امن و تغذیه ای نیست. هرچه بیشتر از آن داشته باشید ، بیشتر از آن برای تغذیه نیاز دارید. نمی تواند از شما مراقبت کند.
و نه کسانی که احترامشان هر بار که تعقیب می کنید ، دورتر به نظر می رسند. دوست داشتن این است که دیگری را خوشحال کنید و از آنها بهره مند شوید. مورد احترام به این معنی است که آنها همچنین به شما اهمیت می دهند که از آنها بهره مند شوید. برخی ممکن است شما را دوست داشته باشند اما هرگز به شما احترام نمی گذارند ، هر چقدر هم که تلاش کنید.
[ad_2]